معاد از ديدگاه عقل و نقل - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣١
بندگان جرأت عصيان و سرپيچى پيدا مىكنند و از اجراى فرامين الهى سرمىپيچند.
اين نظريه به بيان ديگرى نيز مطرح شده و گفتهاند وجود عقاب از مصاديق لطف است چون سبب مىشود كه بندگان از ترس عقاب به انجام واجبات و ترك محرمات بپردازند و خداوند هم لطف را بر خود واجب كرده است پس وجود عقاب لازم است.
در جواب از اين توجيه گفته شده كه آنچه لطف و ضامن اجراى تكليف است، وعيد به عذاب است نه خود عذاب؛ زيرا ضامن اجراى تكليف و لطف بايد در همين دنيا حاصل شود تا ما را به سوى اجراى تكليف بكشاند و آنچه در اين دنيا حاصل است، وعيد به عذاب مىباشد، نه خود عذاب.
٣- پاداش و كيفر غايت خلقت و تشريع است و اگر پاداش و كيفر نباشد، خلقت و تشريع عبث است.
اين توجيه گرچه تا حدى صحيح است ولى دو نقص دارد:
الف- پاداش و كيفر هر دو به يك نحو، غايت خلقت نيستند. پاداش، غايت اصلى تشريع و خلقت و كيفر، غايت تبعى است.
ب- اين توجيه براى پاداش كافى است، ولى براى كيفر كافى نيست؛ زيرا مىتوان تصور كرد كه غايت خلقت فقط پاداش باشد و كسانى كه نيكوكار نبودهاند از اين غايت محروم شوند.
٤- كيفر مقتضاى معصيت است؛ بنده همچنان كه با انجام گناه مستحق مذمت مىشود، مستحق كيفر هم مىگردد.
اين جواب گرچه صحيح است، ولى تمام نيست؛ زيرا استحقاق كيفر غير از تحقق يافتن خود كيفر است. خداوند مىتواند عفو كند و گناه را محو نمايد و بنده را معاد از ديدگاه عقل و نقل ١٣٧ نعمتهاى جسمانى بهشت ص : ١٣٧ كيفر نكند.
٥- پاداش و كيفر مقتضاى ربوبيت حق تعالى و عبوديت بنده است. قرآن مىفرمايد: