معاد از ديدگاه عقل و نقل - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٨
را در جهل آدميان و انكار قوانين حاكم بر جهان از جمله قانون عليت- كه هم در نظام خلقت جارى است و هم در نظام پاداش و كيفر- بدانيم؛ بلكه بايد به آدميان توجه دهيم كه قانون عليت يكى از نواميس الهى حاكم بر جهان است و وجود خدا را در متن اين قانون بيابيم و ببينيم.
و اما جواب از اشكال دوم، اينكه ما اعمال نيك انسان را علت پاداش بدانيم، با اعتقاد به اينكه پاداش اخروى، بخشش خاص خداوند به نيكان است، منافات ندارد زيرا زمانى اين وجوب پاداش با فضل بودن منافات دارد كه اين حكم وجوبى از جانب ما بر خداوند صادر شده باشد و خداوند محكوم حكم ما گردد ولى طرفداران نظام عليت در نظام پاداش و كيفر، حكم وجوب پاداش را از ناحيه خود خداوند مىدانند و مىگويند خداوند، خودش به فضل و كرمش بر خود واجب ساخته كه به بندگان نيكوكار پاداش دهد. پس اين وجوب پاداش نيكوكار از فضل خدا ناشى شده و خداوند مىتوانست چنين حكمى بر خود نكند، زيرا بندگان با انجام كار نيك، حقى بر خدا پيدا نمىكنند. بندگان براى انجام كار نيك بايد فهم كار نيك را داشته باشند و علاوه بر آن از اعضا، جوارح، قدرت و امكانات لازم براى انجام فعل نيك بهرهمند باشند و همه اينها را خداوند به آنان داده است، پس كار نيك آنان ناشى از فضل خداست نه از خودشان. علاوه بر آن نعمتهاى فراوانى به آنها عطا كرده كه در مدت عمر از آنها استفاده مىكنند و خداوند حق دارد و مىتواند از آنان بخواهد كه در قبال نعمتهايش كار خوب انجام دهند و در اين صورت كار نيك آنان، قدردانى و شكر نعمت است و طلبى ندارند؛ ولى خداوند به فضل و كرم بى نهايت خويش همه آن نعمتها را به رايگان در اختيار آنان قرار داده و بر خود واجب كرده كه به شكر و استفاده صحيح آنها از آن نعمتها هم پاداش دهد.
و اما جواب از اشكال دنيوى شدن اخلاق اين است كه هيچ مانعى ندارد كه اخلاق دنيوى هم باشد يعنى افراد با محاسبه سود و زيانِ اعمال به عمل اقدام كنند.
خداوند به عمل چنين افرادى هم پاداش مىدهد، بلكه نظام اخلاقى اسلام در ابتدا