معاد از ديدگاه عقل و نقل - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٧
نظر دومى كه درباره كيفر اخروى داده شده، مجازات تكوينى است به اين معنا كه اعمال علت پاداش و كيفر هستند و بين اعمال و مجازات رابطه تكوينى و تخلفناپذير علّى و معلولى برقرار است. مثلًا خود دروغگويى، در قيامت رنج مىآفريند و عذاب شخص دروغگو همان رنجى است كه معلول كار او است. آقاى سروش نظريه مجازات تكوينى را نقد كرده است. «١» با دقت در سخنان ايشان معلوم مىشود كه وى چند اشكال بر نظريه عليت اعمال براى كيفر و پاداش مطرح كرده:
١- مفهوم استحقاق از ميان مىرود و نظام اخلاقىِ دينى كه در رأس آن خدا نشسته، از بن واژگون مىگردد و عليّت به جاى حسن و قبح مىنشيند.
٢- اين برداشت با برداشت خالص ديندارانه كه بهشت را بخشش خاص حق به نيكان و پاكان مىشمارد، منافات دارد.
٣- اين برداشت سبب سكولار و دنيوى شدن اخلاق مىگردد و به آدميان مىآموزد كه به جاى انديشيدن به تكليف و وظيفه اخلاقى، به عواقب اعمال بينديشند و با محاسبه فايدهها و مضرّات به عمل بپردازند.
امّا در جواب اشكال اول مىگوييم كه پذيرفتن نظام عليت در كيفر و پاداش سبب واژگون شدن نظام اخلاقى دينى و كنار نهاده شدن خدا نمىگردد؛ زيرا اين نظامِ عليتى را خودِ خدا قرار داده و خداوند در وراى همه علتهاست و عليت هر علّتى به خواست و اراده او است. انسان مؤمنِ به جهانبينى اسلامى، خدا را به جاى علت ننشانده تا با كشف علت و توجه به آن، خدا را كنار نهد بلكه خداوند، ايجاد كننده علت و قوام بخش آن است و عليت علت به خواست خداست. پس همان طور كه علم تجربى با شناخت نظام عليت در جهان خلقت، نمىتواند خدا را از خالقيت كنار بزند، شناخت نظام عليت در كيفر و پاداش هم خداوند را از پاداش دهندگى و كيفركنندگى عقب نمىزند. اين گمان ناصحيحى است كه اعتقاد به خدا