معاد از ديدگاه عقل و نقل - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٤
درس دوازدهم: ميزان و صراط معناى ميزان «ميزان» يعنى چيزى كه معيار سنجش است و قدر و قيمت چيرهاى ديگر در قياس با آن سنجيده مىشود؛ مثلًا وقتى مىخواهيم ارزش طلا را معين كنيم، آن را با طلاى خالص مىسنجيم. اگر مطابق يا نزديك بدان بود، آن را قبول مىكنيم. يا وقتى مىخواهيم گندمى را بخريم، يك گندم خوب و عالى را ميزان قرار مىدهيم و گندمهاى عرضه شده را با آن مىسنجيم. اگر گندمهاى ارائه شده از لحاظ كيفيت و جنس و اوصاف ديگر، مطابق يا شبيه بدان بودند، آنها را مىپذيريم و چنانچه نبودند، آنها را رد مىكنيم. براى تعيين وزن يك چيز نيز به يك وزن معيار متوسل مىشويم و آن وزنه معيار را در يك طرف ترازو قرار مىدهيم و متاع را در كفه ديگر و آن گاه مىسنجيم. بنابراين ميزان، آن چيزى است كه اصل قرار گرفته و موزون با آن سنجيده مىشود و ترازو، قپان و امثال آنها از مقدمات و لوازم قياس كردن و وزن نمودن هستند، نه خود ميزان. «١» كلمه «موازين» در قرآن به دو معنا يا دو لحاظ استعمال شده است. معناى اول در آيه زير لحاظ شده است:
وَنَضَعُ الْمَوَازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيَامَةِ (انبياء: ٤٧)
و ميزانهاى داد را در روز قيامت مىنهيم.