معاد از ديدگاه عقل و نقل - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٨
تا آنان براى اثبات ادعايشان محتاج به شاهد باشند. قاضى محكمه شكور است و به بهترين وجه آنان را در اعمالشان تصديق كرده و جزا مىدهد. آيات شهادت در محكمه قيامت نيز همه حاكى از شهادت عليه است كه درباره گناهكاران مصداق دارد. «١» ٤- اعضا و جوارح گناهكار از شاهدان عجيب محكمه قيامت، اعضا و جوارح گناهكار است. وقتى گناهكار، گناهش را انكار مىكند، خداوند بر دهان او مهر مىزند و از دست، پا، چشم، گوش و پوست بدنش مىخواهد كه بر اعمالش شهادت دهند. «٢» اعضا و جوارح، هر كدام بر گناهانى كه واسطه بودهاند، شهادت مىدهند.
قرآن كريم مىفرمايد:
در روزى كه زبان و دستها و پاهايشان بر ضد آنان بر آنچه انجام مىدادند، شهادت مىدهند. «٣» گوششان و ديدگانشان و پوستشان به آنچه مىكردند، بر ضدشان گواهى دهند. «٤» از جمله شاهدان قيامت، پوست بدن است كه نسبت به همه گناهانى كه در آنها دخيل بوده، شهادت مىدهد و كمتر گناهى است كه قسمتى از پوست بدن در انجام آن دخيل نباشد. در آيه ٢٠ سوره فصلت از گوش، چشم و پوست به عنوان جوارح شاهد ذكر شده است و ظاهراً پوست شامل دست و پا و زبان و ديگر اعضاى بدن مىشود و با نامبردن از پوست ديگر نيازى به تكرار دست و پا و ديگر اعضا نيست.
در آيه بعد اعتراض افراد به پوستها ذكر شده است. در اين كه چرا فقط پوستها مورد اعتراض واقع مىشوند، با اينكه چشم و گوش و ديگر اعضا هم عليه گناهكار شهادت دادهاند، توجيههايى ذكر شده است:
١- براى شهادت بايد مشهود را ديد يا شنيد و آنها گمان مىكنند كه پوست