مباحث سياسى سطح(2) - سلیمی بنی، صادق - الصفحة ٣٤
جماهير شوروى مباحث سياسى سطح(٢) ٤٣ ٢. طرح خاورميانه بزرگ ص : ٤٣ سابق (آغاز دهه ٩٠) نظام دو قطبى با رقابت ايالات متحده در رأس بلوك غرب و شوروى سابق در رأس بلوك شرق بود. در طول اين مدت هيئت حاكمه و استراتژيستهاى آمريكايى به بهانه مبارزه با كمونيسم، مبانى تئوريك و اقدامات عملى مداخله گرايى آمريكا در ساير نقاط دنيا را توجيه مىكردند. پس از فروپاشى شوروى و از ميان رفتن بهانه مبارزه با آن، برخى نظريه پردازان و انديشمندان استراتژيست آمريكا همانند فرانسيس فوكوياما با ارائه نظريه «پايان تاريخ»، شكست رأس هرم اردوگاه شرق را دال بر پيروزى سرمايهدارى ليبرال درجهان و پايان تضاد ايدئولوژيك دانستند و مدعى شدند كه از آن پس تمامى بشريت ناگزير از تبعيت از ارزشهاى ليبرال دمكراسى غرب هستند. در مقابل، شمارى از نظريه پردازان محافظه كار غربى همانند پرفسور ساموئل هانگتينتون و همتاى فكرى او برنارد لوئيس، با رد نظريه فوكوياما و همفكران او، الگوى تقابل و رويارويى تمدنها را مطرح كردند. هانگتينتون معتقد بود كه تضاد و احتمال برخورد ميان تمدنهاى بشرى پس از فروپاشى شوروى اجتنابناپذير بوده، بخصوص تقابل ميان تمدن اسلام با تمدن مسيحى غرب جايگزين برخورد ميان امريكا و شوروى خواهد شد.
او با استناد به چنين نظريهاى پيشنهاد كرد كه غرب بايد هم چنان مانند دوران جنگ سرد به برترى نظامى خود ادامه دهد. طرح اين نظريه توجيهى براى مداخلهگرايى امريكا و كاربرد خشونت عليه ملتها از سوى آنها شد، زيرا هانگتينتون نظريه پرداز رويارويى تمدنها معتقد است كه: برخوردهاى خطرناك آينده به احتمالى از تقابل گستاخى غربى، نابردبارى اسلامى و پرخاشگرى چينى بوجود خواهد آمد. «١» بر اساس اين نظريه، كشورهاى اسلامى منطقه به ويژه ايران، نقطه تهديد اصلى در مقابل تمدن مسيحى غرب و از ديد آنان خشونت طلب به حساب آمد. آنها براى القاى اين نكته از طريق رسانههاى ارتباط جمعى و ... در صدد ارائه چهرهاى خشن و افراطى از ايران و كشورهاى اسلامى بر آمدند، در اين فضا رئيس جمهورى اسلامى ايران با ارائه نظريه «گفتگوى تمدنها» در مقابل نظريه تقابل تمدنهاى هانگتينتون ضمن سلب