مباحث سياسى سطح(2) - سلیمی بنی، صادق - الصفحة ١٣١
متحد امريكا در خليج فارس بايد جانب عراق را گرفته و از كمك مادى و معنوى به آن دريغ نورزند. «١» با وجود پشتيبانى و حمايت بى دريغ امريكا و متحدان آن از صدام و همراهى بنىصدر در مقام فرماندهى كل قوا در داخل كشور، بر اثر مقاومت سرسختانه مردم ايران نيروهاى مهاجم ازدستيابى به هدف اوليه خود كه نابودى ضربتى انقلاباسلامى و براندازى كوتاه مدت نظام جمهورى اسلامى بود، ناكام ماندند.
با فرار بنى صدر و به دست گرفتن ابتكار عمل توسط انقلابيون مذهبى و گسترش تدريجى سازمان رزم يگانهاى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، از طريق انجام عملياتهاى بزرگ مانند ثامن الائمه در شكستن حصر آبادان، آزادسازى رقابيه و حومه شوش در عمليات فتح المبين و باز پسگيرى خرمشهر در عمليات بيت المقدس، بخشهاى وسيعى از مناطق اشغال شده از دست قواى عراقى خارج و به كنترل رزمندگان ايران در آمد.
٤. فتح خرمشهر و تقويت عقبه استراتژيك عراق در پى ناكامى قواى عراق در دستيابى به اهداف سياسى و نظامىشان در جنگ كه به فتح خرمشهر منجر شد، ماهيت جنگ از نظر سياسى و نظامى تغيير يافت؛ بدين معنا كه اگر در مرحله نخست، حربه جنگ، براى ايجاد بى ثباتى داخلى و اهرم فشار و كنترل ايران مورد استفاده قرار گرفت، در مرحله دوم، به عامل بى ثباتى عراق و منطقه تبديل شد. بر اساس تحول مزبور، از اين پس، نه تنها جنگ عاملى براى براندازى نظام جمهورى اسلامى تلقى نمىشد بلكه به منزله اهرم صدور انقلاب اسلامى و تزلزل سياسى و نظامى عراق و تهديد منافع منطقهاى امريكا محسوب مىشد.
در اين مرحله، امريكائيان نيروهاى عراقى را به اتخاذ استراتژى دفاع مطلق سوق دادند و براى دلجويى از سران حزب بعث و ايجاد پشتگرمى در آنها، به محض موفقيت گسترده ايران در جريان آزادسازى خرمشهر در ٣ خردادماه ١٣٦١، عراق را از فهرست كشورهاى تروريسم بين المللى حذف كردند و مقامات بلند پايه واشنگتن به بغداد وارد شدند.