مباحث سياسى سطح(2) - سلیمی بنی، صادق - الصفحة ٢٢٧
با اين وصف، نظام جمهورى اسلامى، حكومتى با شكل و شمايل و ساختار «جمهورى» و محتواى اسلامى به حساب مىآيد. اين نظام حاكميتى جديد و منحصر به فردى از انواع حاكميت است «١» كه با پيروزى انقلاب اسلامى در بهمن ماه ١٣٥٧ صرفاً در ايران پايهگذارى شده است.
مردم سالارى دينى نيز از دو مولفه مردمسالارى و دينى تشكيل شده است. مردمسالارى كه معادل واژه جمهورى است، شيوه مشاركت و نقش مردم را در نظام مردم سالار دينى، تعيين مىكند. واژه دين نيز به مفهوم اسلاميت، محتوا، جهتگيرى و پشتوانه ايدئولوژيك نظام سياسى ياد شده را بيان مىدارد.
اصطلاح مردم سالارى دينى نخستين بار از سوى مقام معظم رهبرى مطرح شد.
رهبر معظم انقلاب اسلامى در تعريفى بسيار جامع و كامل، هم مردم سالارى و هم اسلامى بودن نظام را تشريح نمودند:
نظام اسلامى، يعنى مردم سالارى دينى؛ مردم انتخاب مىكنند، تصميم مىگيرند و سرنوشت اداره كشور را به وسيله منتخبان خودشان در اختيار دارند. اما اين خواست و اراده مردم در سايه هدايت الهى است و هرگز به بيرون جاده صلاح و فلاح راه نمىبرد و از صراط مستقيم خارج نمىشود. «٢» مشروعيت: با تعريفى كه از نظام جمهورى اسلامى يا مردم سالارى دينى بيان شد؛ اين سؤال جدى به ذهن متبادر مىشود؛ نظام مردم سالار دين كه شكل جمهورى و محتواى اسلامى دارد، مشروعيت خود و مشروعيت حاكم اسلامى را از كجا كسب مىكند؟ آيا مشروعيت او از رأى مردم سرچشمه مىگيرد يا منشأ الهى دارد؟ اگر منشأ الهى دارد، نقش مردم در نظام «مردم سالارى دينى» چيست؟
بر اساس اعتقادات شيعه و صراحت آيه شريفه «ان الحكم الا للَّه» (انعام/ ٥٧) (حاكميت تنها از آن خداوند است) هيچ كس جز خداوند نسبت بهكسى حق ولايت ندارد اما از آنجا كه خداوند، داراى حق ولايت است، فرد يا افرادى را به اين مقام مىرساند و حق ولايت