مباحث سياسى سطح(2) - سلیمی بنی، صادق - الصفحة ٤٦
نمى توانستند ارتقاء قدرت و جايگاه و برترى ديگرى را تحمل كنند. در اين فضا كشورهاى جهان سوم و از جمله ايران نيز متأثر از رقابت آمريكا و شوروى، فرصت و امكان بيشترى براى عرضه آموزههاى آزادى خواهانه و رهايى بخش استقلال طلبانه خود مىيافت، زيرا هر يك از دو ابرقدرت براى جلوگيرى از حاكميت ديگرى بر كشورها تلاش مىكردند و در اين فضا، موضوع «استقلال» اين كشورها معنا مىيافت.
با فرو پاشى شوروى سابق، با برچيده شدن نظام دو قطبى و تلاش سياست گذاران خارجى واشنگتن براى تحقق نظم نوين تك قطبى، در عمل فضا و بستر عرضاندام براى كشورهاى مستقلى همانند ايران تنگتر شد؛ زيرا اكنون آمريكا مصمم است كه همه نظامهاى سياسى مستقل را به پذيرش ارزشها و معيارها و مدل آمريكايى وادارد. بر اين اساس مىتوان فرو پاشى نظام دو قطبى را تهديدى سياسى براى كشورهاى جهان سوم، از جمله ايران به حساب آورد.
علاوه بر اين ارگانها و نهادهاى بين المللى وابسته و غير وابسته به سازمان ملل متحد همواره منافع قدرتهاى بزرگ را بر منافع ساير بازيگران بين المللى ترجيح مىدهند.
نقش آفرينى قدرتهاى بزرگ در تأسيس و راه اندازى سازمانهاى بين المللى سبب گرديده تا آنها در تركيب اعضاء، ساختار و مكانيسم تصميمگيرى آن سازمانها نقش محورى خود و به تبع آن تأمين منافع خود را مورد ملاحظه قرار دهند.
هم اكنون تأثير گذارى دشمن اصلى ايران (امريكا) و همفكران او (فرانسه، انگلستان) بر نهادهاى بين المللى نظير شوراى امنيت سازمان ملل و آژانس بين المللى انرژى اتمى و نفوذ در آنها به عنوان يك تهديد سياسى عليه جمهورى اسلامى محسوب مىشود.
زيرا آنها با استفاده ابزارى از جايگاه نهادهاى بين المللى در صدد تحت فشار قرار دادن و منزوى سازى ايران در هنگام تصميمگيرىهاى سياسى مهم هستند.