مباحث سياسى سطح(2) - سلیمی بنی، صادق - الصفحة ٦٤
١. صدور ارزشهاى فرهنگى اسلام انقلاب اسلامى ايران در ربع قرن گذشته در پهنه كشورى به وقوع پيوست كه رژيم حاكم قبل از انقلاب با در پيش گرفتن سياست اسلام زدايى، در عمل در صدد حذف دين از زندگى شهروندان بر آمده بود. علاوهبر اين در طول تاريخ سياسى اجتماعى معاصر ايران جنبشها و حركتهاى آزادى خواهانه قبلى نظير جنبش ملى شدن صنعت نفت نيز ماهيت مذهبى نداشت. هم چنين ساير انقلابهاى رخ داده در قرن بيستم در عين حال كه ماهيت مذهبى و دينى نداشتند بلكه بسيارى از آنها همانند انقلاب بلشويكى ١٩١٧ م روسيه و انقلاب كمونيستى ١٩٤٩ م چين ماهيت ضد مذهبى داشتند. با اين حال يكى از ويژگىهاى منحصر به فرد انقلاب اسلامى ايران مبتنى بودن آن بر آموزههاى فرهنگى اسلام بود.
متعاقب اين پيروزى موج بيدارى اسلامى در كشورهاى منطقه خاورميانه و شمال افريقا با الگوبردارى از انقلاب ايران باتحرك بيشتر به راه افتاد. در واقع الگوى موفق انقلاب ايران سبب گرديد تا اسلام گرايان اين منطقه استراتژيك با استمداد از ايران، خواستار تنظيم سياست، اقتصاد، فرهنگ، قانون و آداب اجتماعى جوامع خود بر محور تعاليم فرهنگى اسلام ناب شوند. بدين ترتيب فرصت دو سويهاى در پيش روى دستاندركاران فرهنگى نظام جمهورى اسلامى و رهبران، اعضاى جنبشها و توده مردم كشورهاى اسلامى قرار گرفت تا از طريق استخراج ارزشهاى فرهنگى اسلام، رفتار فردى و اجتماعى خود را بر اساس آنها شكل دهند.
در واقع فرصت پيش آمده رهايى جهان اسلام از جنبههاى تقليدى خارجى و بويژه ارزشها و الگوهاى غربى را در پى دارد. اين مهم به عنوان تهديد فرهنگى براى جهان غرب سلطه گرا و فرصت فرهنگى براى نظام جمهورى اسلامى محسوب مىشود.
برخى سياست مداران كهنه كار آمريكايى با پى بردن به قدرت كار ساز و بنيان برافكن اسلامگرايان جديد متأثر از ارزشهاى فرهنگى اسلام، بر ضربه پذيرى و تهديدآميز بودن فرصت فرهنگى پيش آمده بر ايران و كشورهاى اسلامى اعتراف مىكنند. به عنوان مثال بارى روبين مدير كل مركز گلوريا و نويسنده چندين كتاب در موضوع خاورميانه در اين رابطه چنين اعتراف كرد: