مباحث سياسى سطح(2) - سلیمی بنی، صادق - الصفحة ٢٢٦
مخالفت و از آن جلوگيرى مىكنند؛ در حالىكه همين مكتب فكرى از ديگر مكاتب انتقاد مىكند كه چرا انديشه و عمل مخالفان خود را تحمل نمىكنند.
٨. در كشورهاى با نظام ليبرال دمكراسى، عمده نقش مردم در انتخابات است و در بقيه مواقع، در واقع نقشى اساسى در سرنوشت جامعه خود ايفا نمىكنند و يا با مخالفت دولت روبه رو مىشوند، مانند مخالفت مردم با جنگ در عراق. همين محدود سازى دولت درايفاى نقش مردم موجب مىشود كه مردم مشاركت سياسى كمترى در جامعه ايفا كنند كه از آن به بى حسى سياسى تعبير مىشود.
گفتنى است كه نظامهاى ليبرال دمكراسى در سطح جهان امروزه در دو سيستم پارلمانى و رياستى شكل گرفتهاند. در تقسيم پارلمانى مردم نمايندگان پارلمان را انتخاب مىكنند و آنها نيز به انتخاب رئيس كشور مبادرت مىورزند، اما در سيستم جمهورى، مردم مستقيماً رئيس كشور را انتخاب مىكنند.
نظام مردم سالار دينى «جمهورى اسلامى» يا نظام مردم سالار دينى، نوع جديدى از نظام سياسى در جهان است كه پس از پيروزى انقلاب اسلامى ايران در سال ١٣٥٧ ه. ش شكل گرفت. در بررسى اين نوع نظام نيز مانند نظام پيش گفته به تعريف، مشروعيت و اصول آن خواهيم پرداخت و پس از آن تفاوتهاى اين نظام را با ليبرال دمكراسى بيان خواهيم كرد.
تعريف: نظام «مردم سالار دينى» تعبير ديگرى از نظام «جمهورى اسلامى» است كه حكومتى با نوع جمهورى و محتواى اسلامى را بيان مىدارد.
جمهور به معناى عموم مردم است و جمهورى بودن حكومت به معنى آن است كه عموم مردم در شكلگيرى و تأسيس، اداره و تداوم حكومت از طريق انتخاب مسئولان كشور، نقش آفرينى در شوراها و شركت در همه پرسيها دخالت دارند.
اسلامى بودن نظام جمهورى اسلامى به معناى انطباق كليه قوانين سياسى، فرهنگى، اقتصادى، حقوقى، نظامى، و نظاير آن با موازين اسلامى است. «١»