مباحث سياسى سطح(2) - سلیمی بنی، صادق - الصفحة ١٠٧
پيش درآمد ايالات متحده امريكا پيش از جنگ جهانى دوم، با برگزيدن سياست «انزواطلبى اختيارى» ضمن تقويت زير ساختهاى سياسى و اقتصادى خود از ورود به عرصه بين الملل امتناع مىورزيد، اما بعد از جنگ با دورى از حاشيه نشينى و ورود به صحنه روابط بينالمللى، دوره جديدى را در سياست خارجى خود- كه مبتنى بر مداخله در امور داخلى ساير بازيگران بين المللى بود- آغاز كرد.
مقارن با اين اقدام آمريكا، ايرانيان نيز از عملكرد دو قدرت استعمارى روسيه و انگليس به ستوه آمده، به سمت قدرت سومى گرايش پيدا مىكردند. تحت اين شرايط، سردمداران آمريكايى ضمن درك موقعيت و جاذبههاى ايران، با ارائه چهرهى نوع دوستانه و پنهان كردن چهره واقعى خود، نفوذ در صحنههاى مختلف سياسى، اقتصادى، فرهنگى و نظامى ايران را در پيش گرفتند.
در گذر زمان، آمريكا با خط دهى، تقويت، تجهيز و كمك به تثبيت پايههاى حكومت پهلوى دوم و از آن سو، شاه ايران نيز با در پيش گرفتن استراتژى تسليم و كرنش در قبال آن، روابطى مبتنى بر سلطه را در روابط و مناسبات دو كشور پى ريزى نمودند كه اين نوع از روابط تا زمان پيروزى انقلاب اسلامى روز به روز مستحكمتر مىشد. شاه در كرنش به آمريكائيها تا بدانجا پيش رفت كه به «شاه آمريكايى» معروف گشت. آمريكا نيز با اعطاى نقش ژاندارمى به مهره وابسته خود در منطقه، روابط امنيتى متقابل را به بالاترين سطح خود طى سالهاى تماس رساند.