مباحث سياسى سطح(2) - سلیمی بنی، صادق - الصفحة ٢٢١
٨. از آنجا كه قدرت در اين نظام سياسى از اراده الهى نشأت مىگيرد، هيچ مقاومتى عليه قدرت حاكم مشروعيت ندارد، بنابراين كسى كه در برابر اين قدرت مقاومت كند، در مقابل نظمى كه خدا خواسته است، پايدارى كرده است. «١» ليبرال دمكراسى نظام ليبرال دمكراسى تلفيقى از مولفههاى دمكراسى و انديشههاى مكتب ليبراليسم مىباشد. به همين دليل نخست به تعريف دمكراسى پرداخته مىشود، آنگاه مكتب فكرى ليبراليسم را بررسى كرده و پس از آن بحث درباره نظام ليبرال دمكراسى را جمع بندى مىكنيم.
تعريف دمكراسى: مشهورترين تعريف دمكراسى (مردمسالارى) سادهترين تعريف آن است. در اين تعريف دمكراسى به معناى «حكومت مردم بر مردم» تعبير مىشود و حاكميت بخشى از مردم (فرد يا گروه) بر كل اجتماع را نفى مىكند. بر پايه اين انديشه، همه مردم بايد به گونهاى در حكومت كردن شركت داشته باشد. «٢» انديشه دمكراسى از دير زمان در افكار انديشمندان و سياست مداران وجود داشته و ريشه تاريخى آن به سالها قبل از ميلاد مسيح بر مىگردد. در يونان كهن، يونانىها ادعا مىكردند كه، حكومت آنها، دمكراسى است. زيرا اداره آن در دست بسيار است، نه در كف اندك. «٣» در ايران باستان نيز به هنگام پيروزى داريوش بر «مغ» ها جلسهاى براى تأسيس نظام سياسى كشور تشكيل شد و در آنجا اعلام گرديد كه حكومت نبايد در دست يك نفر باشد، زيرا حاكميت شخصى واحد نه خوب است نه مطلوب، ولى حكومت ملى از بهترين نامهاست، چون نظام امور در دست عموم خواهد بود. «٤»