مباحث سياسى سطح(2) - سلیمی بنی، صادق - الصفحة ١٠٨
در اواخر حكومت شاه، امريكا با فروش تجهيزات و جنگ افزارهاى مدرن و پيشرفته خود به ايران، اين كشور را به قدرتى منطقهاى تبديل كرد تا بدين وسيله بدون پرداخت هزينههاى لازم، از منافع منطقهاى خود در خليج فارس پاسدارى كند. شاه نيز به جاى سامان بخشى به اقتصاد كشور، با افزايش بودجه نظامى خود در راستاى تأمين و حفاظت از منافع آمريكا، در صدد تحكيم موقعيت خود بر آمد.
با وجود آنكه رژيم شاه با پشت سر گذاشتن بحرانهاى متعدد و به خصوص تحكيم پايههاى قدرت استبدادى خود در سالهاى پس از قيام خونين ١٥ خرداد ١٣٤٢ ه. ش، به پشتيبانى غرب و ايالات متحده مطمئن بود، در مقابل امواج توفنده و ناگهانى نخبگان مذهبى و توده مردم ايران شكست خورد و رشتههاى حكومت آن در بهمن ماه ١٣٥٧ ه. ش. (فوريه ١٩٧٩ م.) از هم پاشيد.
پيروزى انقلاب اسلامى علاوه بر درهم پيچيدن طومار نظام ديكتاتورى شاهنشاهى پهلوى و استبداد داخلى آن، با دست رد زدن به سينه قدرتهاى خارجى، منافع برون مرزى نو استعمار گران را نيز در معرض تهديد جدى قرار داد.
ايالات متحده نخستين قدرت غربى بود كه پس از اين پيروزى، منافع منطقهاى آن بيش از ديگر بازيگران بين المللى دستخوش دگرگونى اساسى گشت؛ زيرا با بر چيده شدن بساط ژاندارم آمريكا در منطقه، استقلالطلبى مردم ايران در مقابل مداخله گرايى آمريكا ابراز وجود كرد.
از آنجا كه ناگهان حافظ منافع و متحد وفادار اين كشور به بازيگرى انقلابى و معترضى پرخاشگر تبديل شد، هيئت حاكمه واشنگتن را براى چاره انديشى و اتخاذ انواع تدابير و تصميمات پى در پى در حوزه سياست خارجى به تكاپو واداشت.
نمود رفتارى دستگاه سياست خارجى امريكا در برابر نظام بر آمده از انقلاب اسلامى، در قالب متنوعترين و پيچيده ترين حربهها و تاكتيكهاى اجرايى نظير مهره سازى، جاسوسى، عمليات تروريستى، خرابكارى، عمليات مداخله جويانه نظامى، محاصره اقتصادى، اقدامات براندازى و كودتا، ديپلماسى فشار، جنگ تحميلى و ... جلوهگر شد.
بر اين اساس كيفيت تعامل با ايالات متحده در صدر مهمترين مسائل مرتبط با منافع و