مباحث سياسى سطح(2) - سلیمی بنی، صادق - الصفحة ٢٧
هم نسبت به دوره گذشته كاسته شد تا حدى كه محوريت جناح سياسى- موسوم به چپ از اواسط اين دوره تا پايان آن، با اتخاذ سياست حاشيه نشينى، انزواى اختيارى را در پيش گرفت. در هر حال در اين دوره آرايش و صف بندى نيروهاى سياسى درون حاكميت نظام جمهورى اسلامى، در عمل در دو طيف و در مقابل هم شكل گرفت. اما با ملاحظه برخى مصالح انقلاب از سوى طرفين، جناح بندى آنها جنبه افراطى به خود نگرفت.
ج- دوره توسعه سياسى و فرهنگى (از ١٣٧٦ تا ١٣٨٣)
پس از برگزارى انتخابات هفتمين دوره رياست جمهورى در دوم خرداد ١٣٧٦، دولت منتخب بر طرح ريزى و اجراى جنبههاى سياسى و فرهنگى توسعه و مقدم داشتن آن بر توسعه اقتصادى تأكيد كرد و بدين ترتيب تحولات سياسى- اجتماعى جديدى در داخل كشور شكل گرفت. مهمترين جنبه از تحول رخ داده، ابراز وجود و عرض اندام تشكلها و احزاب سياسى جديد در عرصه كشور بود كه در عمل، اختلاف جدى در ميان نيروهاى سياسى درون حاكميت نظام جمهورى اسلامى پيدا شد و آنها در دو طيف اصول گرا و اصلاح طلب، در مقابل هم صف آرايى و جبههگيرى نمودند. «١» در گذر زمان، از دوم خرداد ١٣٧٦ تاكنون برخى از گروههاى نوظهور موسوم به اصلاحطلب با ناديده گرفتن عقلانيت سياسى افراطى گرايى سياسى را در پيش گرفتند.
در مقابل، جناح اصولگرا در مقابل سياست زدگى افراطى آنها مقاومت نشان داد و جبههگيرى كرد. بدين ترتيب در عمل بالاترين سطح جناح گرايى كه از آن با عنوان «جناحگرايى افراطى و نامعقول» ياد مىكنيم شكل گرفت و عناصر و تشكلهاى فعال سياسى را در دو قطب متضاد در مقابل هم قرار داد.
٢. ترجيح منافع حزبى بر منافع ملى احزاب و تشكلهاى سياسى براى دستيابى به قدرت، اعمال قدرت و حفظ آن با يكديگر به رقابت مىپردازند. در نظام جمهورى اسلامى ايران فعالان سياسى اعم از