مباحث سياسى سطح(2) - سلیمی بنی، صادق - الصفحة ٢٢٥
١. مكتب ليبراليسم بر بىطرفى ايدئولوژيك و مكتب فكرى محسوب مىگردد؛ زيرا به داشتن آرمان و تحقق بخشيدن به آن پا فشارى مىكند.
٢. اگرچه ليبراليسم در چارچوب حكومت ليبرالى، هوادار مدارا و تكثرگرايى است، اما در حوزه نظريه سياسى، بر كارآمدى و كامل بودن نظريه خود تأكيد مىورزد، بر اين اساس، ايدئولوژى نظام سياسى ليبرال دمكراسى را مىتوان يك نظريه تحميل گرا دانست كه امكان تحقق خرسندى و رفاه از جانب ساير حكومتها را منتفى مىداند.
٣. دمكراسى بر منافع جمع تأكيد دارد، اما ليبراليسم بر منافع فرد تأكيد مىورزد، نظام ليبرال دمكراسى در تلاش است تا ميان منافع فرد و جمع سازگارى ايجاد كند، در حالى كه اين انتظار ناممكن به نظر مىرسد، زيرا جمع ميان دو امر متضاد امكانپذير نيست.
٤. آزادى و برابرى به عنوان دو اصل مهم نظام ليبرال دمكراسى، در تعارض با هم مىباشند. با شكلگيرى دولت به عنوان ساز و كار ايجاد برابرى، آزادى شمارى از شهروندان و يا درجهاى از آزادى براى همگان محدود مىشود. اگر همه شهروندان هم آزاد باشند، برابرى محقق نخواهد شد، زيرا افراد قوىتر نسبت به افراد ضعيفتر از فرصت، قابليت و مقدورات بيشترى برخوردار مىشوند كه در عمل امكان تحقق برابرى منتفى مىگردد.
٥. در نظام ليبرال دمكراسى، آزادى به معناى قيد و بندها و بخصوص رهايى از قيد و بندهاى دينى است، و به رغم تأكيد فراوان اين نظام بر شخصى بودن دين، اگر يكى از شهروندان نمادى از دين را در گفتار و رفتار خود بروز دهد، با برخورد شديد عوامل حكومتى رو به رو مىشود. برخورد با «حجاب» در فرانسه نمونه اين مدعاست.
٦. نظامهاى ليبرال دمكراسى غربى، امروز، با قهر و غلبه و به اتكاى توان نظامى خود، در صدد انتقال ارزشهاى ليبرال دمكراسى جوامع خود به قلمرو ساير كشورها، بخصوص در خاورميانه هستند. دمكراسى منتهى بر موشك كروز در عراق و افغانستان نمونه بارز تعارض ميان ايدئولوژى (ادعا) و عملكرد ليبراليستهاى دمكرات است.
٧. در نظام ليبرال دمكراسى، آزادىها تا جايى مجاز شمرده مىشوند كه با مبانى مكتب ليبراليسم منطبق باشند و هر جا كه در تضاد با ليبراليسم جلوه نمايد، سريعاً با آن