مباحث سياسى سطح(2) - سلیمی بنی، صادق - الصفحة ٢٢٣
خودكامگى و استبداد سياسى نظامهاى مطلق و قيام عليه نظام اشرافى و فئودالى در دروه مشروطه خواهى قرن ١٨ ميلادى شمرده مىشود. «١» تا كنون ليبراليسم در عرصههاى متفاوت جلوه گر شده است: ليبراليسم در عرصه اقتصاد به مفهوم حفظ آزادى اقتصادى، دفاع از مالكيت خصوصى و ترويج بازار آزاد است. در عرصه فرهنگى ليبراليسم از آزاديهايى همانند آزادى انديشه و بيان حمايت مىكند. ليبراليسم در عرصه سياسى به دنبال آزادى و تحقق حقوق فرد در مقابل نهادهاى سياسى است. ليبراليسم دينى نيز از نهادينه سازى تسامح و تساهل، اباحى گرى و انعطافپذيرى آموزههاى اخلاقى حمايت مىكند. «٢» ويژگىهاى ليبراليسم: برجستهترين اصول و شاخصههاى مكتب ليبراليسم عبارتند از:
١. آزادى در ابعاد مختلف عقيدتى، سياسى و اقتصادى (مهمترين اصل در ليبراليسم كه ديگر اصول آن بر محور آزادى و براى تأمين آن وضع شدهاند.)
٢. استقلالطلبى اراده فردى ٣. برابرى افراد و طرد نخبه گرايى و اشرافيت.
٤. رقابت در عرصههاى سياسى و اجتماعى.
٥. مشاركت سياسى ٦. وضع قوانين از سوى نمايندگان ملت.
٧. سكولاريسم به معناى حذف دين از شئون اجتماعى و بىطرفى ايدئولوژيك دولت. «٣» هم چنان كه پيش از اين گذشت، انديشههاى ليبراليستى و در نتيجه آن حكومتهاى ليبرال در مغرب زمين از قرن شانزدهم ميلادى به صورت غير دمكراتيك شكل گرفت و موج جديد انديشه دمكراسى نيز در قرن ١٨ ميلادى در ميان كشورهاى اروپايى مطرح شد. به اين ترتيب تقدم ليبراليسم نسبت به رژيمهاى دمكراتيك انكارناپذير است.