مباحث سياسى سطح(2) - سلیمی بنی، صادق - الصفحة ٤١
دهههاى پايانى قرن بيستم، مديون بهره بردارى از علوم گوناگون، به خدمت گرفتن وسايل ارتباط جمعى و تبليغات و نيز استخدام پژوهشگران و صاحب نظران انديشمند از سوى سياست مداران و دست اندركاران مسائل اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى در اين عرصه بوده است. امروزه با رشد فناورى و علوم ارتباطات در دهكده جهانى، جنگ روانى بخش مهمى از فعاليتهاى برون مرزى سياسى، نظامى، اقتصادى و فرهنگى بازيگران بين المللى، بويژه قدرتهاى بزرگ و سازمانهاى اطلاعاتى آنهاست كه در سطوح منطقهاى و بين المللى جريان دارد.
ايالات متحده، قدرتى هژمونى طلب، سلطه گر و مداخله جوست كه پس از جنگ دوم جهانى، عمليات روانى را در موارد متعدد و ابعاد گستردهاى عليه ساير كشورها بكار گرفته است. به عنوان نمونه سازمان سيا از تاكتيكهاى جنگ روانى در طول جنگ ويتنام در سطح وسيعى استفاده كرد: «فقط در ماه مه ١٩٦٨ ميلادى ٣٠٠ ميليون جزوه براى جنگ روانى بر سر مردم ويتنام ريخته شده است.» «١» از صبحگاه پيروزى انقلاب تاكنون، تلاقى و اصطكاك استقلالطلبى جمهورى اسلامى و مداخله گرايى ايالات متحده اقدامات خصمانه واشنگتن را عليه تهران بر انگيخته و ايالات متحده در طى ربع قرن گذشته، در اغلب اقدامات خصمانه خود عليه ايران نظير جنگ تحميلى و سياست مهار دو جانبه و ...، از تاكتيكهاى عمليات روانى عليه ملت و دولت ايران بهره گرفته است. هيأت حاكمه آمريكا ضمن توجه به تجربه اقدامات ناموفق قبلى، اكنون در دهه سوم انقلاب استفاده گسترده از شيوهها و متدهاى جنگ روانى را براى براندازى جمهورى اسلامى در دستور كار خود قرار داده است.
واشينگتن با اتكا به توانمندىهاى تبليغاتى، طى سالهاى اخير به طور مداوم اتهامات سنتى و تكرارى زير را در يك پروسه عمليات روانى از سوى دست اندركاران سياست خارجى و دستگاههاى تبليغاتى خود عليه تهران، به افكار عمومى داخلى ايالات متحده به ايران و جامعه بين المللى القاء مىكند: