مباحث سياسى سطح(2) - سلیمی بنی، صادق - الصفحة ٢٢٠
از اين سخن غزالى، برداشت مىشود كه هركس به پادشاهى و حاكميت برسد، پادشاهى او، از سوى خداوند است و حاكميت آن مشروعيت الهى نيز دارد. بر اساس آنچه گفته شد، حكومتهاى عباسيان و عثمانيان و حكومت پاپها در قرون وسطى مصداق بارزى از نظام تئوكراسى يا دين سالار به حساب مىآيد. بايد توجه داشت كه حكومت در نظام تئوكراسى و دين سالار غالباً با قهر و غلبه تأسيس گرديده است. بر اين اساس با موازين شرعى اسلام نيز مطابقت ندارد، گرچه اين نظامها، اغلب مشروع جلوهگر شدهاند.
ويژگىها: ويژگىهاى برجسته اين نظام به قرار زير هستند:
١. قدرت سياسى رنگ الوهيت داشته و با شئونات الهى مرتبط و در نتيجه اقتدار حكومت و رجال سياسى از قدسيت برخوردارند. «١» ٢. حاكم در برابر مردم هيچ گونه مسئوليتى ندارد و تنها در مقابل خداوند مسئول است. «٢» ٣. هيچ گونه نظارتى از سوى مردم بر حاكم اعمال نمىشود؛ زيرا حاكم خود را منصوب خداوند دانسته هر آنچه كند عدل است.
مباحث سياسى سطح(٢) ٢٣٠ نظام مردم سالار دينى ص : ٢٢٦ ٤. تبعيت از حاكم، امپراتور يا خليفه واجب الهى شمرده مىشود.
٥. به دليل نبود نظارت مردم و نامحدود بودن اختيارات حاكم، در نظام تئوكراسى، استبداد فردى حكمفرما مىشود. از اين منظر نظام دين سالار به نظامهاى مطلق گرا، شباهت يافته و ويژگىهاى ديكتاتورى به خود مىگيرد.
٦. در اين نظام سياسى، قوانين در حوزه قدرت رنگ و بوى الهى دارد؛ زيرا ادعا مىشود كه بايد در جامعه بر اساس قوانين الهى با مردم رفتار شود؛ گرچه تايخ نشان داده است كه حاكمان خود، كمتر به اين قوانين عمل كردهاند. «٣» ٧. در نظام دين سالارى، دين و حكومت از هم جدا نمىباشند. «٤»