مباحث سياسى سطح(2) - سلیمی بنی، صادق - الصفحة ٩٨
١. محاصره نظامى استقلال مهمترين دستاورد انقلاباسلامى در حوزه سياست خارجى ايران و مداخله گرايى نيز مهمترين و اصلىترين ويژگى سياست خارجى ايالات متحده است. در اين صورت، تصور همزيستى مسالمتآميز و برقرارى رابطهى مبتنى بر احترام متقابل طراحان و مجريان سياست خارجى تهران- واشنگتن غير ممكن، بلكه در اصطكاك و تضاد با هم خواهد بود.
با اين وصف، اصلىترين دشمن خارجى نظام جمهورى اسلامى ايالات متحده است كه با استقرار نيروهاى نظامى و ايجاد پايگاه در تمامى كشورهاى پيرامونى ايران، در شكل عينىترين و ملموسترين تهديد مفروض نظامى عليه امنيت و منافع ملى جلوهگر شده است.
آمريكا پس از واقعه خود زنى ١١ سپتامبر، به بهانه مبارزه با تروريسم ضمن لشكركشى و عمليات نظامى، به ترتيب دو كشور همسايه جمهورى اسلامى يعنى افغانستان و عراق را به اشغال خود در آورد.
علاوه بر اين، نيروهاى آمريكايى از زمان سيستم دو قطبى حاكم بر روابط بين الملل، براى مقابله احتمالى با تحركات شوروى سابق و نيز مقابله با نظام جمهورى اسلامى پس از پيروزى انقلاب اسلامى، در بسيارى از كشورهاى همسايه ايران پايگاههاى نظامى متعددى احداث و نيروهاى نظامى خود را در آن مستقر نمودند و طى سالهاى اخير با حضور در آبهاى خليج فارس و جمهورىهاى تازه استقلال يافته همسايه ايران، بر حجم نفرات و تجهيزات و سطح و كيفيت استحكامات خود افزودهاند. پس از فرو پاشى اردوگاه كمونيسم و بروز تغييرات زير بنايى در ساختار قدرت و معادلات سياسى- اقتصادى در عرصه بينالمللى، تصميم گيرندگان و قانونگذاران امريكا در سال ١٣٧٦ ش (١٩٩٧ م) به اين نكته پى بردند كه استراتژى امنيت ملى ايالات متحده پس از گذشت پنجاه سال از تصويب و اجراى آن، براى كارآيى در دوره جديد نيازمند اصلاح و بازنگرى است.
بر اين اساس با شركت سياستمداران، قانونگذاران و پژوهشگران برجسته امريكايى در سال ١٣٧٧ كميسيونى با عنوان «امنيت ملى امريكا در قرن بيست و يكم» تشكيل شد و استراتژى امريكا براى قرن بيست و يكم از سوى اين كميسيون تدوين شد. تدوينكنندگان اين استراتژى، ضمن پيش بينى تحولات بيست و پنج سال نخست سده بيست و يكم، منافع