مباحث سياسى سطح(2) - سلیمی بنی، صادق - الصفحة ٦١
يافته اروپا و امريكا است. اين مهاجرتها روز به روز گسترش مىيابد و كشورهاى در حال توسعه را با كمبود نيروهاى كارآمد و ورزيده براى اجراى برنامههاى توسعه و رشد اقتصادى، فرهنگى و ... مواجه مىكند.
نيروهاى علمى متخصص و برخوردار از مهارتهاى تكنولوژيك به عنوان سرمايهها و ذخيرههاى مادى و معنوى هر كشورى بهحساب مىآيند. از اينرو كشورها سالانه مبالغ و امكانات زيادى را صرف تربيت و پرورش آنها مىكنند. امروزه اعزام دانشجويان به خارج براى ادامه تحصيلات و به دست آوردن تجربه و مهارت در انواع علوم و فنون به عنوان يك روش جا افتاده و شناخته شده تربيت و پرورش نيروى ماهر انسانى مىباشد، اما موضوع مهم و اساسى اين است كه هر كشورى بتواند با برنامه ريزى و طرحهاى لازم و فورى از نيروهاى كارآمد، تجربه ديده و تحصيل كرده خود استفاده بهينه و لازم را به عمل آورد.
در كشور ما نيز طى سالهاى گذشته به طور روز افزون پديده «فرار مغزها» و مهاجرت تحصيل كردهها و متخصصان آثار زيان بارى را بر ايران در بر داشته و تصويرى نا مأنوس و مخدوش از جامعه اسلامى ارائه كرده است. فرار مغزها از آن حيث براى نظام جمهورى اسلامى آسيب فرهنگى محسوب مىگردد كه مهاجرين متخصص، عموماً با رويكردى مبتنى بر ناباورى فرهنگى به جامعه خويش ترك وطن مىكنند. برخى آمارها حكايت از آن دارند كه سالانه ١٥٠ تا ١٨٠ هزار نفر براى خروج از كشور اقدام مىكنند تا حدى كه ايران در بين ٩١ كشور در حال توسعه و توسعه نيافته، رتبه اول فرار مغزها را دارا است. و از ميان ١٢٥ دانشآموز المپيادى حدود ٩٠ نفر در دانشگاههاى اروپا و امريكا تحصيل مىكنند. «١» بر اساس آمار صندوق بين المللى پول طى سال ١٣٧٩ روزانه به طور متوسط ١٥ نفر با درجه كارشناسى ارشد و ٣/ ٢ نفر با درجه دكترى از ايران ترك وطن كردهاند. در ٦ ماهه اول سال ١٣٧٨، ١٦٦٤ نفر از افراد داراى تحصيلات علوم پزشكى براى خروج از