مباحث سياسى سطح(2) - سلیمی بنی، صادق - الصفحة ٥٩
نقطه ضعف فرهنگى زيان آور كمك شايان توجهى كرد. در انقلاب ايران اين موج در مقاطع مختلف با شدت و ضعف در جريان بوده است. بهعنوان نمونه در سالهاى نخست انقلاب دبير كل نهضت آزادى، مهدى بازرگان، ايده آرمانى خود در ارتباط با غرب را چنين توصيف كرد:
«زندگى كه ما امروز داريم همهاش فرنگى است. طرز فكر ما، درس خواندن ما، مبارزه ما، انقلاب ما ... تمام ارمغان غرب است.» «١» در دوره اصلاحات نيز غرب آرمانى از نظر فرهنگى توسط افراد از خود بيگانه فرهنگى و چشم دوخته به مظاهر تمدن و فرهنگ غرب به طرز فزايندهاى در مطبوعات مطرح و تبليغ شد. به عنوان نمونه عبدالكريم سروش درباره تمدن غرب چنين اعتقادى دارد:
«دستاورد تمدن اسلامى صرفاً پرورش فقها بوده است نه پيشرفت علوم ديگر؛ بر خلاف تمدن غربى كه عالم پرور و تكنولوژى پرور است.» «٢» برخى جرايد و ارباب قلم هم به غربگرايى دامن مىزنند كه شمارى از نوشتههاى آنان عيناً آورده مىشود: «راه حل جامعه كنونى ايران در تبعيت از نظريه مدرنيسم است.» «٣» «اگر امريكا براى ما شيطان بزرگ است چطور براى قزاقستان يك فرشته است؟!» «٤» ٤. خطر انقطاع فرهنگى نسل جوان و تضعيف ارزشها در جامعه در حال حاضر، از يك منظر شهروندان جمهورى اسلامى ايران به سه دسته قابل تقسيم هستند:
دسته اول بادرك رژيم شاهنشاهى، عليه آن اقدام پرخاشگرانه عملى كرده كه به «نسل مبارزه» و «عامل انقلاب» معروف است. دسته ديگر ضمن درك فرهنگ و ارزشهاى انقلاب در دهه بحرانها با نقش آفرينى در هشت سال دفاع مقدس به عنوان دسته دوم يا «نسل