مباحث سياسى سطح(2) - سلیمی بنی، صادق - الصفحة ٣٧
گرفتهاند كه حتى حق مشاركت در حكومت را هم به آنان نمىدهد؛ گرچه در عكسالعمل به اين رويكرد، نيروهاى اشغالگر به طور متوسط بيش از ده بار در هفته هدف حمله قرار مىگيرند و هر روز بر شمار جنازههاى نظاميان آمريكايى كه از بغداد به واشنگتن منتقل مىشود؛ افزوده مىشود و شاهد برگزارى تظاهرات ضد جنگ در داخل آمريكا بودهايم. «١» مهمتر اين كه، آمريكايىها از فرداى حمله به افغانستان و عراق، از طلوع عصر جديدى در خاورميانه صحبت مىكردند كه منطقهاى وسيع- از قاهره مصر تا كابل افغانستان- را تحت تأثير قرار خواهد داد. آمريكا اميدوار بود اين منطقه به محل رشد دمكراسى آمريكايى تبديل گردد، حال آنكه نظر سنجىها نشان داده كه اشغال دو همسايه ايران نه تنها در خاورميانه بلكه در اكثر نقاط جهان، بخصوص عراق، افزايش انزجار از آمريكا را در پى داشته است.
در مجموع بالا رفتن روز افزون تلفات، افت پرستيژ سياسى، تنزل قدرت نظامى اشغالگران و فرسايشى شدن جنگ، فرصت پيش آمده براى دولت مردان آمريكايى را در عمل تبديل به تهديد جدى براى آنان كرده است. اما در مقابل وضعيت پيش آمده فرصتهاى سياسى ارزشمندى را فرا روى ايران قرار داده كه برخى از مهمترين آنها چنيناند:
١. عموميت يافتن انزجار از آمريكا در نزد ملتهاى جهان و مشروعيت يافتن مخالفتهاى ايران با سياستهاى مداخله گرايانه و يك جانبه آمريكا.
٢. تمايل تدريجى مردم عراق براى الگو بردارى از سيستم حكومتى و نظام سياسى ايران به دنبال پى بردن به سراب دمكراسى آمريكا.
٣. افزايش سطح جسارت دولتها و ملتها و گسترش روحيه اعتماد به نفس در ميان آنها در پى كاهش پرستيژ و پايان يافتن افسانه شكست ناپذيرى آمريكا.
٤. شكلگيرى زمينه همگرايى اعتقادى و سياسى ملتهاى مسلمان منطقه پس از موضع گيريهاى سياسى و حمايتهاى مادى و معنوى مردم مسلمان و دولت اسلامى ايران از ملتهاى مسلمان عراق و افغانستان تحت اشغال.