مباحث سياسى سطح(2) - سلیمی بنی، صادق - الصفحة ٣٦
حمله به افغانستان، به بهانه دست داشتن گروه متعصب «طالبان»، «سازمان القاعده» و موسس آن «اسامة بن لادن» در عمليات تروريستى ١١ سپتامبر و اشغال اين كشور همسايه ايران و نيز تهاجم به ديگر همسايه جمهورى اسلامى، و فروپاشى بساط حكومت دولت ديرينه و آمريكايى صدام و اشغال سرزمين اسلامى عراق به بهانه استقرار دمكراسى و مبارزه با تروريسم صورت پذيرفت.
اما عملكرد خشونت بار و ضد انسانى آمريكائيها در دو كشور مزبور، برخلاف شعارهاى عوامفريبانه آن، عكس العملهاى اعتراضى مردم اين دو كشور، نخبگان و شخصيتهاى سياسى آنها، مردم دنيا، بخصوص ملت آمريكا را در قالب تظاهرات، راهپيمايى، انجام عملياتهاى ضد اشغالگرى به نمايش گذاشت.
در افغانستان طولانى شدن مدت حضور نيروهاى آمريكايى، تلفات زيادى بر آنان تحميل كرد. «١» در برخى موارد خسارتهاى وارده بر آمريكايىها، آنان را به عكسالعمل ضدبشرى و انجام جنايات جنگى عليه غير نظاميان سوق داد. نمونه بارز آن اقدام جنگندههاى آمريكايى در بمباران يك مجلس عروسى بود كه دهها كشته و مجروح بر جاى گذاشت تا حدى كه دولت دست نشانده آنان، حامد كرزاى و كابينه او را به عكسالعمل انتقادى وا داشت و خواستار هماهنگى اشغالگران امريكايى با دولت افغانستان در عمليات نظامى در مناطق مختلف كشور شد. اما كاخ سفيد با بى اعتنايى به درخواست كرزاى اعلام كرد كه آمريكا در انجام عمليات در افغانستان به تشخيص خود عمل خواهد كرد و منتظر اخذ مجوز از دولت افغانستان نمىماند. اين در حالى است كه تاكنون آمريكا از دستگيرى مردان شماره يك القاعده و طالبان ناكام و از برقرارى امنيت در اين كشور عاجز مانده است.
در عراق نيزآمريكايىها مىگفتند كه براى نجات ملت اين كشور از ديكتاتورى آمرانه صدام اقدام مىكنند، اما اكنون مردم عراق تحت حكومت ديكتاتورى آمريكايىها قرار