مباحث سياسى سطح(2) - سلیمی بنی، صادق - الصفحة ٢٦
قرن گذشته، از زمان استقرار نظام جمهورى اسلامى تاكنون را مورد بررسى قرار دهيم با سه دوره مجزا روبه رو مىشويم.
الف- دوره بحرانها (از ١٣٥٧ تا ١٣٦٧)
در اين دوره نظام نوپاى جمهورى اسلامى با بحرانهاى متعددى همانند اقدامات تروريستى گروههاى ضد انقلاب، حركتهاى تجزيه طلبانه در برخى مناطق كشور، محاصره اقتصادى، كودتاى نوژه و جنگ تحميلى و دفاع مقدس مواجه گرديد.
در اين دوره خطر دشمن مشترك موجوديت نظام و انقلاب را تهديد مىكرد اما نظام اسلامى از نعمت شخصيتهاى وحدت بخش نظير آيتاللَّه شهيد دكتر بهشتى برخوردار بود، به همين دليل نيروهاى سياسى درون حاكميت نظام با وجود آن كه در برخى مسائل و موضوعات سياسى- اقتصادى اختلاف نظر و سليقه متفاوت از هم داشتند، با رعايت سطح بالايى از عقلانيت سياسى و رعايت خويشتن دارى، در مقابل ضد انقلاب داخلى و دشمنان از نظر سياسى مواضع و جهتگيرى واحدى اتخاذ كرده بودند. بنابراين در اين دوره در ميان نيروهاى سياسى وفا دار به انقلاب و توده مردم، كمترين سطح جناحبندى وجود داشت.
ب- دوره سازندگى، (از ١٣٦٨ تا ١٣٧٦)
اين دوره با فرو كش كردن مهمترين و گستردهترين بحران دهه قبل (جنگ تحميلى) و طرح ريزى و اجراى برنامههاى زمان بندى شده پنج ساله توسعه اقتصادى، سياسى، اجتماعى، فرهنگى و ... آغاز مىشود.
در اين دوره فضاى سياسى- اجتماعى حاكم بر كشور، متأثر از برنامههاى توسعه دولت سازندگى بود. از آنجا كه پيرامون برخى روشهاى توسعه همانند ميزان نقشآفرينى بخش خصوصى در اقتصاد كشور، مقدم بودن توسعه اقتصادى بر توسعه سياسى و بر عكس و نيز نوع نگرش بر مقوله عدالت اجتماعى، سبب گرديد تا نيروهاى درون حاكميت از نظر سياسى به طور رسمى به دو طيف راست و چپ رسماً صفبندى نمايند. در اين دوره از سطح و ميزان عقلانيت سياسى وفاداران به انقلاب از حيث جناحبندى در مقابل