مباحث سياسى سطح(2) - سلیمی بنی، صادق - الصفحة ٢٣٠
بنابراين اگر مردم حاكميت ولى فقيه را بپذيرند به رغم مشروعيت الهى ولى فقيه حاكميت آن فعليت پيدا نمىكند.
اين مسأله مباحث سياسى سطح(٢) ٢٣٨ منابع و مآخذ ص : ٢٣٥ حتى در فعليت بخشيدن به حاكميت امام معصوم نيز صادق است. نمونه بارز آن عدم بيعت اكثريت مردم با حضرت على (ع) پس از رحلت پيامبر (ص) بود. با وجود آنكه عدم اقبال مردم به على (ع)، در اصل وجود مشروعيت آن تأثيرى نداشت، اما به آن فعليت نبخشيد.
به اين ترتيب نتيجه گرفته مىشود كه مردم نقشى در مشروعيت بخشى به ولايت حاكم اسلامى ندارند اما از جايگاهى مهم و كليدى برخوردارند كه اگر خواستار حاكميت اسلام نباشند نمىتوان آن را محقق ساخت. در واقع مردم از قدرت مقبوليت بخشى به اصل مشروعيت الهى حاكم اسلامى و تحقق حكومت آن، برخوردارند.
از سخن مشهور آن حضرت، اين موضوع به وضوح استنباط مىشود:
سوگند به خدايى كه دانه را شكافت و جان را آفريد، اگر حضور فراوان بيعت كنندگان نبود و ياران حجت را بر من تمام نمىكردند و اگر خداوند از علما عهد و پيمان نگرفته بود كه در برابر شكم بارگى ستمگران و گرسنگى مظلومان سكوت نكنند، مهار شتر خلافت را بر كوهان آن انداخته، رهايش مىكردم. «١» با اين توصيف، در جامعه اسلامى اگر تمام مردم به انتخاب شخص فاقد شرايطى (مانند كسى كه عدالت ندارد) اتفاق نظر داشته باشند حاكميت و ولايت چنين فردى، مقبوليت عمومى مىيابد اما مشروعيت پيدا نمىكند. همچنين اگر مردم جامعه اسلامى شخصى را به عنوان حاكم انتخاب كنند كه تمام شرايط حاكميت را داشته باشد، اما پس از مدتى يكى از آن شرايط را از دست بدهد، مشروعيت چنين حاكمى خود به خود از بين مىرود و نيازى نيست كه مردم با او مخالفت كنند.
در اينجا براى پى بردن به نقش آفرينى مردم در مقبوليت بخشى به مشروعيت الهى حاكم اسلامى به نقش مردم در مقبوليت بخشى به مرجعيت مراجع تقليد شيعه اشاره