مباحث سياسى سطح(2) - سلیمی بنی، صادق - الصفحة ٢٢٨
را به آنها مىدهد. بر اين اساس پيامبر (ص) و امامان معصوم (ع) نيز تنها به دليل اينكه خداوند حق ولايت را به آنان اعطا كرده، از حق ولايت برخوردار مىشوند. بنابراين به حكم آيه شريفه «اطيعوااللَّه و اطيعوا الرسول و اولى الامر منكم» (نساء/ ٥٩) و ديگر آيات قرآن كريم همانند «انما وليكم اللَّه و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلوة و يوتون الزكوة و هم راكعون» (مائده/ ٥٥)
از سوى ذات اقدس الهى به پيامبر و امامان معصوم (ع) ولايت اعطا شده و اطاعت از آنها بر همگان واجب شده است. در انتخاب ايشان نيز هيچ فردى از جامعه دخالت نداشته تا به ولايت و لزوم تبعيت از آنان مشروعيت بخشد.
اين شيوه از مشروعيت بخشى به ولايت و حاكميت از سوى خداوند صرفاً مختص به زمان پيامبر (ص) و امامان معصوم (ع) است. با وجود اين باز جاى اين سؤال مهم بهطورى جدى مطرح است كه در زمان غيبت امام معصوم مشروعيت حاكم اسلامى از كجا سرچشمه مىگيرد؟
به طور قطع در زمان غيبت نيز جامعه دينى اسلامى براى اجراى قوانين و احكام اسلام، نيازمند حكومتى دينى و كارآمد است. اين مهم مورد توجه بنيانگذار جمهورى اسلامى نيز بوده است. به عنوان نمونه ايشان در تبيين ضرورت وجود حاكميت اسلامى چنين فرمودند:
سنت و رويه پيامبر اكرم (ص) دليلى بر لزوم حكومت است، زيرا اولًا خود تشكيل حكومت داد ... و ثانياً براى پس از خود، به فرمان خدا، تعيين حاكم كرده است. «١» و در جايى ديگر ايشان در اين ارتباط مىفرمايد:
دليل ديگر بر لزوم تشكيل حكومت، ماهيت و كيفيت قوانين اسلامى است. ماهيت و كيفيت اين قوانين مىرساند كه براى تكوين يك دولت و براى اداره سياسى و اقتصادى و فرهنگى جامعه تشريع گشته است. «٢»