مباحث سياسى سطح(2) - سلیمی بنی، صادق - الصفحة ١٤٧
مردم در پاى صندوقهاى رأى، ضمن بهرهگيرى از شعار توسعه سياسى و فرهنگى آقاى خاتمى رياست جمهورى اسلامى، به شبهه پراكنى روى آوردند؛ شبهاتى نظير اينكه مشاركت سياسى فعال مردم در انتخابات، رأى به برنامههاى اصلاحى دلخواه غرب بوده و رئيس جمهور جديد نيز در عمل به چنين اصلاحاتى دست خواهد زد. همچنين سعى كرد تا ارزشهاى دمكراسى ليبرال امريكايى را از طريق مطبوعات و افراد وابسته به جامعه منتقل كند تا در نهايت استحاله و براندازى آرام و خاموش نظام جمهورى اسلامى را به زعم خود عملى سازد.
آلبرايت، وزير امور خارجه وقت امريكا، دومالاونيم بعد از انتخابات دوم خرداد ١٣٧٦ بر اين نكته تأكيد ورزيد:
انتخاب پرزيدنت خاتمى تحولى گيج كننده و احتمالًا اميد بخش بوده است. مردم ايران علاقه خود را براى تغيير نشان دادهاند، ولى آنچه تاكنون مشخص نشده، چگونگى و ميزان تغييراتى است كه ايجاد خواهد شد. «١» مايكل مك كورى، سخنگوى كاخ سفيد نيز در نيمه دوم ١٣٧٦ ه. ش (١٩٩٧ م) در اظهار نظرى مشابه از سياست هيئت حاكمه امريكا پرده بردارى كرد:
مسأله اصلى مورد بحث آن بوده كه چگونه مىتوان تغييراتى دلخواه را در ساختار كنونى حكومت ايران ايجاد كرد. سياستى كه دنياى غرب بايد در قبال حكومت ايران در پيش گيرد، يكى از مهمترين نظرهاى ايالات متحده و كشورهاى اروپايى است. «٢» ٢. القاى نيازمندى ايران به آمريكا پس از دوم خرداد ١٣٧٦، برخى تحليلگران سياسى و كارشناسان مسائل ايران در امريكا با استناد به «سياست تنش زدايى» آقاى خاتمى رياست جمهورى اسلامى ايران، ضمن القاى نيازمندى و وابستگى ايران به برقرارى رابطه با امريكا، تلاش نمودند تا زمينه ورود