مباحث سياسى سطح(2) - سلیمی بنی، صادق - الصفحة ١٢٧
كه سياستهاى خود را در تعارض با جمهورى اسلامى مىديد و راه حل آن را غير از حمله گسترده و تجاوز آشكار نيافت، به تنهايى به چنين تجاوزى دست زد، يا افزون بر عراق، كشور ديگرى نيز، اهدافى همسوى اهداف صدام داشت و اين همسويى در بروز جنگ مؤثر واقع شد؟ در صورت مثبت بودن پاسخ آيا با توجه به شدت عصبانيت آمريكا از ايران، آن كشورثالث آمريكا بوده و اشتراك در هدف و همگرايى در عملكرد بغداد واشنگتن در تحميل و استمرار جنگ عليه ايران وجود داشته است؟
با بررسى نظر كارشناسان و تحليل گران سياسى بى طرف و نيز اظهارات و اعتراضات مقامات ايالات متحده و عراق، پيوستگى اهداف عراق به عنوان آغازگر جنگ و آمريكا به عنوان طراح و ترغيب كننده تحميل جنگ بر ايران به روشنى اثبات مىشود.
براى دستيابى به شناختى صحيح از پيوستگى هدف و همسويى در عملكرد واشنگتن و بغداد در دوران دفاع مقدس به جا است كه روابط عراق و آمريكا پيش از جنگ تحميلى بررسى گردد و نيز چگونگى تجويز تهاجم به ايران و تقويت و دلدارى عراق در آغاز تهاجم، تقويت عقبه استراتژيك عراق پس از فتح خرمشهر، سياست چماق و شيرينى و تاكتيك فشار ديپلماسى در دوره بعد از فتح فاو و رويارويى آمريكا و عراق با جمهورى اسلامى در پايان جنگ تحميلى به بيان آيد.
١. عادى سازى روابط عراق و امريكا پيش از جنگ تحميلى به رغم آنكه روابط ديپلماتيك ميان ايالات متحده و عراق در سال ١٣٤٤ (١٩٦٧) قطع شد، دفتر حفاظت منافع امريكا در بغداد با چهارده ديپلمات همچنان داير بود كه البته پس از پيروزى انقلاب اسلامى فعالتر شد. «١» يك روز پس از پيروزى انقلاب ايران، صدام به طور جدى آمادگى كشورش را براى عادى سازى روابط باامريكا مطرح كرد و به نشانه حسننيت و جديت خود، فعاليت نيروهاى ارتش عراق را در حزب كمونيست ممنوع و مجازات اعدام را براى آن پيشبينى كرد. «٢»