مباحث سياسى سطح(2) - سلیمی بنی، صادق - الصفحة ١٢٤
آغاز مىشد، مهاجمان آمريكايى درصدد بودند تا ضمن آزاد ساختن گروگانها درس فراموش نشدنى ماندگارى به انقلابيون مذهبى ايران بدهند.
روزنامه «واشنگتن تايمز» طى مقالهاى در نوامبر ١٩٩١ (١٣٧٠ ه. ش) نوشت كه مقامات عالى رتبه آمريكايى فاش ساختند، پس از شكست حمله نظامى به طبس، آمريكا آماده شده بود تا با چند هزار نيرو، صدها هواپيماى جنگنده و نفر بر به ايران حمله نمايد.
ژنرال بازنشسته نيروى هوايى، «ريچارد سيكورد»، كه معاونت فرماندهى دومين نيروى ضربتى نجات گروگانها را بر عهده داشت، مىگويد:
واحدهاى نيروهاى زمينى، هوايى و دريايى آمريكا براى حمله به ايران و اجراى عمليات در اكتبر ١٩٨٠ (مهرماه ١٣٥٩) آماده شده بودند و براى اين تهاجم لحظه شمارى مىكردند. «١» ژنرال سيكورد مىگويد:
اگر واحدهاى جاسوسى- اطلاعاتى ما توانسته بودند، محل دقيق گروگانها را بيابند، حمله قطعاً انجام مىگرفت، ليكن گروگانها پساز حمله نظامى بهطبس از محل قبلى خود در سفارت منتقل شدند. «٢» اين ژنرال امريكايى اعلام كرد:
سازمان سيا سه محل را در اطراف تهران بعنوان اماكن احتمالى نگاهدارى گروگانها مشخص نموده بود ولى بعد از اينكه اطلاعات، ناكافى و غير دقيق اعلام شد، از اعزام نيروها جلوگيرى نموديم. «٣» برژينسكى مشاور امنيت ملى كارتر نيز اعتراف كرد كه:
برخلاف حملهاول به طبس كه بسيار دقيق و يك حمله ضربتى بود، طرح دوم، نمايش عيظمى از قدرت نظامى بود و هدف آن بود كه مشت محكمى به چانه ايرانيها بزنيم. «٤»