آشنايى با نظام جمهورى اسلامى ايران - نظرپور، مهدی - الصفحة ١٨
- ١- ٣. صلاحيت علمى براى افتاء: مقام رهبرى بايد داراى رتبهاى از فقاهت باشد كه بتواند احكام الهى را از منابع و ادله شرعى به دست آورد. به عبارت ديگر، رهبر اسلامى بايد از مقام علمى شايسته برخوردار باشد تا بتواند به وسيله قوانين الهى، مسائل سياسى و اجتماعى و ... را حل و فصل كند. پس يكى از شرايط رهبرى «فقيه بودن» است كه در اصول ٥ و ١٠٩ قانون اساسى به آن اشاره شده است.
٢- ١- ٣. عدالت و تقوا: عدالت به معناى عادل بودن، انصاف داشتن، دادگر بودن و دادگرى است.
از يك سو، از رهبر جامعه اسلامى انتظارى جز عدالت نمىرود و او بايد براى اجراى عدالت، نخست خود عادل باشد. از سوى ديگر، افراد جامعه اسلامى نيز با آگاهى از وجود ملكه عدالت در رهبرى به اجراى عدالت در جامعه، اميدوار و دلگرم مىشوند. اگر رهبر عادل نباشد، در اداى حق مسلمين، اجراى قانون و ... ممكن است نتواند عادلانه رفتار كند.
تقوا به معناى پرهيز، ترس از خدا و اطاعت امر او و پرهيزكارى است. «١» بىشك رهبر جامعه اسلامى افزون بر ايمان و اعتقاد كامل به مبانى و اصول اسلام، بايد داراى ملكه نفسانى تقوا باشد كه او را وادار به ترك گناهان و انجام تكاليف الهى كند. به گونهاى كه در هر حال بر هواى نفس خويش مسلّط باشد و جز پيروى از فرمان خدا از هيچ كس ديگر، اطاعت نكند. قانونگذار با قراردادن شرط تقوا براى رهبر در اصول ٥ و ١٠٩ به اين ضرورت مهم اشاره كرده است.
٣- ١- ٣. بينش سياسى و اجتماعى: بينش سياسى و اجتماعى و علم و آگاهى از مسائل و حوادث داخلى، منطقهاى و بين المللى از لوازم رهبرى است تا او بتواند وقايع را درست تحليل كند و به هنگام نياز با توجّه به مقتضيات زمان و مكان و مصلحت امت اسلامى، راه درست را برگزيند. با بينش صحيح سياسى و اجتماعى است كه رهبر مىتواند جماعات پراكنده مسلمانان را گرد آورد و ميانشان يگانگى برقرار سازد و از ايمان و اعتقاد آنان براى پيشرفت جامعه اسلامى بهره گيرد و با ارائه تصويرى شايسته از جامعه اسلامى، ديگر ملل را نيز به اسلام علاقهمند كند. قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران در بند سوم اصل ١٠٩ به اين مساله اشاره كرده است.