آشنايى با نظام جمهورى اسلامى ايران - نظرپور، مهدی - الصفحة ١٧
مىتواند الگوى مناسب و راهگشايى براى تمام دوران باشد. پس از شهادت حضرت على (ع) نيز، هواپرستان و زورمداران تاريخ، حكومت را از امامان معصوم (ع) غصب كردند و سرانجام دوازدهمين امام معصوم، حضرت مهدى موعود (عج) بنابر امر الهى از ديدگان مردم غايب شد تا در موعد مقرّر به امر خداوند قادر قيام فرمايد و حكومت عدل جهانى را تشكيل دهد.
مىدانيم كه غيبت حضرت مهدى (عج) دو قسم است: اوّل غيبت صغرى (كوتاه مدت) كه از سال ٢٦٠ ه. ق. آغاز شد و تا ٣٢٩ ه. ق. ادامه يافت. در اين ايام آن امام معصوم (ع) از طريق نمايندگان «١» خود با مردم در ارتباط بود و امور آنان را از طريق آنها حل و فصل مىكرد. دوم غيبت كبرى (بلندمدت). در اين زمان فرد خاصى به عنوان نايب امام زمان (عج) تعيين نشده است؛ اما خصوصيات و ويژگيهاى كسانى كه مىتوانند نيابت كنند، مشخص شده است. در عصر غيبت كبرى، شيعيان مكلّفاند از نواب عام امامان معصوم (ع)، پيروى كنند كه همان فقهاى واجد شرايطاند.
٣. رهبرى و ولايت فقيه در قانون اساسى طبق اصل ٥ قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران «در زمان غيبت حضرت ولى عصر (عج) در جمهورى اسلامى ايران، ولايت امر و امامت امّت بر عهده فقيه عادل و با تقوا، آگاه به زمان، شجاع، مدير و مدبّر است كه طبق اصل ١٠٧ عهده دار آن مىگردد.» طبق اصل ١٠٧ قانون اساسى، «پس از مرجع عاليقدر و رهبر كبير انقلاب جهانى اسلام و بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران، حضرت آيت اللَّه العظمى امام خمينى (ره) كه از طرف اكثريت قاطع مردم به مرجعيت و رهبرى شناخته و پذيرفته شدند، تعيين رهبر به عهده خبرگان منتخب مردم است.» ١- ٣. شرايط و صفات رهبر به علت جايگاه و اهميّت رهبرى در نظام اسلامى و وظايف و اختيارات گستردهاى كه دارد، قانون اساسى در اصول ٥ و ١٠٩، شرايط و ويژگيهايى را براى ايشان در نظر گرفته است كه عبارتند از: