آشنايى با نظام جمهورى اسلامى ايران - نظرپور، مهدی - الصفحة ١١٧
حركت نمايد؛ يعنى فقط از احكام و دستورات الهى اطاعت كند؛ زيرا اطاعت و حركت از مسير ديگر جز انحراف انسان و سقوط از مدار انسانيت نتيجهاى در بر نخواهد داشت. به همين دليل، خداوند به پيامبر (ص) دستور مىدهد از وحى الهى پيروى كند و از آراى ديگران روى برتابد:
وَ انِ احْكُمْ بَيْنَهُمْ بِما انزَلَ اللَّهُ وَ لا تَتَّبِع اهوائَهُمْ. (مائده: ٤٩)
و در ميان آنها (اهل كتاب) طبق آنچه خداوند نازل كرده، داورى كن! و از هوسهاى آنان پيروى مكن.
در آيات ديگر، خداوند كسانى را كه بر خلاف آنچه از جانب وحى نازل شده است حكم مىكنند، كافر و فاسق و ظالم مىخواند. «١» علاوه بر اين، خداوند در آيات ديگرى اشاره فرموده كه مردم بايد اختلافات خويش را با رجوع به كتاب و احكام الهى حل و فصل كنند. «٢» يا در آيه ديگر، كسانى را كه احكامى اعم از فردى و اجتماعى نزد خود و بدون اذن الهى وضع مىكنند، مذمت و سرزنش مىكند. «٣» با توجه به آيات فوق، يكى از اصول مهم مردم سالارى دينى، خدا محورى است و هرگونه حكومتى بايد براى اجراى احكام خداوند تشكيل شود و حاكمان بايد مجرى قوانين خدا در زمين باشند تا جامعهاى عارى از شرك، تبعيض و بىعدالتى تشكيل شود.
با نگاهى اجمالى به مفاد قوانين نظامهاى ليبرال دموكراسى غرب، مشخص مىشود كه اصل بنيادين و ماهوى اين نظامها، «انسان محورى» است؛ بدين معنا كه در اين نظامها، انسان موجودى فرض مىشود كه با استفاده از عقل و خرد خويش مىتواند هدف و مسير برنامه زندگى فردى و اجتماعى خويش را بدون كمك گرفتن از هر نيروى خارجى و ماوراء الطبيعى تعيين نمايد. در انديشه دموكراسى غرب، انسان خود را بىنياز از هر راهنما و هدايت گرى بيرون از وجود خويش پنداشته و خود را ملزم به اجراى وحى و يا مقيد به هيچ گونه برنامه از پيش تعيين شدهاى چه از جانب خداوند و چه از جانب ديگرى نمىداند. اساساً در اين انديشه، خداوند كمترين نقش را در تنظيم برنامه زندگى و تعيين هدف براى انسان ندارد و تنها خودِ انسان است كه بدون الهام و