آشنايى با نظام جمهورى اسلامى ايران - نظرپور، مهدی - الصفحة ١١٩
در نظام سياسى اسلام، آزادى تكوينى از پيش فرضها و اصول اساسى اسلام است كه تأثير شايانى در تجزيه و تحليل مسائل سياسى دارد؛ زيرا اگر شكلى از جبرگرايى در انسان تحقق يابد در كارهايش اختيارى از خود نخواهد داشت و محكومِ تحولات اجتماعى شده و احساس مسئوليت از او سلب مىگردد. مختار بودن انسان با اعتقاد به توحيد، منافاتى ندارد؛ چرا كه فاعليت انسان در طول فاعليت الهى است و با آن معارض نيست.
٢- ٢- ٢. آزادى اخلاقى: مراد از آزادى اخلاقى، رهايى عقل از سيطره غرائز و شهوات است.
اين مفهوم از آزادى، موضوع مورد بحث در نظام اخلاقى است و در نظام سياسى به طور مستقيم مورد توجه نيست. «١» ٣- ٢- ٢. آزادى حقوقى: سومين نوع آزادى، آزادى حقوقى است. در اين قسم از آزادى سخن از اين است كه دستاندركاران وضع و اجراى قانون تا چه حدّ مىتوانند آزادى، افراد را محدود نمايند و آنان را به رعايت مقرراتى در روابط اجتماعى موظف كنند و به انجام تعهدات دولت مقيد سازند. به عبارت ديگر، در مردم سالارى دينى، رابطه دين و آزادى چيست؟ آيا دين مقدم بر آزادى است يا آزادى بر دين؟ آيا آزادى اصل است و دين تابعى از آن به شمار مىرود و يا برعكس، دين اصل و آزادى تابعى از آن است؟ «٢» در جواب اين پرسشها مىتوان گفت كه بىگمان آزادى نمىتواند مافوق اسلام و قانون باشد.
اگر چنين باشد، نزول دين و برقرارى قانون و حكومت بىمعنا است. شأن قانون محدود كردن آزادى است و دين نيز از آن جهت كه مشتمل بر قوانين سياسى و اجتماعى است، رفتار اجتماعى انسان را جهتدار و محدود مىكند و به انجام رفتار در چارچوب خاصى حكم مىكند. اگر دين براى آن آمده كه هر كسى به هر طريقى كه بخواهد رفتار كند، پس شأن دين چيست؟ در قرآن در اين باره آمده است:
وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْراً أَن يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ.
(احزاب: ٣٦)
هيچ مرد و زن با ايمانى حق ندارد هنگامى كه خدا و پيامبرش امرى را لازم بدانند، اختيارى [در برابر فرمان خدا] داشته باشند.