آشنايى با نظام جمهورى اسلامى ايران - نظرپور، مهدی - الصفحة ١١٨
يا استمداد از هر قدرت ديگرى، تصميم مىگيرد و عمل مىكند. بنابراين، حق تشريع و قانونگذارى در همه ابعاد زندگى به گونه كامل و بدون هيچ گونه محدوديتى به خود انسان واگذار مىشود. اين مهمترين تفاوت بين نظام مردم سالارى دينى و نظام مردم سالارى غير دينى يا غربى است.
٢- ٢. آزادى انسان آزادى از نظر لغوى به معناى حريت، اختيار، خلاف بندگى و رقيت و عبوديت و اسارت و اجبار و نيز قدرت عمل و قدرت انتخاب «١» آمده است؛ اما از نظر اصطلاحى به چند معنا به كار رفته است:
١- ٢- ٢. آزادى تكوينى: آزادى تكوينى در مقابل جبرگرايى به كار رفته است بدين معنا كه بر خلاف اشاعره «٢» كه معتقدند انسان مجبور است و هيچ اختيارى از خود ندارد، بقيه مسلمانان معتقدند كه انسان در حوزه رفتار و عمل خود از آزادى و اختيار برخوردار است. اگر بر انسان، جبر حاكم بود، ديگر جايى براى دين، نظامهاى اخلاقى، تربيتى و حكومت و معاد باقى نمىماند.
اگر انسان در كار خوب و بد، مجبور باشد، ديگر نبايد در مقابل كارهاى خوب او را تشويق و در مقابل كارهاى بد، او را سرزنش كرد. وجود مقررات در حوزههاى سياسى، اقتصادى، حقوقى و ...
بيانگر مختار بودن انسان است. به اين گونه آزادى، «آزادى تكوينى» گفته مىشود.
در قرآن كريم، آيات فراوانى وجود دارد كه بر مختار بودن انسان تأكيد دارد. چون قرآن براى هدايت انسان است و اگر انسان مجبور بود، هدايت و گمراهىاش نيز جبرى بود و ديگر جايى براى هدايت اختيارى وجود نداشت و در اين صورت قرآن بىفايده و اثر بود. درباره مختار بودن انسان در قرآن آمده است:
وَقُلِ الحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شَاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْيَكْفُرْ. (كهف: ٢٩)
بگو اين حق است از سوى پروردگارتان، هر كس مىخواهد ايمان بياورد و هر كس مىخواهد كافر گردد.
إنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إمَّا شَاكِراً وَإمَّا كَفُوراً. (انسان: ٣)
ما راه را به او نشان داديم، خواه شاكر باشد [و پذيرا گردد] يا ناسپاس.