آشنايى با نظام جمهورى اسلامى ايران - نظرپور، مهدی - الصفحة ٨٥
٢. وظايف قوه قضائيه بنابر اصل ١٥٦ قانون اساسى، قوه قضائيه، قوهاى مستقل است كه پشتيبان حقوق فردى و اجتماعى و مسئول تحقق بخشيدن به عدالت و عهده دار وظايف زير است:
١- ٢. رسيدگى و صدور حكم «رسيدگى و صدور حكم در مورد تظلمات، تعديات، شكايات، حل و فصل دعاوى و رفع خصومات و اخذ تصميم و اقدام لازم در آن قسمت از امور حسبيه كه قانون معين مىكند» «١» از مهمترين و نخستين وظيفه قوه قضائيه مىباشد. همچنين با توجه به اينكه «دادخواهى حق مسلم هر فرد است و هركس مىتواند به منظور دادخواهى به دادگاههاى صالح رجوع كند و همه افراد ملت حق دارند اين گونه دادگاهها را در دسترس داشته باشند و هيچ كس را نمىتوان از دادگاهى كه به موجب قانون حق مراجعه به آن را دارد، منع كرد، «٢» قوه قضائيه وظيفه مهمى دارد. حق دادخواهى مردم، تكليف دادرسى و دادگرى را براى اين قوه ايجاب مىكند. انجام اين وظيفه سنگين با توجه به كميت و كيفيت دعاوى در نهايت در دادگاههاى قوه قضائيه متمركز مىشود. و «قضات موظف هستند كه كوشش كنند كه حكم هر دعوا را در قوانين مدون بيابند و نمىتوانند به بهانه سكوت، نقض، اجمال يا تعارض قوانين، از رسيدگى به دعوا و صدور حكم امتناع ورزند.» «٣» ٢- ٢. نظارت بر حُسن اجراى قوانين قواى مجريه و قضائيه مجريان قانون هستند. انتظار قانونگذار به عنوان مظهر اراده عمومى، اين است كه قوانين به نحو شايسته به اجرا درآيند تا رضايت همگان تأمين شود. التزام به اجراى قانون از جانب قواى مذكور به تنهايى نمىتواند وافى به مقصود باشد؛ زيرا تجربه حكايت از گريز از قانون دارد. به همين دليل است كه لزوم نظارت بر اجراى صحيح قوانين به خوبى