آشنايى با نظام جمهورى اسلامى ايران - نظرپور، مهدی - الصفحة ١٩
٤- ١- ٣. تدبير: براى انجام امور مهم، تدبير و آينده نگرى، بسيار ضرورى است. رهبر بايد طبق قانون از اين ويژگى سود جويد تا بتواند علاوه بر هدايت و رهبرى جامعه در زمان حال، درباره آينده جامعه اسلامى نيز برنامه ريزى كند و ابتكار عمل را در دست بگيرد. طبق بند اول و دوم اصل ١١٠ قانون اساسى، تعيين سياستهاى كلى نظام جمهورى اسلامى ايران و نظارت بر حسن اجراى اين سياستها از وظايف رهبرى است. اين سياستها اعم از سياسى، فرهنگى، اجتماعى، اقتصادى، نظامى و ... است و به زمان آينده هم مربوط مىشود.
٥- ١- ٣. مديريت: «مديريت فرايند به كارگيرى مؤثر و كارآمد منابع مادى و انسانى در برنامه ريزى، سازماندهى، بسيج منابع و امكانات، هدايت و كنترل است كه براى دستيابى به اهداف سازمانى و بر اساس نظام ارزشى مورد قبول صورت مىگيرد.» «١» با توجه به اينكه قانون اساسى مسئوليت هدايت و رهبرى نظام جمهورى اسلامى ايران را به مقام رهبرى واگذار كرده است، ايشان بايد بتواند تمام امكانات مادى و انسانى جامعه را براى نيل به هدف آن، سازماندهى و برنامه ريزى كند. علاوه بر اين، مقام رهبرى بايد قواى سه گانه كشور را با همديگر هماهنگ كند و آنها را زير نظر داشته باشد. علاوه بر آگاهى از دانش و علم مديريت، تجربه مديريتى نيز به ايشان كمك خواهد كرد تا براى رسيدن به هدف مطلوب جامعه اسلامى در كنار مديريت، از آن بهره گيرد.
٦- ١- ٣. قدرت و شجاعت: بديهى است كه رهبرى براى انجام امور بايد به علم مديريت آگاهى كافى داشته باشد؛ اما مديريت در صورتى مىتواند در زمان مقتضى تبديل به اقتدار گردد كه صفت شجاعت به آن افزوده شود. «٢» در نظام جمهورى اسلامى ايران در بسيارى از مسائل مهم، تصميم گيرنده نهايى ولى فقيه و رهبرى است. از اين رو، او بايد از شجاعت لازم برخوردار باشد و بدون ترس و واهمه در لحظات حساس و سرنوشت ساز تاريخى، براى هدايت و اداره جامعه اسلامى با قاطعيت، قدرت و شجاعت، تصميم مناسب را اتخاذ كرده، بر اجراى آن مصر باشد، هر چند اين تصميم با منافع فرد يا گروهى مخالف باشد. بر اين ويژگى در بند سوم اصل ١٠٩ قانون اساسى تاكيد شده است.