فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٧٤ - ب - درگيرى با اشغال نظامى ليبى و ايران
فقهايى چون نائينى، جايگاه، رسالت و اهداف اصلى آنان را ناديده مىگيرند و آنان را ناديده مىگيرند و آنان را در راستاى نوگرايان و نظريهپردازان به شمار مىآورند، در حالى كه اينان به دنبال استقرار نظامى هستند كه بتوان به تناسب زمان در قالب آن مدلها و اصول اسلامى را پياده كرد و چنين نظامى هرگز نمىتواند منطبق با مدلها و رژيمهاى غربى و يا شرقى باشد.
ازاينرو مىبينيم در قرائت اين گزارشگران گروه ميرزاى نائينى و گروه مرحوم شيخ فضلالله نورى در دو جناح مقابل هم قرار مىگيرند و سعى در ارائه تضاد فكرى بين اين دو جناح مىشود، لكن اكنون كه ما پس از گذشت زمان به انديشه و عملكرد اين دو جناح فقاهتى مىنگريم، مىبينيم هر دو انديشه در اصل دوم متمم قانون اساسى مشروطه و در مفاد آن كه تصريح به عدم مخالفت مصوبات مجلس با احكام و قواعد اسلام و تغييرناپذيرى اين اصل دارد به نتيجه مطلوب مىرسند و مشروطه نائينى با مشروطه شيخ فضلالله نورى فارغ از نزاع لفظى، يكجا در قالب يك نظام حكومتى شكل مىگيرد.
آنچه كه ميرزاى نائينى نمىدانست و هرگز محتمل نبود، انحراف مشروطه و تحريف اهداف، آرمانها، اصول و ساختار آن بود كه سرانجام ديديم چگونه به رژيم جهنمى رضاخان و فرزندش تبديل شد، و اين تحريف ناجوانمردانه از آغاز از ديدگان نافذ فقهاى مشروطهخواه پنهان نماند و با اعتراضهايى چند مواجه گرديد. [١]
ب - درگيرى با اشغال نظامى ليبى و ايران
اشغال نظامى همزمان طرابلس (ليبى) توسط نيروهاى متجاوز ايتاليا و ايران توسط نيروهاى تجاوزگر انگليس و روس، آلام و مصايب ناشى از شكست فقهاى نجف در بر آورده شدن خواستههايشان در قالب مشروطيت را به فراموشى سپرد، حتى آنها كه از مشروطيت بهخاطر انحرافهاى پيش آمده نااميد گشته و يا اصولاً سياست حوزه علميه منهاى سياست را دنبال مىكردند، همه و همه در برابر اين تهاجم نظامى كفار بر سرزمينهاى اسلامى موضع خصمانه گرفتند و هر كدام با تلگرافهاى مشترك و جداگانه خواستار قيام براى بازگرداندن سرزمينهاى اسلامى شدند.
[١] . همان، ١٥٩.