ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦ - اسلام هراسى و اسلام گرايى
به هراس مياندازد.
اين ماجرا را از چند منظر ميتوان ديد.
١. اوّل سخن اينكه، به اعتراف بسيارى از اهل نظر در جهان، تاريخ غربى از روزهاى آغازين قرن بيستم و شايد هم پيشتر، بحران در دو حوزه فرهنگى و تمدّنى را به تجربه نشسته است. اين دو حوزه بحران را از منشأ ديگرى، يعنى بحران در حوزه تفكّر و مبانى نظرى دريافت كردهاند. غرب ابتدا در مبانى و مبادى نظرى و ديدگاه كلّى به هستى، مبتلابه بحران شده و سپس در فرهنگ و صورت تمدّنى.
آمران و عاملان ماجراى قرآن سوزى، به درستى پى بردهاند، عامل اصلى و مسبّب بروز شرايط انفعالى در غرب و همه آنچه كه اين انفعال در پى خواهد داشت، «كتاب» است و نه شخص.
اشخاص را ميتوان كشت و از آنان خلاص شد، امّا افكار را چه ميتوان كرد؟ عامل اصلى به چالش كشيده شدن غرب در حوزه فرهنگى و تمدّنى قبل از آنكه اشخاص باشند، افكارند. قرآن و اسلام، به تمامى، تاريخ و تفكّر، فرهنگ و تمدّن غربى را در بنياد و مبانى، دچار بحران و چالش ساخته است. درست از همين جا، بناى به ظاهر سترگ و آهنين فرهنگى و تمدّنى غربى ضربه خورده و فرو ميريزد؛ چنان كه چهارصد سال پيش از اين، تفكّر اومانيستى و سكولاريستى در غرب، فرهنگ و تمدّن مسيحى را در بنياد دچار بحران ساخت و در مسيرى تدريجى باعث فروپاشى تمام عيار آن شد و فرهنگ و تمدّن مدرن خود را بر ويرانههاى تاريخ قبلى بر كشيد.
اينك، غرب، خود را مواجه با لرزشهايى در پايهها ميبيند. پايههاى نظرى، مبانى و مبادى ويژهاى كه غرب را برپا داشته بود، امّا اينك تفكّرى نو، دينى و مدّعى بر كشيدن بناى تمدّنى ديگر و مدّعى پيشنهاد شيوه نو در مديريّت كلان سياسى- اجتماعى بشر، از صحن و سراى كتاب آسمانى قرآن سر برآورده و به تمامى غرب و تاريخ و تفكّر و تمدّن چهارصد سالهاش را مورد بازخواست قرار داده و تهديد مينمايد.
بيترديد هيچ كدام از ملل و نحل سابق و لا حق شرقى و غربى، همچون مسيحيّت و يهوديّت به دليل ابتلا به تحريف و سكولاريزم وحشتناك قادر به بازخواست از مبانى نظرى تمدّن غربى و به چالش كشيدن تمام عيار آن نيستند؛ مگر قرآن مجيد و تفكّر ولايى همسنگ آن.
از اينجاست كه عرض كردم: آنان به درستى پى به عامل و مسبّب اصلى اين فروپاشى بردهاند. درك اين همه از كشيشى وابسته به يك كليساى محلّى خاسته نيست.
به خواست خداوند، پردهاى از قرآن برداشته شده و خصم قرآن (ابليس و جنود زمينياش) متذكّر واقعهاى شدهاند كه به فروپاشى و اضمحلال غرب ميانجامد.
بيراه نيست اگر قول مولانا امام زاده را كه در قرن ششم هجرى قمرى در مسجد بخارا زمزمه كرد، تكرار كنم:
باد بينيازى خداوند است كه ميوزد!
تفكّر، نورانى و لطيف، امّا نافذ است. بيسر و صدا جانها را متأثّر و متحوّل ميكند و در پياش، همه صورتها را ديگرگون ميسازد. از همين رو، هيچ سلاحى و سختافزارى قادر به مقابله با آن نيست.
غرب امروزه، تفكّر دينى، آن هم از نوع قرآنى و منتسب به پيامبر آخرالزّمان را در خانه و بر فرش خود دارد. آن هنگام كه چون نسيمى لطيف مرزهاى غربى را با همه حارس و پاسبان در نورديد و وارد صحن و سراى انسان غربى شد و بنياد فرهنگى چهارصد ساله را به چالش كشيد و فضا را بر آن تنگ نمود، هيچ مهندسى و تكنوكراتى و هيچ ارتش و سلاحى، قادر به تهديد آن و بيرون راندنش نبود.
بد نيست از زبان غرب درباره جايگير شدن تفكّر دينى اسلامى در غرب بشنويم تا امكان درك يكى از دلايل اصلى اسلامستيزى و قرآنسوزى فراهم آيد.
به شهادت اطّلاعات و آمار ارائه شده از سوى مجامع و رسانههاى غربى، طى دهههاى اخير، اسلام به نحو شگفتى در غرب منتشر شده است و در ميان عموم مذاهب، رقم اوّل رشد را از آن خود ساخته است.
روزنامه پر تيراژ «سيدنى مورنينگ هرالد» مينويسد:
اسلام از مرزهاى جغرافيايى عبور ميكند، مكتبهاى سياسى و رژيمهاى ملّى را پشت سر ميگذارد و كشورهاى گوناگون شاهد تحرّك سياسى و رشد پاينده اسلام خواهند بود.
در همين جهت، رئيس اداره فدرال حفاظت از قانون اساسى «آلمان»، پتر فريش، با ابراز نگرانى از شرايط موجود گفته است كه در قرن آينده، اسلامگرايى به بزرگترين خطر تبديل ميشود و علّت آن هم در اين است كه اصول حكمت الهى حكومتى كه مسلمانان در تلاش براى دستيابى به آن هستند، به هيچ وجه با اصول نظامهاى دمكراتيك و ليبرال همخوانى ندارد.
حكمت الهى و تفكّر قدسى دينى مسلمانان، در مقابل تفكّر خود بنياد، اومانيستى و سكولاريستى غربى خود را مينمايد.
خطر اصلى از جانب مردان جنگى و اسلحه، غرب را تهديد نميكند. همگان بر اين قول متّفقند كه در سراسر جهان كمتر كسى را يارى مقابله با انواع سلاحهاى مدرن غربى است. نقطه آسيبپذير و پاشنه آشيل غرب، ساحت نظرى و فكرى است. همان نقطهاى كه قرآن آن را به چالش كشيده است؛ در حالى