ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٧ - دلايل رفتار امام
آنها رسيدگى مىكرد و كارها و رفتار آنان را زير نظر داشت و با گفتار و مكاتبه آنها را حمايت مىكرد.[١]
آمادهسازى شيعيان براى دوران غيبت
افزون بر امور مهم و مسئوليتهاى عمومى امامت كه امام عسكرى (ع) بدانها مىپرداخت، آن حضرت نقشى مشخّص و اختصاصى نيز داشت و آن نقش تدارك و آمادهسازى عملى مرحله امامت فرزند بزرگوارشان، حضرت حجّت بن الحسن (ع) بود. در اين ميان، برخى عوامل زمينهساز و تسريعكننده غيبت حضرت ولىعصر (ع) قابل ذكرند:
١. بىلياقتى مردم: بىترديد يكى از عواملى كه سبب كنار گذاشته شدن نسبى امام هادى (ع) و امام عسكرى (ع) و عدم حضور ظاهرى و چشمگير آن دو بزرگوار در صحنه اجتماع شده بود، بىلياقتى مردم و بىتوجّهى آنان به ساحت مقدّس امامان معصوم (ع) بود كه به تدريج طى سالهاى متمادى رشد كرده و در آن دوران به اوج خود نزديك شده بود.
٢. خلفاى جور: همچنين ترس خلفاى جور و درباريان آنان از قيام مردم به رهبرى امام كه سختگيرىهاى فراوان را بر ايشان تحميل مىكرد، عاملى ديگر در زمينهسازى غيبت امام است. خلفاى ظالم عبّاسى كه از نفوذ علويان و به ويژه امامان معصوم (ع) در ميان مردم احساس خطر مىكردند، به طور مداوم بر آن حضرات ايجاد مزاحمت مىكردند و در نهايت، دستان پليد خويش را به خون اهل بيت عصمت و طهارت (ع) آغشته مىساختند.
٣. تقدير الهى: با همه اين احوال، تقدير الهى و اراده حتمى خداوند بر نهانزيستى و غيبت طولانى دوازدهمين امام شيعيان، حضرت مهدى (عج) قرار گرفت. از اين رو، شرايط اقتضا مىكرد نوعى مقدّمهچينى و آمادهسازى مردمى، بر آن پيشاپيش صورت گيرد. با توجّه به اين عوامل است كه مىبينيم دوران زندگى و امامت دهمين و يازدهمين امام به عنوان حلقه وصلى بين دو دوران ظهور و غيبت، در هالهاى از پوشيدگى فرو مىرود. به ويژه در زمان امام يازدهم، بسيارى از ارتباطات بين امام و شيعيان، به وسيله نامهنگارىهاى متقابل برقرار مىشد و پيامها و رهنمودهاى حضرت بيشتر توسط وكيلان مخصوص و نايبان معيّن به مردم انتقال مىيافت و در برخى مراجعات مردم، بنا به مصالحى، خواسته آنان به امر حضرت، به دست يكى از خادمان يا ملازمان آن بزرگوار به انجام مىرسيده است.[٢]
دلايل رفتار امام
اين جلوهها، كيفيّت برخورد با غيبت حضرت مهدى (ع) را روشن مىسازد و قضاوت درباره چگونگى بهره بردن از امام غايب را آسان مىكند. به عبارت ديگر، وقتى امام حاضر مسلمانان كه بايد پيشوا و حاكم بر تمام امّت اسلامى باشد، بر اثر جهالت، غفلت، شقاوت و ذلّتپذيرى مردم و ستمگرى و بىپروايى حاكمان، به چنان شرايط دشوارى در نحوه زندگى