ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٢ - ٢ موضع گيرى در برابر واقفى ها
نقش امام حسن عسكرى (عليه السلام) در هدايت علمى و فرهنگى جامعه
على حائرى مجد
در كنار وظيفه هدايت اعتقادى مردم، مواضع علمى امام عسكرى (ع) در پاسخهاى قاطع و استوار درباره شبههها و افكار كفرآميز و بيان كردن حق، با روش مناظره و گفتوگوى موضوعى و مناقشهها و بحثهاى علمى و همزمان با آن فعّاليتها، كوششهاى ديگر، همچون صادر كردن بيانيههاى علمى و تأليف كتاب و مانند آن را برعهده داشت.
با اين مجاهدتها، از طرفى امّت مؤمن را به شخصيت مكتبى و فكرى خود مجهّز مىكرد و از طرف ديگر، پايدارى و ايستادگىشان را در برابر جريانهاى فكرى كه عليه مكتب، خطرى را تشكيل مىداد، تضمين مىفرمود و آن را در نطفه خفه مىكرد. امام حسن عسكرى (ع) با دانش گستردهاى كه درباره محيط داشت، قادر بود آغاز مسائل را احساس كند و اهمّيت اثر آن را بسنجد و براى مقابله با آن برنامهريزى كند.[١]
مبارزه با كجروىها
نگهدارى امام در «سامرّاء» در نزديكى قلمرو جاسوسان حاكم و دور كردن آن بزرگوار از مجالس و محافل امّت، بيشترين اثر را در خالى شدن ميدان براى نشر انديشهها و اعتقادهاى فاسد و مسلكهاى باطلى كه در دوران آن امام پديد آمده بود، داشت، ولى امام عسكرى (ع) با وجود نگهدارى در سامرّاء و تحت نظر عوامل حكومت ستمكار وقت، توانست با ايستادگى در برابر آن انحرافات و بدعتهاى اعتقادى و فكرى، نقش خود را در افشاى اين گمراهىها و هدايت فكرى جامعه به مسير درست و راه حق به طور كامل ايفا كند.
مصاديقى از موضعگيرىهاى امام (ع):
١. موضعگيرى در قبال صوفيه
از جمله جريانهاى فاسدى كه امام عسكرى (ع) به شدّت از آنها بيزارى جست و مردم را از گرويدن به آنها برحذر داشت، فرقه صوفيه بود. اين گروه از آغاز پيدايش توانست تحت پوشش اسلام، گروهى از سادهلوحان مسلمان را بفريبد.
با گسترش انديشه صوفىگرى، ائمه به مخالفت با اعتقادات باطل آنها پرداختند و امام حسن عسكرى (ع) به نوبه خود در ردّ اين فرقه ضالّه سخن گفته است.[٢]
٢. موضعگيرى در برابر واقفىها
واقفىها گروهى بودند كه امامت را تنها تا امام هفتم (ع)، يعنى امام كاظم (ع) مىدانند و قائل به امامت فرزند بزرگوارش، امام رضا (ع) نيستند. بنيانگذاران مسلك واقفى، گروهى از ياران امام صادق (ع) و امام كاظم (ع) بودند و سران اوّليه اين گروه به دليل آنكه قصد نداشتند اموالى كه از امام كاظم (ع) نزد آنها مانده بود، به امام رضا (ع) به عنوان وارث و جانشين آن حضرت بدهند، به طور كلّى امامت امام هشتم (ع) را انكار و در امامت امام هفتم (ع)، توقّف كردند.[٣]
پس از ايجاد اين فرقه انحرافى، امامان بعدى اين افراد را سرزنش كردند و از آنان بيزارى جستند. امام عسكرى (ع) درباره بيزارى از اين افراد و كسانى كه در امامت امام كاظم (ع) قائل به توقّف شدهاند، نامههايى نوشت و فرمود: «كسى كه امامت آخرين فرد ما را انكار كند، گويى امامت نخستين شخصمان را انكار كرده است.»[٤]