ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٣١٢ - (ترس از خدا بر پنج قسم است)
خداى عز و جل بر او وحى كرد كه پنج تكبير بر جنازة بگويد و از طرف پائين با مدارا بميان قبرش بگذارند و قبر را با زمين مسطح و مساوى نمايد سپس فرمود شما نيز با مردگان خود اين چنين رفتار كنيد.
(ترس از خدا بر پنج قسم است)
خوف و خشية و وجل و رهبة و هيبة گنهكاران را خوف است و دانشمندان را خشية و فروتنان و شكسته دلان را وجل و عبادت پيشهگان را رهبة و مردان عارف را هيبة.
اما خوف كه براى گناهان است خداوند فرمايد كسى كه از پروردگارش بترسد بهشت پاداش او است[١] و اما خشية براى اين است كه خود را مقصر به بيند خداوند فرمايد از ميان بندگان خدا فقط بندگان دانشمند از خداوند به خشيتاند.[٢] و اما وجل براى اين است كه از خدمت باز مانده است خداى عز و جل فرمايد آنانى كه چون خداى بيادشان افتد دلهايشان ميلرزد[٣] و رهبة براى اين است كه خود را مقصر مىبيند خداوند عز و جل فرمايد ما را از روى شوق و ترس مىخوانند[٤] و هيبت براى اين است كه چون پرده از روى اسرار بر عارفان برداشته شود حق را به عيان بينند خدا كه ميفرمايد خداوند شما را از خويش ميترساند[٥] باين معنى اشاره فرمايد و از پيغمبر روايت شده است كه چون بنماز ميايستاد از هيبت حق آواز جوشش سينهاش كه همچون ديگ در جوش و خروش بود بگوش ميرسيد.
اين روايت را ابو محمد عبد اللَّه بن حامد از بعضى از امامان براى ما نقل كرد،
[١] الرحمن: ٤٦
[٢] فاطر: ٢٨
[٣] الانفال: ٢
[٤] الأنبياء: ٩٠
[٥] آل عمران: ٢٨