ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٥٠ - (طلا و نقره دو سنگاند كه مسخ شدهاند)
(بخشندگى بدو معنى است)
٣٦- احمد بن سليمان گويد: مردى از موسى بن جعفر ٧ كه مشغول طواف بود پرسيد كه معناى جواد را براى من شرح دهيد، حضرت او را فرمود: اين سخن تو دو معنى دارد اگر معناى جود را نسبت به مخلوق مىپرسى هر كس آنچه را كه خداوند بر او واجب فرموده پرداخت او را جواد گويند و اگر نپرداخت و بخل ورزيد. بخيلش خوانند و اگر مقصودت معناى جواد نسبت بخالق است بايد متوجه باشى كه خداوند اگر چيزى بكسى عطا فرمايد و اگر عطا نكند در هر دو صورت جواد است زيرا خداى تعالى كه به بندهاى عطائى فرمايد چيزى را كه حق بنده نبوده عطا فرموده است و اگر چيزى از او دريغ بدارد چيزى را كه حق بنده نبوده است دريغ فرموده است (و نسبت بخل بحضرتش نتوان داد)
(پول طلا و نقره هر دو كشندهاند)
٣٧- رسول خدا ٦ فرمود پول طلا و نقره پيشينيان شما را تباه ساخت و شما را نيز تباه خواهند كرد.
(طلا و نقره دو سنگاند كه مسخ شدهاند)
٣٨- يحيى بن عمران از امام نقل ميكند: طلا و نقره دو سنگند كه مسخ شدهاند هر كس دوستشان بدارد با آنها محشور خواهد شد، مصنف اين كتاب ادام اللَّه عزه فرمايد: مقصود اين است تا آن حد دوست بدارد كه دوستيش مانع از اداى حق الهى گردد.