ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٣٣١ - (دستور اعتراف ببزرگوارى خداى عز و جل در پنج جملة)
همسرش را بدست او سپرده است و همسرش باو آزار ميدهد و با اينكه ميتواند مخارج طلاق او را بدهد او را رها نكند و مرديكه بندهاش سه بار گريخته باشد و او را نفروشد و مرديكه از كنار ديوار شكستهاى بگذرد و با اينكه به بيند ديوار در حال فرو ريختن است تندتر نرود تا آنكه ديوار بر سرش فرو ريزد و مرديكه بكسى قرض بدهد و گواهى بر قرض نگيرد و مرديكه در خانه خود نشسته بگويد بار الها روزى مرا برسان و بدنبال روزى نرود (دعاى اينان براى رفع اين گرفتاريها مستجاب نيست.)
(دستور اعتراف ببزرگوارى خداى عز و جل در پنج جملة)
٧٢- ابى حمزة ثمالى گويد: امام زين العابدين را عرضكردم پنج جملهاى را كه فرموديد بزرگوارى خداوند را در آنها ادا كنيد چيست؟ فرمود چون
سبحان اللَّه و بحمده
گوئى مقام خداى تبارك و تعالى را از آنچه بت پرستان قائلند بالاتر بردهاى و چون
لا اله الا اللَّه وحده لا شريك له
گوئى كلمه اخلاص را ادا كردهاى كلمهاى كه بجز گردنكشان و ستمگران هيچ بندهاى آن را نگويد مگر آنكه خداوند از آتش دوزخش آزاد فرمايد و كسى كه بگويد
لا حول و لا قوة الا باللَّه
كار را بخداى عز و جل واگذار نموده است و كسى كه بگويد
استغفر اللَّه و اتوب اليه
نه گردنكش است و نه ستمگر زيرا گردنكش كسى است كه اصرار بگناه ورزد كسى است كه هواى نفساش بر او چيره گشته و دنياى خود را بر آخرتش مقدم داشته باشد و كسى كه بگويد
الحمد للَّه
از تمام نعمتهائى كه خداى عز و جل باو عنايت فرموده سپاسگزارى كرده است.