ترجمه خصال شيخ صدوق
(١)
مقدمه
مؤلف
١ ص
(٢)
(باب«يك»)
٢ ص
(٣)
معناى
يكتائى خداوند
٢ ص
(٤)
(گذشت
از يك كار بخواطر يك وعده)
٣ ص
(٥)
(يك
نوع ستم)
٤ ص
(٦)
(يك
رشته از علاقه بدين)
٤ ص
(٧)
(پنج
پاداش بيك كار)
٤ ص
(٨)
(پاداشى
بكارى)
٤ ص
(٩)
(يك
خوى نجات بخش)
٥ ص
(١٠)
(برترين
قسمت دين)
٥ ص
(١١)
(شايسته
ترين پيوست ميان خصلتى با خصلت ديگر)
٥ ص
(١٢)
(شرافت
دنيا و آخرت در يك خصلت است)
٦ ص
(١٣)
(دانشمندتر
از همه كسى است كه خصلتى را بر خصلتى ديگر بيفزايد)
٦ ص
(١٤)
(يك
چيز حقيقت نيك بختى است و يك چيز حقيقت بدبختى)
٧ ص
(١٥)
(پاداش
و كيفر مردم در يك چيز است)
٧ ص
(١٦)
(برترين
جهاد يك چيز است)
٧ ص
(١٧)
(سخت
ترين چيزى كه خوددارى از آن بيك چيز است)
٨ ص
(١٨)
(كارى
كه مؤمن را آبرو دهد و كارى كه عزتش بخشد)
٨ ص
(١٩)
(كليد
همه بديها يك خصلت است)
٩ ص
(٢٠)
(نمونهاى
از عدالت)
٩ ص
(٢١)
(صاحب
يك صفت لياقت قضاوت در اجتماع را دارد)
١٠ ص
(٢٢)
(كمترين
حق مؤمن بر برادرش يك خصلت است)
١٠ ص
(٢٣)
(يك
وسيله تقرب بخداى عز و جل)
١٠ ص
(٢٤)
(سختترين
آزمايش خدا بندگان را با يك خصلت است)
١٠ ص
(٢٥)
(ميوه
نهال نيكوكارى)
١١ ص
(٢٦)
(يك
خو ايمان را استوار و خوى ديگر از دلش بيرون كند)
١١ ص
(٢٧)
(يك
رفتار شكوه مؤمن را ميبرد)
١١ ص
(٢٨)
(كار
نيكى كه برتر از آن نيست و ناسپاسى كه بالاتر از آن نباشد)
١١ ص
(٢٩)
(تضمين
بىنيازى با انجام يك كار)
١٢ ص
(٣٠)
(جوانمردى
خاندان پيمبر)
١٢ ص
(٣١)
(نمونهاى
از جوانمردى)
١٢ ص
(٣٢)
(كارى
كه از ثروتمند خوش آيند نيست)
١٢ ص
(٣٣)
(كارى
كه خداوند آن را دوست ميدارد و كارى كه دشمنش ميدارد)
١٣ ص
(٣٤)
(هر
كس داراى يك خصلت باشد سپاسگزارى نكرده است)
١٣ ص
(٣٥)
شرح
١٣ ص
(٣٦)
(كسى
كه براى يك خصلت خشمگين نگردد از يك خصلت نيز سپاسگزار نخواهد بود)
١٤ ص
(٣٧)
(نمونهاى
از فروتنى)
١٤ ص
(٣٨)
(صفتى
كه نزديك بكفر است و صفتى كه نزديك است از تقدير جلوگيرى كند)
١٤ ص
(٣٩)
شرح
١٤ ص
(٤٠)
(كارى
كه پيشينيان را نابود ساخت)
١٥ ص
(٤١)
(كشته
شدن در راه خدا كفاره همه گناهان است مگر يك چيز كه كفارهاش فقط يكى از سه چيز
است)
١٥ ص
(٤٢)
(هديهاى
كه خداوند فقط بر محمد و امتش فرستاد نه بر امتهاى پيشين)
١٥ ص
(٤٣)
(هر
كه بافزايش خير خانهاش علاقمند است چون بر غذا مى نشيند بايد يك كار انجام دهد)
١٦ ص
(٤٤)
(خداى
تعالى چون بندهاى را دوست بدارد توجه خاصى باو فرمايد و چون توجه فرمايد يكى از
سه چيز باو تحفه دهد)
١٦ ص
(٤٥)
(روز
قيامت شب وصال متقين است)
١٦ ص
(٤٦)
(كارى
كه بخاطر آن مرگ ناخوش آيد)
١٦ ص
(٤٧)
(كارى
كه بضدش شبيه است)
١٧ ص
(٤٨)
شرح
١٧ ص
(٤٩)
(بدترين
مردم كسانى هستند كه از ترس يك چيز بآنان احترام بشود)
١٧ ص
(٥٠)
(زهد
در دنيا يك چيز بيش نيست و سپاس هر نعمتى يكى بيش نه)
١٧ ص
(٥١)
(هيچ
چيز از زبان سزاوارتر نيست كه زندانش بطول انجامد)
١٨ ص
(٥٢)
(هر
كس آرزوى دراز كند بد كردار مىشود)
١٨ ص
(٥٣)
(مرد
مسلمان تا خاموش است نيكوكار نوشته مىشود)
١٨ ص
(٥٤)
(هر
كس يك كار انجام دهد خداوند او را از وحشت روز قيامت در امان دارد)
١٨ ص
(٥٥)
(يك
چيز در پيكر عقل بجاى سر او است)
١٩ ص
(٥٦)
(پرهيزكارتر
و عابدتر و زاهدتر و كوشاترين مردم)
١٩ ص
(٥٧)
(توبه
پشيمانى است و بس)
١٩ ص
(٥٨)
(آنكه
بيش از خوراك خويش از دنيا برگيرد)
٢٠ ص
(٥٩)
(يك
وصيت قابل توجه)
٢٠ ص
(٦٠)
(اثر
منفى يك صفت و اثر مثبت صفت ديگر)
٢٠ ص
(٦١)
(صفتى
بر اهل دنيا سنگين است و صفت ديگر سبك)
٢١ ص
(٦٢)
(شخصيت
و بزرگوارى و عمل و پرستش، هر يك بچيزى بستگى كامل دارد)
٢١ ص
(٦٣)
(يك
كار و چهار فائده)
٢٢ ص
(٦٤)
(خدا
كه بندهاى را دوست بدارد ببلاى بزرگ گرفتارش كند)
٢٢ ص
(٦٥)
(كارى
كه شخص را مبتلا به بواسير كند)
٢٢ ص
(٦٦)
(دستى
كه انگشتر آهن بانگشت دارد پاكيزه نگردد)
٢٢ ص
(٦٧)
(هر
كه پيش از سلام دادن شروع بسخن كند جوابش ندهيد)
٢٣ ص
(٦٨)
(كارى
كه هر كس انجام دهد يا برايش انجام دهند از دين محمد بيرون است)
٢٣ ص
(٦٩)
شرح
٢٣ ص
(٧٠)
(از
مثلهاى پيغمبران بجز يك كلمه باقى نمانده است)
٢٣ ص
(٧١)
(چون
خدا در باره بندهاش نيكى بخواهد هر چه زودتر در دنيا مجازاتش فرمايد و اگر اراده
بدى فرمايد كيفرش را بتأخير اندازد
٢٤ ص
(٧٢)
(شكيبائى
بر دشمنان نعمت)
٢٤ ص
(٧٣)
(پيغمبر
و على بن ابى طالب از ميوه يك درختند)
٢٤ ص
(٧٤)
(يك
سپاسگزارى براى هر نعمت)
٢٥ ص
(٧٥)
(دين
يعنى محبت)
٢٥ ص
(٧٦)
(چون
مؤمن با مؤمن ديگر مصافحه كند بدون گناه از يك ديگر جدا شوند)
٢٥ ص
(٧٧)
شرح
٢٥ ص
(٧٨)
(مايه
حيات قلب)
٢٦ ص
(٧٩)
(كارى
كه دستورات حجتهاى الهى را احياء ميكند)
٢٦ ص
(٨٠)
(از
براى چشم، روشنائى بخشتر از يك چيز خدا نيافريده است)
٢٦ ص
(٨١)
(نه
دهم دين در يك كار)
٢٦ ص
(٨٢)
شرح
٢٦ ص
(٨٣)
(آنكه
بقضاى الهى خوشنود است و آنكه از آن دلتنگ است)
٢٧ ص
(٨٤)
(شتران
سرخ موى را در برابر يك حال نبايد دوست داشت)
٢٧ ص
(٨٥)
شرح
٢٧ ص
(٨٦)
(يك
كار روزى افزا)
٢٨ ص
(٨٧)
(گناه
نابخشودنى)
٢٨ ص
(٨٨)
شرح
٢٨ ص
(٨٩)
(كارى
كه خود نفاق آرد و دنبالهاش تنگدستى)
٢٨ ص
(٩٠)
(اولين
تحفه مؤمن)
٢٨ ص
(٩١)
(بندهاى
كه با نداشتن عمل صالح بيك كار آمرزيده شود)
٢٩ ص
(٩٢)
شرح
٢٩ ص
(٩٣)
(سرآمد
گناهان)
٢٩ ص
(٩٤)
(منظره
زشت بندهاى كه با رسوائى داخل بهشت مىشود)
٢٩ ص
(٩٥)
(كارى
كه صاحبش مستوجب رحمت خدا است)
٣٠ ص
(٩٦)
(كارى
كه خير و بركت خانه را افزايد)
٣٠ ص
(٩٧)
(در
باره كسى كه تندرستىاش نمايانتر است تا بيمارىاش و خود را بچيزى معالجه كند و
بميرد)
٣٠ ص
(٩٨)
(مؤمن
يك كار نكند)
٣١ ص
(٩٩)
(هيچ
چيز مانند يك خوى ايمان را پايمال نكند)
٣١ ص
(١٠٠)
شرح
٣١ ص
(١٠١)
(خوشبخت
آنكه تا زنده است جانشين لايق پس از خود را به بيند)
٣١ ص
(١٠٢)
(احترام
مؤمن بيش از كعبه است)
٣٢ ص
(١٠٣)
(مؤمن
را همين يارى خدا بس كه به بيند دشمنش بگناه آلوده است)
٣٢ ص
(١٠٤)
(هديه،
كينه را از دل ميزدايد)
٣٢ ص
(١٠٥)
(خوشا
بحال بنده گم نام)
٣٢ ص
(١٠٦)
(مايه
نيازمندى روز قيامت)
٣٣ ص
(١٠٧)
(سرشناسان
اهل بهشت يك صنفاند)
٣٣ ص
(١٠٨)
(رسول
خدا يك بار يك بار وضو ميساخت)
٣٣ ص
(١٠٩)
(بهترين
خوى)
٣٤ ص
(١١٠)
شرح
سند
٣٤ ص
(١١١)
(پيغمبر
دعاى خود را بيك منظور ذخيره كرد)
٣٤ ص
(١١٢)
(بهترين
عبادت يك خصلت است و نيكوترين آئين يكى)
٣٤ ص
(١١٣)
(چيزى
كه خود، فراوان و عاملش كم است)
٣٥ ص
(١١٤)
(نيمى
از دين)
٣٥ ص
(١١٥)
(بهترين
صفت مرد مسلمان)
٣٥ ص
(١١٦)
(پيغمبر
و على از يك نور آفريده شدهاند)
٣٥ ص
(١١٧)
(شايستگى
بنده در شايستگى يك عضو از بدن او است)
٣٦ ص
(١١٨)
(مردى
با يك خوى بهشتى شد)
٣٦ ص
(١١٩)
(كسى
كه به دو فائده دلخوش دارد يك كار انجام دهد)
٣٧ ص
(١٢٠)
(رسول
خدا در نمازش يك سلام ميداد)
٣٧ ص
(١٢١)
(باب دوگانه)
٣٧ ص
(١٢٢)
(خداى
يكتا را بدو چيز بايد شناخت)
٣٧ ص
(١٢٣)
(پيغمبر
فرمود در دو كار دوست ندارم كه هيچ كس با من شركت كند)
٣٨ ص
(١٢٤)
(دو
غريب را نگهدارى كنيد)
٣٨ ص
(١٢٥)
(فقط
آنچه از پس و پيش بيرون مىآيد وضو را ميشكند)
٣٩ ص
(١٢٦)
(دو
نعمت پنهان)
٣٩ ص
(١٢٧)
(وسيله
آزمايش بيشتر مردم)
٣٩ ص
(١٢٨)
(بهترين
عبادت، خاموشى و رفتن بخانه خدا است)
٤٠ ص
(١٢٩)
شرح
٤٠ ص
(١٣٠)
(فقط
دو نفر را امر بمعروف بايد كرد)
٤٠ ص
(١٣١)
شرح
٤٠ ص
(١٣٢)
(دو
بال كفر)
٤٠ ص
(١٣٣)
شرح
٤١ ص
(١٣٤)
(خداى
تعالى مردم روى زمين را بدو قسمت تقسيم فرموده است)
٤١ ص
(١٣٥)
(صلاح
و فساد امت وابسته بصلاح و فساد دو صنف است)
٤١ ص
(١٣٦)
(در
مورد دو ناتوان از خدا بپرهيزيد)
٤١ ص
(١٣٧)
(پاداش
كسى كه از دو دختر يا دو خواهر يا دو عمه يا دو خاله سرپرستى كند)
٤٢ ص
(١٣٨)
(دو
نفر بوى بهشت را نمىيابند)
٤٢ ص
(١٣٩)
(در
باره شخص دو رو)
٤٢ ص
(١٤٠)
(مردم
دو قسمند از يكى ديگران در راحت و ديگرى خود در استراحت است)
٤٣ ص
(١٤١)
(مردم
دو قسمند دانشمند و دانش آموز)
٤٤ ص
(١٤٢)
(دو
صفت يكى موجب فراموشى گناه است و ديگرى مايه قساوت قلب)
٤٤ ص
(١٤٣)
(دو
چيز امان از جذام است)
٤٤ ص
(١٤٤)
(گرفتارى
دو كار بزرگ)
٤٥ ص
(١٤٥)
(دنيا
دو كلمه است و دو درهم)
٤٥ ص
(١٤٦)
(مرد
تا داراى دو خصلت نباشد فقيه نگردد)
٤٦ ص
(١٤٧)
(خير
زندگى فقط دو نفر راست)
٤٦ ص
(١٤٨)
(خير
دنيا را فقط دو كس دارد)
٤٦ ص
(١٤٩)
(دانش
بر دو نوع است)
٤٧ ص
(١٥٠)
(دو
كار شگفت آور خوردن روزى خداوند و ادعاى خدائى)
٤٧ ص
(١٥١)
(امر
بمعروف و نهى از منكر دو آفريده خداى عز و جل هستند)
٤٨ ص
(١٥٢)
شرح
٤٨ ص
(١٥٣)
(بيشتر
عبادت ابى ذر دو چيز بود)
٤٨ ص
(١٥٤)
(زنى
كه در دنيا دو شوهر ديده است در بهشت همسر كدام يك خواهد بود؟
٤٩ ص
(١٥٥)
(دو
دشمن در باره خدا دشمنى با يك ديگر ورزيدند)
٤٩ ص
(١٥٦)
(بخشندگى
بدو معنى است)
٥٠ ص
(١٥٧)
(پول
طلا و نقره هر دو كشندهاند)
٥٠ ص
(١٥٨)
(طلا
و نقره دو سنگاند كه مسخ شدهاند)
٥٠ ص
(١٥٩)
شرح
٥١ ص
(١٦٠)
(پناهندگى
از دو صفت)
٥١ ص
(١٦١)
(دو
صفت شيعه)
٥١ ص
(١٦٢)
(دو
شادى از براى روزه دار است)
٥١ ص
(١٦٣)
شرح
٥٢ ص
(١٦٤)
(در
باره دو سوداگر راستگو و نيكوكار و يا دروغگو و خائن)
٥٢ ص
(١٦٥)
شرح
٥٢ ص
(١٦٦)
(دو
چيز هر صبح و عصر خير ميدهند)
٥٣ ص
(١٦٧)
شرح
٥٣ ص
(١٦٨)
(دو
معامله ناپسند)
٥٣ ص
(١٦٩)
(دو
دعا براى جنس خوب و دو دعا براى متاع بد)
٥٣ ص
(١٧٠)
(هر
كه نصيحت خداى را بپذيرد دو پاداش دارد)
٥٤ ص
(١٧١)
(دو
صفت علامت مؤمن واقعى است)
٥٤ ص
(١٧٢)
(صاحب
دو صفت قابل معاشرت است و بدون آن بايد دورى كرد، دورى، دورى،)
٥٥ ص
(١٧٣)
(هر
يك از دو چيز جلوتر افتاد عده طلاق تمام مىشود)
٥٥ ص
(١٧٤)
(دو
وسيله تقرب)
٥٥ ص
(١٧٥)
(دو
چيز تنگدستى را برميدارد و عمر را دراز ميكند و از مرگ بد صاحبش را جلوگيرى ميكند
٥٦ ص
(١٧٦)
(دو
قسم رفتار)
٥٦ ص
(١٧٧)
(احسان
فقط كسى را سزا است كه صاحب دو خصلت باشد)
٥٦ ص
(١٧٨)
(رفاقت
برادرانه بر دو گونه است)
٥٧ ص
(١٧٩)
(مردم
بر دو نوعاند)
٥٧ ص
(١٨٠)
(دو
اميرى كه بحقيقت امير نيستند)
٥٨ ص
(١٨١)
(مردم
با دو چيز نمازشان را باطل ميكنند)
٥٨ ص
(١٨٢)
شرح
٥٨ ص
(١٨٣)
(محبوبترين
قدم و جرعه و قطره دو قدم و دو جرعه و دو قطره است
٥٨ ص
(١٨٤)
(شيطان
دو صفت را بنوح تذكر داد)
٥٩ ص
(١٨٥)
(از
دو چيز بايد بيش از هر چيز بر مردم ترسيد)
٥٩ ص
(١٨٦)
(از
دو چيز جلوگيرى شده است)
٦١ ص
(١٨٧)
(دو
قسم آب دعوت نوح را نپذيرفتند)
٦١ ص
(١٨٨)
(ايمان
گفتار است با كردار)
٦١ ص
(١٨٩)
(دو
گرسنهاى كه سير نميشوند)
٦٢ ص
(١٩٠)
(دو
چيز از آثار ايمان واقعى است)
٦٢ ص
(١٩١)
(جوانمردى
بر دو گونه است)
٦٢ ص
(١٩٢)
(دو
خصلت از اقسام ستم است)
٦٣ ص
(١٩٣)
(دو
چيز جلب روزى ميكند)
٦٣ ص
(١٩٤)
(حد
متوسط دو مكروه ميزان نفقه واجب است)
٦٣ ص
(١٩٥)
(دو
رفتار بعوض دو رفتار)
٦٤ ص
(١٩٦)
(حياء
بر دو قسم است)
٦٤ ص
(١٩٧)
(آنچه
پدر را عاق فرزند ميكند)
٦٤ ص
(١٩٨)
(در
بيان فرمايش رسول خدا كه من فرزند دو ذبيحم)
٦٥ ص
(١٩٩)
كلام
مصنف
٦٧ ص
(٢٠٠)
(دو
چيز بر پا هستند و دو چيز روانند و دو چيز بر خلاف هماند و دو چيز دشمن هماند)
٦٩ ص
(٢٠١)
(پاداش
آنكه دو مرتبه بحج برود)
٧٠ ص
(٢٠٢)
(حق
گوئى در دو حال)
٧٠ ص
(٢٠٣)
(كشته
شدن بر دو قسم است و جنگيدن بر دو قسم)
٧٠ ص
(٢٠٤)
شرح
٧١ ص
(٢٠٥)
(صاحب
دو صفت را خداوند از آسمان و مردم از زمين دوست دارند)
٧١ ص
(٢٠٦)
(رسول
خدا را دو انگشتر بود)
٧١ ص
(٢٠٧)
(تحفه
روزه دار)
٧١ ص
(٢٠٨)
(دو
علامت رستاخيز)
٧٢ ص
(٢٠٩)
(صدقه
بر سادات روا نبود جز در دو مورد)
٧٢ ص
(٢١٠)
(مردم
فرو مايه را دو كار است)
٧٢ ص
(٢١١)
(دو
گناه يكى از ديگرى سختتر)
٧٣ ص
(٢١٢)
(دندان
را با سعد شستن دو اثر دارد)
٧٣ ص
(٢١٣)
(اشنان
خوردن دو خاصيت دارد)
٧٣ ص
(٢١٤)
(دو
طايفه از شفاعت پيغمبر محروماند)
٧٣ ص
(٢١٥)
(با
دو چيز خلال كردن جذام مىآورد)
٧٤ ص
(٢١٦)
(دنيا
و آخرت مانند دو كفه ترازو است)
٧٤ ص
(٢١٧)
(دو
دريا بهم برخوردند و بهم در نياميختند)
٧٥ ص
(٢١٨)
(پيغمبر
در ميان امت دو چيز از خود بيادگار گذاشت)
٧٦ ص
(٢١٩)
(پرسش
در باره ثقلين در روز قيامت)
٧٦ ص
(٢٢٠)
كلام
مصنف
٧٨ ص
(٢٢١)
(حسن
و حسين دو تعويذ داشتند)
٧٨ ص
(٢٢٢)
(دو
راهپيما)
٧٩ ص
(٢٢٣)
(خداى
عز و جل بدو نفر دو بال داده است كه با فرشتگان بهشتى در پروازند
٧٩ ص
(٢٢٤)
كلام
مصنف
٧٩ ص
(٢٢٥)
(دو
چيز مردم را گمراه كرد)
٧٩ ص
(٢٢٦)
(فرمايش
امير المؤمنين كه پشت مرا دو نفر شكست)
٨٠ ص
(٢٢٧)
(شخص
حريص از دو خصلت محروم است و بدو خصلت پاى بند)
٨٠ ص
(٢٢٨)
(رسول
خدا دو نماز را ترك نكرد)
٨٠ ص
(٢٢٩)
كلام
مصنف
٨٢ ص
(٢٣٠)
(دو
صنف را از اسلام بهرهاى نيست)
٨٢ ص
(٢٣١)
(با
مردم دشمنىورزيدن يكى از دو خصلت را در بر دارد)
٨٣ ص
(٢٣٢)
(آدميزاده
هر چه پيرتر شود دو صفت او جوانتر مىشود)
٨٤ ص
(٢٣٣)
(دو
صفت است كه هر يك دو اثر دارد)
٨٤ ص
(٢٣٤)
(آدميزاده
دو صفت را خوش ندارد)
٨٤ ص
(٢٣٥)
(رسول
خدا در دو مورد سكوتى داشت)
٨٥ ص
(٢٣٦)
كلام
مصنف
٨٥ ص
(٢٣٧)
(در
هيچ مسلمانى دو خوى با هم جمع نشود)
٨٦ ص
(٢٣٨)
(رشگ
در دو مورد)
٨٦ ص
(٢٣٩)
(پيغمبر
عقيل را از دو جهت دوست داشت)
٨٦ ص
(٢٤٠)
(دو
چيز كه رسول خدا را مسرور نمود)
٨٧ ص
(٢٤١)
(پيغمبر
٨٧ ص
(٢٤٢)
كلام
مترجم
٨٧ ص
(٢٤٣)
(بجز
دو كس نبايد كسى پس از نماز عشا بيدار بماند)
٨٨ ص
(٢٤٤)
(امت
اسلامى بدو چيز بيشتر از هر چيز بآتش ميروند و بدو چيز بيشتر به بهشت
٨٨ ص
(٢٤٥)
(خداى
عز و جل دو ترس و دو آسودگى خواطر را به بندهاش يك جا ندهد)
٨٩ ص
(٢٤٦)
(امت
اسلامى را در اول دو چيز باعث صلاح بود و در آخر دو چيز موجب هلاكتش خواهد گشت
٨٩ ص
(٢٤٧)
(باب خصلتهاى
سهگانه)
٩٠ ص
(٢٤٨)
(سه
طايفه را خداوند بدون رسيدگى بحسابشان به بهشت ميبرد و سه طايفه ديگر را بدون حساب
به دوزخ)
٩٠ ص
(٢٤٩)
شرح
-
٩٠ ص
(٢٥٠)
(خداوند
مؤمن را در مورد سه چيز بازخواست نميكند)
٩٠ ص
(٢٥١)
(هر
كس سه صفت و يا يكى از آن سه را داشته باشد در سايه عرش الهى خواهد بود)
٩١ ص
(٢٥٢)
(سه
كس روز قيامت از همه كس بخدا نزديكتراند)
٩٢ ص
(٢٥٣)
(بهنگام
پيدايش سه چيز دعا مستجاب مىشود)
٩٢ ص
(٢٥٤)
(تا
سه خصلت در كسى نباشد مؤمن نيست)
٩٢ ص
(٢٥٥)
(سه
صفت در مؤمن ديده نميشود)
٩٣ ص
(٢٥٦)
(پيغمبر
سه دعا كرد كه دو دعا مستجاب گرديد و يكى مستجاب نشد)
٩٣ ص
(٢٥٧)
(سه
چيز موجب بالا رفتن درجه است و سه چيز باعث كفاره گناه و سه چيز كشنده و سه چيز
نجات بخشاند)
٩٤ ص
(٢٥٨)
(پاداش
سه صفت همسرى با حور العين است)
٩٦ ص
(٢٥٩)
(سه
طايفهاند كه اگر ستم بر آنان نكنى آنان بر تو ستم خواهند كرد)
٩٦ ص
(٢٦٠)
شرح
٩٧ ص
(٢٦١)
(سه
كس نميتواند حق خود را از سه كس بستاند)
٩٧ ص
(٢٦٢)
(بنده
همواره با سه چيز روبرو است)
٩٧ ص
(٢٦٣)
(سه
كس سزاوار دلسوزى هستند)
٩٧ ص
(٢٦٤)
(سه
كس را خداى عز و جل دشمن ميدارد)
٩٨ ص
(٢٦٥)
(در
سه مورد دروغ گفتن زيبا است، و در سه مورد راست گفتن زشت است و همنشينى با سه كس
دل را مىميراند)
٩٨ ص
(٢٦٦)
(سه
چيز به پاداش سه چيز)
٩٩ ص
(٢٦٧)
(سه
چيز بسزاى يكى)
٩٩ ص
(٢٦٨)
(سه
چيز نشانه پيرى است)
٩٩ ص
(٢٦٩)
(سه
چيز مخصوص پيغمبران است و فرزندان و پيروانشان)
١٠٠ ص
(٢٧٠)
(دشمنى
خداى تبارك و تعالى در سه چيز است)
١٠٠ ص
(٢٧١)
(هديه
بر سه قسم است)
١٠٠ ص
(٢٧٢)
(سه
خصلت است كه پيغمبر و كمتر از او از آنها خالى نيست)
١٠٠ ص
(٢٧٣)
كلام
مصنف
١٠١ ص
(٢٧٤)
(ريشههاى
كفر سه چيز است)
١٠٢ ص
(٢٧٥)
(وام
بر سه قسم است)
١٠٢ ص
(٢٧٦)
(اذن
دخول سه بار است)
١٠٢ ص
(٢٧٧)
(بر
سه كس نبايد سلام كرد)
١٠٣ ص
(٢٧٨)
(بهترين
مردم سه طايفهاند)
١٠٣ ص
(٢٧٩)
(سه
چيز است كه يكى نمودار ثروت است و ديگرى نمودار زيبائى و سومى دشمن را خوار
گرداند)
١٠٣ ص
(٢٨٠)
(سه
چيز از روش پيمبران است)
١٠٤ ص
(٢٨١)
شرح
١٠٤ ص
(٢٨٢)
(سه
چيز چشم را روشن ميسازد)
١٠٤ ص
(٢٨٣)
(صفات
نيكو سه است)
١٠٤ ص
(٢٨٤)
(زياده
روى در سه چيز است)
١٠٥ ص
(٢٨٥)
(سه
كس را رسول خدا لعن فرمود)
١٠٥ ص
(٢٨٦)
(مقامى
در بهشت است كه جز سه كس بآن نميرسد)
١٠٥ ص
(٢٨٧)
(از
سه كس قلم تكليف برداشته شده است)
١٠٥ ص
(٢٨٨)
كلام
مصنف
١٠٦ ص
(٢٨٩)
(داستان
آن سه كس كه به لات و عزى سوگند ياد كرده بودند كه رسول خدا را بكشند و على(ع) در
برابر آنان برخاست)
١٠٦ ص
(٢٩٠)
(نيكى
در حق برادران دينى و كوشش در انجام احتياجات آنان سه نتيجه دارد)
١٠٩ ص
(٢٩١)
(در
هر جا نبايد براى تخلى نشست)
١١٠ ص
(٢٩٢)
(رو
بآفتاب بودن سه خاصيت بد دارد)
١١٠ ص
(٢٩٣)
(سه
چيز نشان شخص اسراف كار است)
١١٠ ص
(٢٩٤)
(روز
قيامت بجز سه چشم همه ديدهها گريان است)
١١١ ص
(٢٩٥)
(همه
خير در سه چيز فراهم آمده است)
١١١ ص
(٢٩٦)
(بر
پشت چهار پا نبايد سه نفر رديف سوار شوند)
١١١ ص
(٢٩٧)
شرح
١١٢ ص
(٢٩٨)
(رفقاى
مسافر بيمار بايد سه روز از حركت خوددارى كنند)
١١٢ ص
(٢٩٩)
شرح
١١٢ ص
(٣٠٠)
(كفش
سياه سه اثر بد دارد و كفش زرد سه اثر پسنديده)
١١٢ ص
(٣٠١)
(از
كلاغ سه چيز را بياموزيد)
١١٣ ص
(٣٠٢)
(سه
چيز با سه چيز همراه است)
١١٣ ص
(٣٠٣)
(فال
بد در سه چيز است)
١١٣ ص
(٣٠٤)
(كسانى
كه تذكرات حق را فراموش كردند سه طايفه بودند)
١١٤ ص
(٣٠٥)
شرح
-
١١٤ ص
(٣٠٦)
(سه
كس در پناه خداى عز و جل باشند تا هنگامى كه خداوند از حساب مردم فارغ شود)
١١٤ ص
(٣٠٧)
(آن
را كه سه چيز نصيب گشته از سه چيز بىنصيب نمانده است)
١١٤ ص
(٣٠٨)
(مشورت
با سه كس قدغن است)
١١٥ ص
(٣٠٩)
(خرد
بر سه جزء تقسيم شده است)
١١٥ ص
(٣١٠)
(در
انتخاب يكى از سه خصلت بآدم اختيار داده شد)
١١٦ ص
(٣١١)
(ميزان
سنجش عقل مرد سه چيز است)
١١٦ ص
(٣١٢)
(شيعه
بر سه قسم است)
١١٦ ص
(٣١٣)
(شيعه
در سه چيز آزمايش مىشود)
١١٧ ص
(٣١٤)
(سه
خصلت در هر كس باشد براستى ايمان خود را كامل كرده است)
١١٧ ص
(٣١٥)
(خداوند
عز و جل در روز قيامت با سه كس سخن نگويد و نگاهشان نكند و لياقتشان نبخشد و به
شكنجه دردناكى گرفتار خواهند بود)
١١٩ ص
(٣١٦)
(مردم
در سه جا از همه جاها بيشتر در وحشتند)
١٢١ ص
(٣١٧)
(سه
كس شريك ظلمند)
١٢١ ص
(٣١٨)
(سخن
چين سه نفر را قاتل است)
١٢١ ص
(٣١٩)
(خداى
را سه روز است)
١٢٢ ص
(٣٢٠)
(سه
كس در روز قيامت شكنجه خواهند شد)
١٢٢ ص
(٣٢١)
(سه
كار تكبر را مىزدايد)
١٢٣ ص
(٣٢٢)
(سه
كس نانجيب مىشود)
١٢٤ ص
(٣٢٣)
شرح
-
١٢٤ ص
(٣٢٤)
(اين
عيب براى مرد بس كه سه صفت در او باشد)
١٢٤ ص
(٣٢٥)
(هر
كه خاندان پيغمبر را دوست ندارد در سرشتش يكى از سه چيز هست)
١٢٤ ص
(٣٢٦)
(محبوبترين
كار نزد خداوند سه چيز است)
١٢٥ ص
(٣٢٧)
(روز
قيامت آتش با سه كس سخن ميگويد)
١٢٥ ص
(٣٢٨)
(سه
چيز كمر شكن)
١٢٦ ص
(٣٢٩)
(خداوند
بر بندگان بسه نعمت منت نهاد)
١٢٦ ص
(٣٣٠)
(بجز
در سه مورد شبزندهدارى روا نيست)
١٢٧ ص
(٣٣١)
(اگر
سه چيز در آدميزاد نبود هيچ چيزاش سرافكنده نمىساخت)
١٢٧ ص
(٣٣٢)
(همه
دستورات دين در سه چيز خلاصه مىشود)
١٢٧ ص
(٣٣٣)
(همه
گرفتاريها در سه چيز است)
١٢٧ ص
(٣٣٤)
(مرد
مسلمان را سه دوست است)
١٢٨ ص
(٣٣٥)
(خداوند
در باره على(ع) سه كلمه به پيغمبر فرموده است)
١٣٠ ص
(٣٣٦)
مردان
سه قسمند
١٣٠ ص
(٣٣٧)
(پيشوائى
را نشايد مگر كسى كه سه صفت داشته باشد)
١٣١ ص
(٣٣٨)
(در
باره كسى كه سه بار حج رفته است)
١٣٢ ص
(٣٣٩)
(در
باره كسى كه سه نفر مؤمن را بحج ببرد)
١٣٣ ص
(٣٤٠)
شرح
-
١٣٣ ص
(٣٤١)
(پيراهن
يوسف را سه آيت بود)
١٣٣ ص
(٣٤٢)
شرح
١٣٤ ص
(٣٤٣)
(ستم
بر سه گونه است)
١٣٤ ص
(٣٤٤)
(هم
بسترى با زنان بسه راه حلال مىشود)
١٣٤ ص
(٣٤٥)
(براى
همه مسلمانان اميد نجات است جز براى يكى از سه تن)
١٣٥ ص
(٣٤٦)
(سختترين
هنگام براى آدمى سه وقت است)
١٣٥ ص
(٣٤٧)
(آدميزاد
هرگز كارى انجام نميدهد كه در نزد خدا از سه كار بزرگتر باشد)
١٣٦ ص
(٣٤٨)
(مرد
سفر نكند مگر در سه مورد)
١٣٦ ص
(٣٤٩)
(سه
بستر لازم است)
١٣٦ ص
(٣٥٠)
(علامتهاى
سهگانه)
١٣٧ ص
(٣٥١)
(خداى
عز و جل بنده را در سه حال مختلف آفريد)
١٣٨ ص
(٣٥٢)
(مردم
سه دستهاند)
١٣٩ ص
(٣٥٣)
(در
سه مورد هيچ كس معذور نيست)
١٤٠ ص
(٣٥٤)
(سه
چيز باعث كامل شدن مسلمان است)
١٤١ ص
(٣٥٥)
(سفارشهاى
سهگانهاى كه پيغمبر بامير المؤمنين فرموده است)
١٤١ ص
(٣٥٦)
(در
دعا بسه كس بايد لفظ جمع گفته شود)
١٤٣ ص
(٣٥٧)
كلام
مصنف
١٤٣ ص
(٣٥٨)
(براى
عطسهكننده تا سه بار بايد دعا كرد)
١٤٤ ص
(٣٥٩)
(سه
صفت را خداى عز و جل نه در منافقى جمع ميكند و نه در فاسقى)
١٤٤ ص
(٣٦٠)
(سه
كس از مهمانان خداوند هستند و زائر او و در پناه او)
١٤٤ ص
(٣٦١)
(خريدار
حيوان تا سه روز اختيار فسخ دارد)
١٤٥ ص
(٣٦٢)
(خداى
عز و جل در سه چيز بهيچ كس رخصت مخالفت نداده است)
١٤٥ ص
(٣٦٣)
(محروميت
از سه چيز شديدترين گرفتارى مؤمن است)
١٤٥ ص
(٣٦٤)
(اگر
سه طايفه نبودند خداوند عذاب سختى بر بندگان فرو ميفرستاد)
١٤٦ ص
(٣٦٥)
(سه
كس از رحمت خدا دورند)
١٤٦ ص
(٣٦٦)
(حكيمان
و دانشمندان چون بيكديگر نامه مينوشتند فقط سه جمله مينوشتند و چهارم نداشت)
١٤٧ ص
(٣٦٧)
(مؤمن
با سه چيز خو نگيرد)
١٤٧ ص
(٣٦٨)
(هر
كس چيزى از مال دنياى او از دستش برود سه پاداش دارد)
١٤٧ ص
(٣٦٩)
(خداى
عز و جل را بهشتى است كه بجز سه كس ديگرى را بدان راه نيست)
١٤٨ ص
(٣٧٠)
(سه
خصلت در شيعه يافت نميشود)
١٤٨ ص
(٣٧١)
(سه
كار از سختترين كارهاى بندگان خدا است)
١٤٩ ص
(٣٧٢)
(گفتار
شيطان بنوح(ع) كه در سه هنگام بياد من باش)
١٥٠ ص
(٣٧٣)
(گفتار
شيطان(خدا لعنتش كند) هر چه مرا در باره آدميزاد عاجز كند يكى از سه چيز هرگز
عاجزم نخواهد كرد)
١٥٠ ص
(٣٧٤)
(سه
كار بر مردم طاقت فرسا است)
١٥١ ص
(٣٧٥)
(كار
نيك شايستگى ندارد مكر با سه شرط)
١٥١ ص
(٣٧٦)
(سه
دست هست)
١٥١ ص
(٣٧٧)
شرح
١٥١ ص
(٣٧٨)
(سه
صفت دوست داشتنى)
١٥٢ ص
(٣٧٩)
(بخشندگان
سهاند)
١٥٢ ص
(٣٨٠)
(بجز
در سه مورد سؤال شايسته نيست)
١٥٢ ص
(٣٨١)
(خداى
عز و جل بسه چيز بر آدميزاد منت نهاده است)
١٥٤ ص
(٣٨٢)
(بنده
خدا مشرك نميشود تا يكى از سه كار را نكند)
١٥٤ ص
(٣٨٣)
(سه
چيز باين امت از هر چيز كمتر داده شده است)
١٥٥ ص
(٣٨٤)
شرح
١٥٥ ص
(٣٨٥)
(آخرين
درجه ابتلاء سه چيز است)
١٥٥ ص
(٣٨٦)
(سه
چيز در اين امت مشروع نيست)
١٥٥ ص
(٣٨٧)
شرح
١٥٥ ص
(٣٨٨)
(در
خانهاى كه سه چيز باشد فرشتگان بآن خانه در نيايند)
١٥٦ ص
(٣٨٩)
(سه
نفر در امر بمعروف و نهى از منكر شريك هماند)
١٥٦ ص
(٣٩٠)
(خداى
عز و جل بمؤمن سه خصلت عنايت فرموده است)
١٥٦ ص
(٣٩١)
(از
سه كس بر دين بايد ترسيد)
١٥٧ ص
(٣٩٢)
(سه
پرسش مرد ترسا از جعفر بن محمد(ع))
١٥٧ ص
(٣٩٣)
كلام
مصنف
١٥٨ ص
(٣٩٤)
(زمين
به پروردگار خود نناليده بمانند نالهاش از سه چيز)
١٥٩ ص
(٣٩٥)
(خداوند
نگهبانى از سه كس را نمىپذيرد)
١٥٩ ص
(٣٩٦)
(در
روز قيامت سه كس از سايه عرش خداى عز و جل سايهبان دارند)
١٥٩ ص
(٣٩٧)
(سه
چيز شكايت به نزد خداى عز و جل برند)
١٦٠ ص
(٣٩٨)
شرح
١٦٠ ص
(٣٩٩)
(دانشمندان
علم قرآن سه قسمند)
١٦٠ ص
(٤٠٠)
(بار
سفر بستن جز براى سه مسجد جايز نيست)
١٦١ ص
(٤٠١)
(در
فجل سه فايده هست)
١٦٢ ص
(٤٠٢)
(سه
چيز بىزيان است)
١٦٢ ص
(٤٠٣)
(هر
كس سه عمل را ترك كند بضمانت پيغمبر سه خانه در بهشت دارد)
١٦٢ ص
(٤٠٤)
(امير
المؤمنين(ع) بجنگ با سه گروه مأمور بود)
١٦٣ ص
(٤٠٥)
(مصنف)
١٦٣ ص
(٤٠٦)
(هر
كس سه چيز نداشته باشد نه با خدا ارتباطى دارد و نه با پيغمبرش)
١٦٣ ص
(٤٠٧)
(سه
چيز را بايد براى خدا محترم شمرد)
١٦٤ ص
(٤٠٨)
(آخرين
درجه ايمان سه خصلت است)
١٦٤ ص
(٤٠٩)
(آنكه
عمل حج بجا مىآورد بر سه وجه است)
١٦٥ ص
(٤١٠)
(از
سه خصلت نهى شده است)
١٦٥ ص
(٤١١)
(سياه
پوشى پسنديده نيست بجز در سه چيز)
١٦٦ ص
(٤١٢)
(كسى
كه قصد زيارت خانه خدا دارد اگر سه خصلت در او نباشد مورد اعتنا نميشود)
١٦٦ ص
(٤١٣)
(پذيرائى
از مهمان تا سه روز است)
١٦٧ ص
(٤١٤)
(مرد
مسلمان در سه چيز خيانت بدل خود راه ندهد)
١٦٧ ص
(٤١٥)
شرح
-
١٦٨ ص
(٤١٦)
(گفتار
پيغمبر كه بر حقانيت سه چيز سوگند ياد ميكنم)
١٦٨ ص
(٤١٧)
(هيچ
عملى پس از مرگ بدنبال شخص نميرود مگر سه كار)
١٦٨ ص
(٤١٨)
(خداى
عز و جل سه دسته از مردم را در بهشتش جاى نخواهد داد)
١٦٩ ص
(٤١٩)
(مصنف)
١٦٩ ص
(٤٢٠)
(پدران
بر سه گونهاند)
١٦٩ ص
(٤٢١)
(مؤمن
را سه خصلت داده شده است)
١٧٠ ص
(٤٢٢)
(سه
نفر از همه سزاوارترند كه آرزوى سه چيز داشته باشند)
١٧٠ ص
(٤٢٣)
(كارها
بر سه گونه است)
١٧١ ص
(٤٢٤)
(دزدان
بر سه گونهاند)
١٧١ ص
(٤٢٥)
(فرشتگان
بر سه طبقهاند)
١٧١ ص
(٤٢٦)
(جن
بر سه گروه است و انسان بر سه گروه)
١٧٢ ص
(٤٢٧)
(پشت
سر سه كس نبايد نماز جماعت خواند)
١٧٢ ص
(٤٢٨)
شرح
-
١٧٢ ص
(٤٢٩)
(سه
نخوردنى فربهى آورد و سه خوراكى لاغرى)
١٧٣ ص
(٤٣٠)
(مصنف
اين كتاب)
١٧٣ ص
(٤٣١)
(همه
قضاوتهاى مسلمانان از سه مجرا است)
١٧٣ ص
(٤٣٢)
(سه
چيز قرين سه چيز است)
١٧٣ ص
(٤٣٣)
شرح
١٧٤ ص
(٤٣٤)
(سه
كس از خداى عز و جل خواهش ميكنند و خداوند خواهش آنان را مىپذيرد)
١٧٤ ص
(٤٣٥)
(نخستين
كسانى كه قرعه بنامشان زده شد سه نفراند)
١٧٤ ص
(٤٣٦)
(در
به سه خاصيت هست)
١٧٥ ص
(٤٣٧)
(مصنف)
١٧٥ ص
(٤٣٨)
(در
پياز سه خاصيت هست)
١٧٦ ص
(٤٣٩)
(بجز
در سه مورد نبايد افسون كرد)
١٧٦ ص
(٤٤٠)
(سه
چيز از نشانههاى فهم است)
١٧٦ ص
(٤٤١)
(سه
چيز را نشايد دميد)
١٧٦ ص
(٤٤٢)
(در
هر كس سه صفت باشد جهنمى است)
١٧٧ ص
(٤٤٣)
(هر
كس از راه حرام مالى بدست بياورد خداوند سه چيز بر او مسلط گرداند)
١٧٧ ص
(٤٤٤)
(آسايش
مؤمن در سه چيز است)
١٧٧ ص
(٤٤٥)
(از
اسباب خوشبختى مرد اين است كه داراى سه چيز باشد)
١٧٨ ص
(٤٤٦)
(دعاى
سه نفر مستجاب نيست)
١٧٨ ص
(٤٤٧)
شرح
-
١٧٩ ص
(٤٤٨)
(روزه
رسول خدا هر ماهى سه روز بود)
١٧٩ ص
(٤٤٩)
(سرگرمى
مؤمن در سه چيز است)
١٧٩ ص
(٤٥٠)
(هر
كس سه خصلت دارا باشد مانند اين است كه همه خير دنيا را دارا است)
١٨٠ ص
(٤٥١)
شرح
١٨٠ ص
(٤٥٢)
(رسول
خدا روز كندن خندق سه كلنگ زد و بهر كلنگى يك تكبير گفت)
١٨٠ ص
(٤٥٣)
(محبوبترين
كارها نزد خداى عز و جل سه چيز است)
١٨١ ص
(٤٥٤)
(ترسناكتر
از هر چيز بر امت من سه چيز است)
١٨١ ص
(٤٥٥)
(كسى
كه خدا و روز قيامت را باور دارد سه كار نكند)
١٨٢ ص
(٤٥٦)
(بر
اين امت فقط از سه چيز بايد ترسيد)
١٨٢ ص
(٤٥٧)
(پيغمبر
از دنيا سه چيز را دوست داشت)
١٨٣ ص
(٤٥٨)
(امام
صادق هيچ گاه فارغ از يكى از سه كار نبود)
١٨٤ ص
(٤٥٩)
(زائر
حضرت رضا در سه مورد بهرهمند مىشود)
١٨٥ ص
(٤٦٠)
(امام
باقر فرزندش امام صادق را سه دستور داد و از سه كار نهى فرمود)
١٨٦ ص
(٤٦١)
(هنگامى
كه امام قائم ظهور كند سه فرمان صادر فرمايد كه پيش از او هيچ كس چنين فرمانى
نداده است)
١٨٧ ص
(٤٦٢)
شرح
١٨٧ ص
(٤٦٣)
(فرمايش
پيغمبر بسلمان كه تو را بهنگام بيمارى سه خصلت است)
١٨٧ ص
(٤٦٤)
(گفتار
عمر كه از سه كار پيش خدا توبه كارم)
١٨٨ ص
(٤٦٥)
(گفتار
ابى بكر كه اندوهى از دنيا بر دل ندارم جز اينكه اى كاش سه كار كه از من سر زد سر
نزده بود و سه كار را كه انجام ندادم اى كاش انجام داده بودم و اى كاش سه چيز را
از رسول خدا پرسيده بودم)
١٨٩ ص
(٤٦٦)
(مصنف
اين كتاب گويد )
١٩١ ص
(٤٦٧)
(گفتار
عبد الله بن مسعود دانشمندان روى زمين سه نفرند)
١٩١ ص
(٤٦٨)
شرح
١٩٢ ص
(٤٦٩)
(سه
نفر حتى يك چشم بهم زدن بوحى الهى كافر نشدند)
١٩٢ ص
(٤٧٠)
(پاداش
كسى كه سه دختر داشته باشد و بر آنان صبر كند)
١٩٢ ص
(٤٧١)
(روز
قيامت سه چيز به پيشگاه الهى شكايت خواهند نمود)
١٩٣ ص
(٤٧٢)
(از
سه كس قلم تكليف برداشته شده است)
١٩٣ ص
(٤٧٣)
(بخل
منشأ سه خصلت نكوهيده است)
١٩٤ ص
(٤٧٤)
(آغاز
كار پيغمبر از سه چيز شروع شد)
١٩٤ ص
(٤٧٥)
شرح
١٩٥ ص
(٤٧٦)
(هر
كس سه كار انجام دهد در سود و زيان مسلمانان شريك است)
١٩٥ ص
(٤٧٧)
(سه
چيز است كه هر كدام، يك چهل و پنجم از مقام پيغمبرى است)
١٩٥ ص
(٤٧٨)
(سه
كس به بهشت ميروند)
١٩٧ ص
(٤٧٩)
(در
باره كسى كه سه فرزند از دست داده باشد)
١٩٧ ص
(٤٨٠)
(ثواب
سه كار وضوى كامل گرفتن سلام را آشكار كردن و پنهانى صدقه دادن)
١٩٨ ص
(٤٨١)
(سه
برادر بودند كه هر يك با برادر بعدى ده سال فاصله داشت)
١٩٨ ص
(٤٨٢)
(پس
از سه پيش آمد مردم مسلمان خوار شدند)
١٩٩ ص
(٤٨٣)
شرح
١٩٩ ص
(٤٨٤)
(سؤال
كردن سه اثر دارد و بدترين مردم سه گروهاند)
٢٠٠ ص
(٤٨٥)
نكته
٢٠٠ ص
(٤٨٦)
(دورى
بيش از سه روز روا نيست)
٢٠٠ ص
(٤٨٧)
(سه
چيز اثر خوشبختى مسلمان است)
٢٠١ ص
(٤٨٨)
(خداى
عز و جل با سه كس سخن نگويد)
٢٠١ ص
(٤٨٩)
(صديقان
سه كساند)
٢٠٢ ص
(٤٩٠)
شرح
٢٠٢ ص
(٤٩١)
(ياران
رقيم سه نفر بودند)
٢٠٢ ص
(٤٩٢)
(سه
عمل نزد خداوند از هر كارى محبوبتر است)
٢٠٣ ص
(٤٩٣)
(مردم
سه دستهاند)
٢٠٤ ص
(٤٩٤)
(مصنف
اين كتاب) رضي الله عنه گويد
٢٠٥ ص
(٤٩٥)
(ياد،
از نورى كه سه بخش شد)
٢٠٦ ص
(٤٩٦)
(مردم
خداى را از سه رو مىپرستند)
٢٠٦ ص
(٤٩٧)
(امير
المؤمنين با ميزبان خود سه شرط كرد)
٢٠٧ ص
(٤٩٨)
(سه
صفتى كه در امير المؤمنين(ع) بود)
٢٠٧ ص
(٤٩٩)
شرح
٢٠٨ ص
(٥٠٠)
(بريرة
آزادشده عايشه، مورد وضع و اجراء سه قانون عمومى گرديد)
٢٠٨ ص
(٥٠١)
(سه
نفر برسول خدا دروغ مىبستند)
٢٠٩ ص
(٥٠٢)
(سه
كس لعن شدند يك جلودار و يك راننده و يك سوار)
٢٠٩ ص
(٥٠٣)
شرح
٢٠٩ ص
(٥٠٤)
(سه
كساند كه معلوم نيست گناه كدام يك بزرگتر است)
٢٠٩ ص
(٥٠٥)
(براء
بن معرور انصارى مورد وضع و اجراى سه قانون عمومى گرديد)
٢١٠ ص
(٥٠٦)
شرح
٢١١ ص
(٥٠٧)
(صفوان
بن امية جمحى مورد وضع و اجراى سه قانون عمومى گرديد)
٢١١ ص
(٥٠٨)
(سعد
بن معاذ را سه موقعيت در اسلام هست كه اگر يكى از آنها همه مردم را بود برتريشان
را كافى بود
٢١٢ ص
(٥٠٩)
(دانشمندان
سه دستهاند)
٢١٣ ص
(٥١٠)
(هر
كس با سه كس ستيزه كند خوار گردد)
٢١٤ ص
(٥١١)
(مردم
در باره قضا و قدر سه نوع عقيده دارند)
٢١٤ ص
(٥١٢)
باب خصلتهاى
چهارگانه
٢١٥ ص
(٥١٣)
(فرمايش
پيغمبر كه چهار كساند كه خودم از آنان شفاعت خواهم نمود)
٢١٥ ص
(٥١٤)
(كيفر
كسى كه در چهار چيز همسر خود را اطاعت كند)
٢١٥ ص
(٥١٥)
(تير
دعاى چهار كس به خطا نرود)
٢١٦ ص
(٥١٦)
(پايدارى
دين بوسيله چهار كس است)
٢١٦ ص
(٥١٧)
(خداوند
كسى را كه در چهار مورد سخت گير نبود آمرزيد)
٢١٧ ص
(٥١٨)
(خواسته
مردم در دنياى فانى چهار چيز است)
٢١٧ ص
(٥١٩)
(هيچ
بندهاى ايمان نخواهد داشت تا آنكه بچهار چيز عقيدهمند باشد)
٢١٨ ص
(٥٢٠)
(امير
المؤمنين را چهار انگشتر بود)
٢١٨ ص
(٥٢١)
(چهار
سوره پيغمبر را پير كرد)
٢١٩ ص
(٥٢٢)
(پيغمبر
چهار بار عمره بجا آورد)
٢١٩ ص
(٥٢٣)
شرح
٢١٩ ص
(٥٢٤)
(امام
با چهار خصلت شناخته مىشود)
٢٢٠ ص
(٥٢٥)
(گفتار
پيغمبر با چهار چيز از پيغمبران ديگر برترم)
٢٢٠ ص
(٥٢٦)
شرح
٢٢١ ص
(٥٢٧)
(بهترين
ياران سفر چهار نفر و بهترين دسته قشونهاى اعزامى دسته چهار صد نفرى است و بهترين
لشكر، چهار هزار)
٢٢١ ص
(٥٢٨)
(آنكه
از چهار چيز بهرهمند است از چهار چيز بىبهره نيست)
٢٢١ ص
(٥٢٩)
(بچهار
چيز شنوائى از همه آفرينش داده شده است)
٢٢٢ ص
(٥٣٠)
(چهار
كس را خداوند در روز قيامت نظر نكند)
٢٢٢ ص
(٥٣١)
(سواران
روز رستاخيز چهارند)
٢٢٣ ص
(٥٣٢)
(مصنف
اين كتاب گويد)
٢٢٤ ص
(٥٣٣)
شرح
٢٢٤ ص
(٥٣٤)
(چهار
چيزى كه پيره زال بنى اسرائيل از موسى خواست)
٢٢٥ ص
(٥٣٥)
شرح
٢٢٥ ص
(٥٣٦)
(بهترين
زنان بهشتى چهار كسند)
٢٢٦ ص
(٥٣٧)
(از
چيزهاى كمرشكن چهار چيز است)
٢٢٦ ص
(٥٣٨)
(خداى
عز و جل از مقام الوهيت چهار بار بعالم پائين نگريست)
٢٢٧ ص
(٥٣٩)
(گفتار
پيغمبر بعلى(ع) كه من در چهار مورد نام تو را قرين نام خود ديدم)
٢٢٧ ص
(٥٤٠)
(بار
حديث اهل بيت را جز چهار كس نتواند كشيد)
٢٢٨ ص
(٥٤١)
(هر
كس در معامله با مردم از سه خصلت دورى جويد بر مردم است كه چهار خصلت براى او قائل
شوند)
٢٢٨ ص
(٥٤٢)
(چند
بيت شعرى كه شيطان در پاسخ دو بيت شعر آدم سروده است)
٢٢٩ ص
(٥٤٣)
(خداى
تبارك و تعالى چهار چيز را در چهار چيز پنهان نموده است)
٢٣٠ ص
(٥٤٤)
(گفتار
پيغمبر كه چهار چيز را ناخوش نداريد كه چهار فائده دارند)
٢٣١ ص
(٥٤٥)
(امير
المؤمنين را چهار منقبت بود كه هيچ عربى نژاد پيش از او داراى آن منقبتها نبود)
٢٣١ ص
(٥٤٦)
(گفتار
معاوية بابن عباس كه من بخواطر چهار خصلت تو را دوست دارم با اينكه چهار خصلت را
بر تو بخشيدهام)
٢٣٢ ص
(٥٤٧)
(چهار
صفت منشأ همه گناهان است)
٢٣٧ ص
(٥٤٨)
(پاداش
كسى كه چهار بار حج بجا آورد)
٢٣٨ ص
(٥٤٩)
(چهار
چيز در چهار مورد پذيرفته نيست)
٢٣٨ ص
(٥٥٠)
(خوراكى
كه چهار خصلت را دارا باشد خوراك كامل است)
٢٣٩ ص
(٥٥١)
(زنا
زاده چهار نشانه دارد)
٢٣٩ ص
(٥٥٢)
(خداى
عز و جل موسى را چهار سفارش فرمود)
٢٤٠ ص
(٥٥٣)
(امير
المؤمنين(ع) هر وقت بجنگى اعزام ميشد چهار خصلت داشت)
٢٤٠ ص
(٥٥٤)
(شگفت
آور است كسى كه از چهار چيز مىهراسد چرا بچهار چيز پناهنده نميشود)
٢٤٠ ص
(٥٥٥)
(چهار
كس گواهى بولايت امير المؤمنين را پنهان داشتند و خدا نفرين آن حضرت را در باره
آنان پذيرفت)
٢٤١ ص
(٥٥٦)
شرح
٢٤٣ ص
(٥٥٧)
(آنچه
موجب امان از چهار خصلت در دنيا است و چهار كلمه براى آخرت)
٢٤٣ ص
(٥٥٨)
(چهار
چيز از وسوسه است)
٢٤٤ ص
(٥٥٩)
(چهار
چيز از چهار چيز سير نشوند)
٢٤٥ ص
(٥٦٠)
(هر
كس چهار چيز را دارا باشد در بزرگترين نور الهى است)
٢٤٥ ص
(٥٦١)
(چهار
خصلت هر كه را باشد اسلامش كامل است)
٢٤٦ ص
(٥٦٢)
(چهار
كلمه حكمت)
٢٤٦ ص
(٥٦٣)
شرح
٢٤٦ ص
(٥٦٤)
(چهار
خصلت بچهار خانه در بهشت)
٢٤٧ ص
(٥٦٥)
(چهار
خصلت در هر كس باشد خداوند خانهاى در بهشت براى او بسازد)
٢٤٧ ص
(٥٦٦)
(هر
كه از چهار خصلت بر كنار باشد بهشت براى او است)
٢٤٧ ص
(٥٦٧)
(چهار
كس را خداوند روز رستاخيز مورد نظر قرار دهد)
٢٤٨ ص
(٥٦٨)
(شيعه
بچهار خصلت گرفتار نگردد)
٢٤٨ ص
(٥٦٩)
(چهار
خصلت در هر كس باشد در پناه خدا است)
٢٤٨ ص
(٥٧٠)
(خداوند
از هر چيز چهارش را برگزيده است)
٢٤٩ ص
(٥٧١)
(چهار
خصلت غم انگيز)
٢٥٠ ص
(٥٧٢)
(چهار
خصلت همواره دامن گير امت محمد است)
٢٥٠ ص
(٥٧٣)
(پىريزى
بدن بر چهار چيز است)
٢٥٠ ص
(٥٧٤)
(پايدارى
انسان و بقايش بچهار چيز است و آتش چهار قسم است)
٢٥١ ص
(٥٧٥)
شرح
-
٢٥١ ص
(٥٧٦)
(چهار
خصلت دل را تباه سازند و نفاق برويانند)
٢٥٢ ص
(٥٧٧)
(رسول
خدا چهار قبيله را دوست ميداشت و چهار قبيله را دشمن)
٢٥٢ ص
(٥٧٨)
(چهار
خصلت دل را ميميراند)
٢٥٢ ص
(٥٧٩)
(زمين
از چهار نفر مؤمن تهى نگردد)
٢٥٣ ص
(٥٨٠)
شرح
-
٢٥٣ ص
(٥٨١)
(بچهار
خصلت از علم طب بىنياز بودن)
٢٥٣ ص
(٥٨٢)
(مؤمن
داراى چهار خصلت نگردد)
٢٥٣ ص
(٥٨٣)
(خداى
عز و جل از مؤمن بچهار چيز پيمان گرفته)
٢٥٤ ص
(٥٨٤)
(مؤمن
از چهار خصلت جدا نگردد)
٢٥٤ ص
(٥٨٥)
(چهار
چيز كيفر زودرس دارد)
٢٥٤ ص
(٥٨٦)
(يكى
از چهار چيز بهر خانه داخل شود ويرانش سازد)
٢٥٥ ص
(٥٨٧)
(چيزهائى
كه هر يك بر چهار پايه استوار است)
٢٥٦ ص
(٥٨٨)
(نجده
حرورى نامهاى به ابن عباس نوشت و از او چهار چيز پرسيد)
٢٥٩ ص
(٥٨٩)
شرح
٢٦٠ ص
(٥٩٠)
(موى
سپيد پيرى در چهار جا نشانه چهار چيز است)
٢٦٠ ص
(٥٩١)
(مردم
بر چهار قسماند)
٢٦٠ ص
(٥٩٢)
(چهار
انگشت فاصله ميان حق و باطل است)
٢٦١ ص
(٥٩٣)
(گنج
دو يتيم چهار جمله پند بود)
٢٦١ ص
(٥٩٤)
(بر
چهار كس نبايد سلام كرد)
٢٦١ ص
(٥٩٥)
(چهار
چيز كه صورت آدمى را روشن سازد)
٢٦٢ ص
(٥٩٦)
(محبوبترين
هم سفر نزد خدا چهارند)
٢٦٢ ص
(٥٩٧)
(بروز
قيامت آتش بر چهار كس حرام است)
٢٦٢ ص
(٥٩٨)
(چهار
چيز است كه اندكش نيز افزون است)
٢٦٣ ص
(٥٩٩)
(از
چهار چيز هر چه زودتر بايد بهرهمند شد پيش از چهار چيز)
٢٦٣ ص
(٦٠٠)
(دانش
همه مردم در چهار جمله است)
٢٦٤ ص
(٦٠١)
(در
چهار مورد امت اسلام را حقى لازم آمده است)
٢٦٤ ص
(٦٠٢)
(چهار
قسم جهاد)
٢٦٤ ص
(٦٠٣)
(براى
بنده چهار چشم است)
٢٦٥ ص
(٦٠٤)
(چهار
خصلت است كه از هر چيز بهتر است)
٢٦٥ ص
(٦٠٥)
(زنان
چهار قسمند)
٢٦٦ ص
(٦٠٦)
(مصنف
اين كتاب گويد)
٢٦٦ ص
(٦٠٧)
(چهار
چيز از روش پيغمبران مرسل است)
٢٦٦ ص
(٦٠٨)
(چهار
كساند كه هيچ نمازى از آنان پذيرفته نيست)
٢٦٧ ص
(٦٠٩)
(چهار
چيز كه رواج يابد چهار چيز آشكار شود)
٢٦٧ ص
(٦١٠)
(چهار
چيز نشانه بدبختى است)
٢٦٧ ص
(٦١١)
(خداى
عز و جل گفتار خود را براى آدم در چهار كلمه خلاصة فرمود)
٢٦٨ ص
(٦١٢)
(چهار
كس را نبايد دوست گرفت و با آنان برادرى كرد)
٢٦٩ ص
(٦١٣)
(در
راه دانش چهار كس پاداش دارند)
٢٦٩ ص
(٦١٤)
(در
معامله چهار چيز نبايد چكش كرد)
٢٧٠ ص
(٦١٥)
(تا
يك سال، پيدايش چهار عيب در زر خريد اختيار فسخ در معامله مىآورد)
٢٧٠ ص
(٦١٦)
شرح
-
٢٧١ ص
(٦١٧)
(بهترين
ثروت چهار چيز است)
٢٧١ ص
(٦١٨)
(چهار
نماز است كه در هر ساعت مىتوان خواند)
٢٧٢ ص
(٦١٩)
(قاضيان
چهار قسمند)
٢٧٢ ص
(٦٢٠)
شرح
-
٢٧٣ ص
(٦٢١)
(مرد
بايد هزينه چهار نفر را بحكم اجبار پرداخت نمايد)
٢٧٣ ص
(٦٢٢)
(پيغمبرانى
كه پادشاهان روى زمين بودند چهار نفرند)
٢٧٣ ص
(٦٢٣)
مصنف
٢٧٤ ص
(٦٢٤)
(در
آفتاب چهار خاصيت است)
٢٧٤ ص
(٦٢٥)
(درمان
چهارگانه)
٢٧٤ ص
(٦٢٦)
(چهار
چيز مزاج را معتدل ميسازد)
٢٧٥ ص
(٦٢٧)
شرح
-
٢٧٥ ص
(٦٢٨)
(تره
را چهار خاصيت است)
٢٧٥ ص
(٦٢٩)
(نشانه
زيادى خون چهار چيز است)
٢٧٥ ص
(٦٣٠)
(چهار
نهر بهشتى است)
٢٧٦ ص
(٦٣١)
شرح
-
٢٧٦ ص
(٦٣٢)
(چهار
كنية غدقن شده است)
٢٧٦ ص
(٦٣٣)
(بهترين
نامها چهار و بدترين نامها چهار است)
٢٧٦ ص
(٦٣٤)
(از
چهار چيز و چهار ظرف نهى شده است)
٢٧٧ ص
(٦٣٥)
(دستور
زير خاك كردن چهار چيز)
٢٧٧ ص
(٦٣٦)
(چهار
خصلت از اخلاق پيغمبران است)
٢٧٧ ص
(٦٣٧)
(بر
چهار كس تمام خواندن نماز واجب است چه مسافر باشند چه حاضر)
٢٧٨ ص
(٦٣٨)
(مصنف)
اين كتاب گويد
٢٧٨ ص
(٦٣٩)
(از
اسرار نهانى در گنجينه علم الهى نماز را در چهار جا تمام خواندن است)
٢٧٨ ص
(٦٤٠)
(مصنف)
اين كتاب گويد
٢٧٨ ص
(٦٤١)
(عزايم
سورههائى كه سجده واجب در آنها است چهار سورة است)
٢٧٩ ص
(٦٤٢)
(روز
رستاخيز هيچ بندهاى قدم از قدم برندارد تا از چهار چيز باز پرسى شود)
٢٧٩ ص
(٦٤٣)
(پيغمبر
بدوستى چهار كس امر فرموده است)
٢٧٩ ص
(٦٤٤)
(نخستين
گروه از چهار گروه كه به بهشت ميروند)
٢٨٠ ص
(٦٤٥)
(چهار
خصلت است كه در هر كسى باشد منافق است)
٢٨٠ ص
(٦٤٦)
(چهار
نفر پادشاه همه روى زمين شدند دو مؤمن و دو كافر)
٢٨١ ص
(٦٤٧)
(حديث
پيغمبر از چهار كس بدست مردم رسيد كه پنجمى ندارند)
٢٨١ ص
(٦٤٨)
(مردم
در ماه رمضان از چهار چيز بىنياز نيستند)
٢٨٦ ص
(٦٤٩)
(حيوانات
چهار چيز را تميز ميدهند)
٢٨٧ ص
(٦٥٠)
(خداى
عز و جل اسب را از چهار چيز آفريده است)
٢٨٨ ص
(٦٥١)
شرح
٢٨٨ ص
(٦٥٢)
(بادهاى
چهارگانه)
٢٨٨ ص
(٦٥٣)
شرح
٢٨٩ ص
(٦٥٤)
(مردم
چهار صنفاند)
٢٩٠ ص
(٦٥٥)
(خواب
بر چهار گونه است)
٢٩٠ ص
(٦٥٦)
(شيطان
چهار بار ناله كرد)
٢٩١ ص
(٦٥٧)
(چهار
چيز بهدر ميرود)
٢٩١ ص
(٦٥٨)
(فرمايش
امام صادق كه مسلمانان را چهار عيد است)
٢٩٢ ص
(٦٥٩)
(گفتار
خداى عز و جل بابراهيم كه چهار پرنده بگير و سپس آنان را در گرد خود قرار بده)
٢٩٣ ص
(٦٦٠)
كلام
مصنف
٢٩٤ ص
(٦٦١)
(چهار
خصلت هر كرا باشد خداوند دشمنش ميدارد)
٢٩٥ ص
(٦٦٢)
(باب خصلتهاى
پنجگانه
٢٩٥ ص
(٦٦٣)
پنج
چيز است كه در ميزان عمل چه قدر سنگيناند)
٢٩٥ ص
(٦٦٤)
(خداوند
بيكى از پيغمبرانش در باره پنج چيز به پنج عمل مختلف دستور فرموده
٢٩٦ ص
(٦٦٥)
(در
شانه زدن پنج خاصيت است)
٢٩٧ ص
(٦٦٦)
(نشانههاى
ايمان پنج چيز است)
٢٩٨ ص
(٦٦٧)
(پنج
چيز از پنج كس نشدنى است)
٢٩٨ ص
(٦٦٨)
(پنج
بجاى پنجاه)
٢٩٨ ص
(٦٦٩)
(كلماتى
كه آدم از پروردگار دريافت نمود و خداوند توبهاش را پذيرفت پنج كلمة بود)
٢٩٩ ص
(٦٧٠)
(پنج
خصلت كه پيسى آورند)
٢٩٩ ص
(٦٧١)
(گفتار
امام صادق پنج چيز چنان است كه من ميگويم)
٣٠٠ ص
(٦٧٢)
(روش
پيغمبران نسبت به سر پنج بود و نسبت ببدن پنج)
٣٠٠ ص
(٦٧٣)
(گفتار
پيغمبر كه پنج چيز را تا دم مرگ رها نكنم)
٣٠٠ ص
(٦٧٤)
(شومى
براى مسافر در پنج چيز است)
٣٠١ ص
(٦٧٥)
شرح
-
٣٠٢ ص
(٦٧٦)
(پنج
تن گريه فراوان داشتند)
٣٠٢ ص
(٦٧٧)
(گناهان
بزرگ پنج گناه است)
٣٠٣ ص
(٦٧٨)
(پيغمبر
با پنج شمشير برانگيخته شد)
٣٠٤ ص
(٦٧٩)
(دوستى
پنج شرط دارد)
٣٠٦ ص
(٦٨٠)
(مؤمن
در ميان پنج نور ميغلطد)
٣٠٧ ص
(٦٨١)
(پايههاى
اساسى كاخ اسلام پنج است)
٣٠٧ ص
(٦٨٢)
(مكة
را پنج نام است)
٣٠٨ ص
(٦٨٣)
(خداى
عز و جل بر بندگان در شبانه روز پنج نماز واجب فرموده است)
٣٠٨ ص
(٦٨٤)
(افرادى
كه پيغمبر را مسخره ميكردند پنج نفر بودند)
٣٠٨ ص
(٦٨٥)
(نماز
بر جنازة را پنج تكبير است)
٣١١ ص
(٦٨٦)
(ترس
از خدا بر پنج قسم است)
٣١٢ ص
(٦٨٧)
(پنج
خصلت را خداى عز و جل و رسولش دوست دارند)
٣١٣ ص
(٦٨٨)
(ثروت
اندوخته نشود مگر با پنج خصلت)
٣١٣ ص
(٦٨٩)
(پاداش
كسى كه پنج بار عمل حج بجا آورد)
٣١٣ ص
(٦٩٠)
(خداى
عز و جل روز رستاخيز بر پنج طائفه حجت تمام كند)
٣١٤ ص
(٦٩١)
(مصنف)
اين كتاب گويد
٣١٤ ص
(٦٩٢)
(خوردن
پنج عضو گوسفند بد است)
٣١٥ ص
(٦٩٣)
(هر
كس يكى از پنج خصلت را نداشته باشد بهره فراوانى نخواهد داشت)
٣١٥ ص
(٦٩٤)
(نماز
را نبايد دوباره خواند مگر در صورتى كه يكى از پنج چيز كم داشته باشد)
٣١٥ ص
(٦٩٥)
(شرح)
٣١٦ ص
(٦٩٦)
(هيچ
خصلتى كمتر از پنج خصلت قسمت بندگان نشده است)
٣١٦ ص
(٦٩٧)
(شيطان
ملعون در پنج كس راه چارهاى ندارد)
٣١٦ ص
(٦٩٨)
(كسى
كه بازرگانى كند بايد از پنج خصلت دورى كند)
٣١٧ ص
(٦٩٩)
(شرح)
٣١٧ ص
(٧٠٠)
(پنج
چيز روزه را باطل ميكند)
٣١٧ ص
(٧٠١)
(فرمايش
على(ع) كه پنج چيز ويژه ما است)
٣١٧ ص
(٧٠٢)
(پنج
دسته با طبع آتشين آفريده شدهاند)
٣١٨ ص
(٧٠٣)
(از
پنج كس در هر حال بايد اجتناب شود)
٣١٨ ص
(٧٠٤)
(دانش
را پنج درجه است)
٣١٨ ص
(٧٠٥)
(پنج
كار و پيشه زشت و ناپسند است)
٣١٩ ص
(٧٠٦)
(به
پنج كس زكاة نميرسد)
٣١٩ ص
(٧٠٧)
(نماز
جماعت با كمتر از پنج نفر صحيح نيست)
٣٢٠ ص
(٧٠٨)
(شرح
)
٣٢٠ ص
(٧٠٩)
(از
ميوههاى بهشتى پنج ميوه در دنيا است)
٣٢٠ ص
(٧١٠)
(شرح
)
٣٢٠ ص
(٧١١)
(رسول
خدا پنج چيز را غدقن فرموده است)
٣٢٠ ص
(٧١٢)
(مصنف)
اين كتاب گويد
٣٢٠ ص
(٧١٣)
(پنج
چيز است كه خداوند هيچ كس از آفريدگان را بر آن آگاه نكرده است)
٣٢١ ص
(٧١٤)
(كامل
بودن دين مسلمان از پنج خصلت شناخته مىشود)
٣٢١ ص
(٧١٥)
(پنج
چيز است كه خمس در آنها واجب است)
٣٢١ ص
(٧١٦)
(پنج
رود روى زمين را جبرئيل با پاى خود كند)
٣٢٢ ص
(٧١٧)
(از
جانب پنج نفر يك گاو قربانى بس است زيرا كسانى كه در بنى اسرائيل دستور كشتن گاو
يافتند پنج نفر بودند)
٣٢٣ ص
(٧١٨)
(مصنف)
اين كتاب گويد
٣٢٣ ص
(٧١٩)
(مترجم)
گويد
٣٢٣ ص
(٧٢٠)
(پيغمبر
را پنج چيز عطا شده است كه بهيچ كس پيش از او عطا نشده است)
٣٢٤ ص
(٧٢١)
(خداى
عز و جل به پيغمبرش پنج چيز عطا فرمود و بعلى پنج چيز)
٣٢٤ ص
(٧٢٢)
(حياى
واقعى از خداوند در پنج خصلت است)
٣٢٥ ص
(٧٢٣)
(خداوند
به پيغمبرش در باره پنج كس اجازه شفاعت داده است)
٣٢٥ ص
(٧٢٤)
(مصنف)
اين كتاب گويد
٣٢٦ ص
(٧٢٥)
(فرمايش
پيغمبر هر كس براى من عهده دار پنج چيز شود من هم براى او بهشت را تعهد ميكنم)
٣٢٦ ص
(٧٢٦)
(فرمايش
پيغمبر در باره على(ع) پنج چيز بمن عطا شده است)
٣٢٦ ص
(٧٢٧)
(خوشا
بحال كسى كه پنج خصلت در او باشد)
٣٢٧ ص
(٧٢٨)
(پيرو
جعفر بن محمد(ع) كسى است كه پنج خصلت در او باشد)
٣٢٧ ص
(٧٢٩)
كلام
مصنف
٣٢٧ ص
(٧٣٠)
(پنج
كس به بىخوابى دچاراند)
٣٢٧ ص
(٧٣١)
(در
دوزخ آسيائى است كه پنج كس را آرد ميكند)
٣٢٨ ص
(٧٣٢)
(شرح)
٣٢٨ ص
(٧٣٣)
(غدقن
از كشتن پنج حيوان و دستور كشتن پنج حيوان ديگر)
٣٢٨ ص
(٧٣٤)
(مصنف)
اين كتاب گويد
٣٢٩ ص
(٧٣٥)
(پنج
كس از رحمت خدا دورند)
٣٢٩ ص
(٧٣٦)
(مصنف)
اين كتاب گويد
٣٢٩ ص
(٧٣٧)
(روز
عيد قربان هيچ كارى بهتر از پنج كار نيست)
٣٢٩ ص
(٧٣٨)
(پنج
خصلت در هر كس نباشد بهره فراوانى از او برده نشود)
٣٣٠ ص
(٧٣٩)
(در
خروس سفيد پنج خصلت است)
٣٣٠ ص
(٧٤٠)
(دعاى
پنج نفر مستجاب نگردد)
٣٣٠ ص
(٧٤١)
(دستور
اعتراف ببزرگوارى خداى عز و جل در پنج جملة)
٣٣١ ص
(٧٤٢)
(پيغمبران
اولو العزم پنجاند)
٣٣٢ ص
(٧٤٣)
(پنج
كس را تا تغيير حالت ندادهاند نبايد دفن كرد)
٣٣٢ ص
(٧٤٤)
(در
كوفه پنج مسجد ملعون است و پنج مسجد فرخنده)
٣٣٢ ص
(٧٤٥)
(در
پنج مسجد كوفه نبايد نماز خواند)
٣٣٣ ص
(٧٤٦)
(شرح
)
٣٣٣ ص
(٧٤٧)
(پنج
كس بايستى نماز را در سفر تمام بخوانند)
٣٣٤ ص
(٧٤٨)
(مرد
ميتواند به پنج عضو زن نامحرم نگاه كند)
٣٣٤ ص
(٧٤٩)
(درهاى
آسمان در پنج هنگام باز مىشود)
٣٣٤ ص
(٧٥٠)
(بهشت
شوق ديدار پنج كس را دارد)
٣٣٥ ص
(٧٥١)
(پنج
زن را در هر حال ميتوان طلاق داد)
٣٣٥ ص
(٧٥٢)
(خروج
امام قائم پنج علامت دارد)
٣٣٥ ص
(٧٥٣)
(ميان
پنج طايفه از زنان و شوهرانشان حكم ملاعنة نيست)
٣٣٦ ص
(٧٥٤)
(شرح
)
٣٣٦ ص
(٧٥٥)
(كلماتى
كه خداوند ابراهيم را با آنها آزمود و ابراهيم آنها را بپايان رسانيد پنج كلمه
بود)
٣٣٧ ص
(٧٥٦)
(امير
المؤمنين بفرمانداران حكومت خود پنج دستور كتبى داد)
٣٤٤ ص
(٧٥٧)
(پنج
كار مطابق فطرة است)
٣٤٥ ص
(٧٥٨)
(پنج
امتياز كه مخصوص امير المؤمنين بود)
٣٤٥ ص
(٧٥٩)
(در
پنج مورد بر قاضى لازم است كه بر طبق ظاهر حكم كند)
٣٤٦ ص
(٧٦٠)
(پيش
آهنگان پنج نفراند)
٣٤٧ ص
(٧٦١)
(عبد
المطلب پنج رسم در زمان جاهليت نهاد كه خداى عز و جل آن رسوم را در اسلام اجرا
فرمود )
٣٤٧ ص
(٧٦٢)
(وليمه
فقط در پنج مورد است)
٣٤٨ ص
(٧٦٣)
(رسول
خدا
٣٤٩ ص
(٧٦٤)
(پنج
موعظه است كه اگر مردم در آن باره كوچ كنند مانند آنها را نيابند)
٣٥٠ ص
(٧٦٥)
(در
روز جمعه پنج خصلت است)
٣٥١ ص
(٧٦٦)
(همسرى
با پنج طائفة از زنان ناروا است)
٣٥٢ ص
(٧٦٧)
(بهترين
بندگان كسانى هستند كه پنج خصلت بجاى مىآورند)
٣٥٣ ص
(٧٦٨)
(گفتار
نيك پنج نتيجة دارد)
٣٥٣ ص
(٧٦٩)
(امت
پيغمبر را پنج چيز در ماه رمضان داده شده است كه امت هيچ پيغمبرى را داده نشده
است)
٣٥٣ ص
(٧٧٠)
(روز
قيامت پنج كس از پنج كس ميگريزد)
٣٥٤ ص
(٧٧١)
(مصنف)
اين كتاب گويد
٣٥٥ ص
(٧٧٢)
(پنج
تن از پيغمبران بزبان عربى سخن گفتند)
٣٥٥ ص
(٧٧٣)
(پنج
تن از بدترين خلق خداى عز و جلاند)
٣٥٥ ص
(٧٧٤)
(باب خصلتهاى
ششگانه)
٣٥٦ ص
(٧٧٥)
(شش
خصلت مخصوص اين امت است)
٣٥٦ ص
(٧٧٦)
(زنا
شش نكبت ببار آورد)
٣٥٦ ص
(٧٧٧)
(فرمايش
پيغمبر شما انجام شش عمل را براى من تعهد كنيد تا من بهشت را براى شما متعهد شوم)
٣٥٨ ص
(٧٧٨)
(هر
كس شش عمل را انجام دهد به بهشت خواهد رفت)
٣٥٨ ص
(٧٧٩)
(شش
پيغمبر هر كدام بدو نام)
٣٥٨ ص
(٧٨٠)
(شش
چيزاند كه متولد شدند ولى نه از رحم مادر)
٣٥٩ ص
(٧٨١)
(مؤمن
پس از مرگ هم از شش چيز بهرهمند مىشود)
٣٦٠ ص
(٧٨٢)
(شش
كلمهاى كه بر در بهشت نوشته شده است)
٣٦٠ ص
(٧٨٣)
(شش
خصلت از آثار جوانمردى است)
٣٦٠ ص
(٧٨٤)
(خمس
به شش قسمت ميگردد)
٣٦١ ص
(٧٨٥)
(شش
چيز است كه از اختيار بيرون است)
٣٦١ ص
(٧٨٦)
(خداى
عز و جل شش طايفه را براى داشتن شش خصلت عذاب خواهد فرمود)
٣٦٢ ص
(٧٨٧)
(شش
خصلت در مؤمن نباشد)
٣٦٢ ص
(٧٨٨)
(شش
كس را نبايد سلام كرد)
٣٦٢ ص
(٧٨٩)
(شش
چيز عجيب)
٣٦٣ ص
(٧٩٠)
(دستور
نكشتن شش حيوان)
٣٦٣ ص
(٧٩١)
(خداى
عز و جل شش خصلت را براى پيغمبر خود و جانشينان پيغمبر كه فرزندان اويند و براى
پيروان آنان روا ندانسته)
٣٦٤ ص
(٧٩٢)
(آئين
آسان محمدى شش دستور اساسى دارد)
٣٦٥ ص
(٧٩٣)
(شش
طائفة نانجيباند)
٣٦٥ ص
(٧٩٤)
(شرح )
٣٦٦ ص
(٧٩٥)
(در
شش صورت عزل روا است)
٣٦٦ ص
(٧٩٦)
(احتكار
در شش چيز است)
٣٦٦ ص
(٧٩٧)
(پناه
بردن بخدا از شش چيز است)
٣٦٦ ص
(٧٩٨)
(شش
چيز حرام است)
٣٦٧ ص
(٧٩٩)
(اولين
بار كه گناه در پيشگاه الهى انجام گرفت بخواطر شش چيز بود)
٣٦٧ ص
(٨٠٠)
(چهار
پايان شش حق بر ذمه صاحب خويش دارند)
٣٦٨ ص
(٨٠١)
(سلام
دادن بر شش كس سزاوار نيست شش كس را نشايد كه امام جماعت شوند و شش عمل در اين امت
از اخلاق قوم لوط است)
٣٦٨ ص
(٨٠٢)
(شرح )
٣٦٩ ص
(٨٠٣)
(تفسير
كلماتى كه الفبا را تشكيل ميدهند)
٣٦٩ ص
(٨٠٤)
(ديوانه
كسى است كه شش خصلت در او باشد)
٣٧١ ص
(٨٠٥)
(در
شش نماز تكبيرات افتتاحيه و دعاى توجه مستحب است)
٣٧١ ص
(٨٠٦)
(از
تن شهيد شش چيز بايد كنده شود و ديگر جامههايش را نبايد بكنند)
٣٧٢ ص
(٨٠٧)
(مردم
شش گروهاند)
٣٧٢ ص
(٨٠٨)
(كسى
كه با كسى دوست است از انجام شش كار در باره او بايد دورى كند)
٣٧٣ ص
(٨٠٩)
(خداى
عز و جل انگشترى بحضرت ابراهيم فرو فرستاد كه شش حرف آن بر آن نوشته شده بود)
٣٧٣ ص
(٨١٠)
(خداى
عز و جل شيعه را از شش خصلت بسلامت نگه داشته است)
٣٧٥ ص
(٨١١)
(امير
المؤمنين(ع) با مردم محاكمه كرد و با شش دليل پيروز گرديد)
٣٧٥ ص
(٨١٢)
(شش
دعاى نامستجاب)
٣٧٦ ص
(٨١٣)
(شش
طائفه گرفتار لعنت شدهاند)
٣٧٧ ص
(٨١٤)
(شش
چيز مايه كمال مرد است)
٣٧٧ ص
(٨١٥)
(طبقات
ششگانه مردم)
٣٧٨ ص
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٢٩٠ - (خواب بر چهار گونه است)
(مردم چهار صنفاند)
١٣٩- امام صادق ٧ فرمود: مردم چهار صنفاند.
١- نادان هلاكشده هوا پرست.
٢- عابد رياكار و متقى نما كه هر چه عبادت بيشتر كند تكبرش افزونتر شود.
٣- دانشمندى كه ميخواهد بدنبالش راه روند و دوست دارد كه مردم ستايشاش كنند.
٤- شناساى راه حق كه دوست دارد قيام بحق كند ولى ناتوان است يا شكست خورده اين چنين شخص از همه مردم زمان تو بهتر است و خردمندتر.
(خواب بر چهار گونه است)
١٤٠- امام حسين ٧ فرمود: امير المؤمنين در مسجد كوفه بود كه مردى از اهل شام بپا خواست و سؤالاتى نمود كه از جمله اين بود كه عرض كرد بيان بفرمائيد كه خواب بر چند گونه است فرمود:
خواب بر چهار گونه است پيغمبران : بر پشت ميخوابند و چشمشان نميخوابد و بانتظار روحى الهى بيدار است و مؤمن بپهلوى راست ميخوابد روى بقبله و پادشاهان و شاهزادگان بپهلوى چپ ميخوابند