ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٧٥ - (دو دريا بهم برخوردند و بهم در نياميختند)
براى اهل دنيا، آسايش فقط در بهشت آفريده شده است و براى اهل بهشت، و ناراحتى و زحمت در دنيا آفريده شدهاند و براى اهل دنيا، و هر كسى را يك كاسه از دنيا دادند دو مقابل آن حرص باو دادند و هر كه از دنيا بيشتر بدست آورد نيازمندىاش فزونتر خواهد بود زيرا در نگهدارى ثروتش بمردم محتاج است و بهر وسيلهاى از وسايل دنيوى احتياج پيدا ميكند پس در ثروت دنيا آسايش نباشد ولى شيطان در درون فرزند آدم وسوسه ميكند كه در جمع كردن مال آسايش است و حال آنكه او را در دنيا بناراحتى ميكشاند و در آخرت بپاى حساب، سپس فرمود: دوستان خدا هرگز زحمت دنيا را براى دنيا نكشيدند بلكه زحمت در دنيا را براى آخرت كشيدند سپس فرمود: هان، كسى كه غم روزى خورد يك گناه بر او نوشته مىشود عيسى مسيح بحواريين چنين گفت: كه دنيا پلى بيش نيست از آن بگذريد و بآباديش نپردازيد.
(دو دريا بهم برخوردند و بهم در نياميختند)
٩٦- يحيى بن سعيد قطان گويد: شنيدم امام صادق ٧ در تفسير آيه شريفه: مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ ميفرمود: على و فاطمه دو درياى ژرفاند كه هيچ كدام بر ديگرى ستم نكند و لؤلؤ و مرجان يعنى حسن و حسين كه از اين دو دريا بيرون مىآيند.