ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٢٩٣ - (گفتار خداى عز و جل بابراهيم كه چهار پرنده بگير و سپس آنان را در گرد خود قرار بده)
(گفتار خداى عز و جل بابراهيم كه چهار پرنده بگير و سپس آنان را در گرد خود قرار بده)
١٤٦- امام صادق ٧ فرمود: بيان گفتار خداى عز و جل كه فرمود: چهار پرنده براى خود بگير و آنان را برگرد خود قرار بده و بهر كوهى پارهاى از آنان بگذار فرمود: ابراهيم، هدهد و صرد[١] و طاوس و كلاغ را گرفت و سربريد و سرشان را بيك سو نهاد سپس پيكرشان را با پرها و گوشت و استخوان در هاون كوبيد تا بهم در آميخت سپس آنها را ده قسمت كرد و بر ده كوه گذاشت سپس آب و دانهاى در كنار خود نهاد و نوك پرندهها را بميان انگشتان خود گرفت سپس گفت: باذن خداى عز و جل هر چه زودتر نزد من آئيد گوشتها و پرها و استخوانها بسوى يك ديگر به پرش در آمدند تا پيكرها بصورت اوليه درست شد و هر پيكرى آمده و بگردنى كه سر و منقارش در آن بود چسبيد ابراهيم نوكهاى پرندهها را رها كرد پرندهها بر كنار آب فرود آمدند و آب آشاميدند و دانه برچيدند سپس گفتند: اى پيغمبر خدا هم چنان كه ما را زنده كردى خداى زندهات نگهدارد ابراهيم فرمود: بلكه خداوند زنده ميكند و ميميراند اين تفسير ظاهر آيه است امام ٧ فرمود: و تفسير آيه از نظر باطن اين است كه چهار نفر از سخنسنجان را انتخاب كن و دانش خود را بآنان بياموز و سپس آنان را بنمايندگى از طرف خود باطراف زمين بفرست و هر گاه خواستى كه نزدت آيند بنام بزرگ خدا آنان را ميخوانى كه باذن خدا شتابان نزد تو خواهند آمد.
[١] صرد بضم صاد و فتح را مرغى است كه گنجشك را شكار كند بفارسى وركاك است، منتهى الارب،