ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٢٧ - شرح
معنى شده است پيدا است كه جاى تقيه نيست چون به صريح آيه قرآن حرام است و اگر مقصود شراب خاصى باشد باز چون شافعى آن را حرام ميداند ميتواند باستناد گفته او آن را نياشامد و اما مسح بر خفين براى اينكه بنص آيه قرآن حكم مسح براى پا است و بر خفين مسح كردن بدعت روشنى است و علاوه بر اين ميتواند كفشهاى خود را بيرون آورده و مسح بكشد و سپس موافق مذهب عامه پاهايش را بشويد چنانچه از پارهاى از روايات استفاده مىشود. بوسايل ج ١ ص ٦٥ باب وجوب المسح على الرجلين مراجعه شود.
(آنكه بقضاى الهى خوشنود است و آنكه از آن دلتنگ است)
٨٠- امام صادق ٧ فرمود: كسى كه بقضاى الهى راضى است قضاى حق در باره او جارى شود و پاداش گيرد و آنكه از قضا دلتنگ باشد قضا بر او جارى شود و خداوند پاداش او را نيز ضايع فرمايد.
(شتران سرخ موى را در برابر يك حال نبايد دوست داشت)
٨١- امام سجاد ٧ فرمود: من دوست ندارم بجاى حالت انكسار و فروتنى كه مرا است شتران سرخ موى ميداشتم و جرعهاى از گلو فرو نبردهام كه در كار من گواراتر باشد از جرعه خشمى كه فرو برده و با صاحبش تلافى نكنم.
شرح:
احتمال ميرود كه معناى جمله اول چنين باشد: دوست ندارم كه عزت نفسم را از دست داده و ذلت نصيبم گردد هر چند بعوض شتران سرخ مو نصيبم گردد و بعيد نيست كه اين معنا ظاهرتر باشد گرچه با جمله بعدى مختصر منافاتى دارد، دقت شود.