ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٦٥ - (در بيان فرمايش رسول خدا كه من فرزند دو ذبيحم)
(در بيان فرمايش رسول خدا كه من فرزند دو ذبيحم)
٧٨- حسين بن على بن فضال گويد: از امام رضا ٧ معناى فرمايش پيغمبر را كه فرمود: من فرزند دو ذبيحم پرسيدم فرمود: مقصود از دو ذبيح يكى اسماعيل فرزند ابراهيم خليل است و ديگرى عبد اللَّه فرزند عبد المطلب، اما اسماعيل او همان بچه بردبارى بود كه خداوند بشارتش را بابراهيم داده بود هنگامى كه بهمراه فرزند بسعى بين صفا و مروه رسيدند ابراهيم بفرزندش گفت: پسرم من در عالم خواب مىبينم كه ترا سر مىبرم نظر تو در اين باره چيست؟ اسماعيل گفت: پدر مأموريت خود را انجام بده و نگفت: پدرم آنچه ديدى عمل كن، ان شاء اللَّه مرا شكيبا خواهى يافت چون ابراهيم بسر بريدن فرزندش تصميم گرفت خداوند بذبح عظيمى فدايش داد و آن گوسفند نرى بود برنگ سپيد و سياه كه دور از شهر و آبادى مىچريد و آب مىآشاميد و راه ميرفت و بول ميكرد و پشكل ميانداخت (و كسى تا آن روز آن را نديده بود) و پيش از اين چهل سال در باغهاى بهشتى مىچريد و از شكم ماده بيرون نيامده بود و خداوندش باراده خود آن را آفريده بود تا فداى اسماعيلاش گرداند و آنچه در منى ذبح بشود تا روز قيامت همه فداى اسماعيل است اين يكى از دو ذبيح است و اما ذبيح دومى جريانش اين بود كه عبد المطلب حلقه كعبه را گرفت و از خداوند خواست كه ده پسر باو عطا فرمايد و بمنظور استجابت اين دعا نذر كرد كه يكى از ده فرزند را ذبح كند چون شماره پسران بده رسيد گفت: خداوند بوعده خود وفا كرد من نيز بايد بنذر خويش وفا نمايم آنگاه فرزندان خود را بميان خانه كعبه برد و قرعه بنامشان انداخت قرعه بنام عبد اللَّه