ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٢٠٧ - (سه صفتى كه در امير المؤمنين(ع) بود)
دوستدار خدائيد از من پيروى كنيد تا خداى دوستدار شما باشد و گناهان شما را بيامرزد پس هر آنكه خداى را دوست بدارد خدايش دوست بدارد و هر كه را خدا دوستش بدارد از خاطر آسودگان است.
(امير المؤمنين با ميزبان خود سه شرط كرد)
٢٦٠- امام رضا ٧ فرمود: مردى على ٧ را دعوت كرد على ٧ باو فرمود دعوتت را به سه شرط مىپذيرم، عرض كرد: آن سه شرط چيست يا امير المؤمنين؟ فرمود: از بيرون خانه هيچ براى ما تهيه نكنى و از آنچه در خانهدارى هيچ دريغ ندارى و بر اهل خانهات تنگ نگيرى، عرض كرد:
پذيرفتم، على بن ابى طالب نيز دعوت او را پذيرفت.
(سه صفتى كه در امير المؤمنين ٧ بود)
٢٦١- امام صادق ٧ فرمود: شخصى از امير المؤمنين پرسيد و گفت: مرا در باره سه چيز كه تو را است پرسشى است، پرسشم از كوتاهى قامتت و از بزرگى شكمت و از بىموئى جلو سرت ميباشد امير المؤمنين فرمود: كه خداى تبارك و تعالى مرا نه بلند قامت آفريده است و نه كوتاه قد، بلكه ميان بالايم آفريده است تا دشمن كوتاه قد خود را با شمشير از سر به دو نيم كنم و بلند قد را از ميان، و اما بزرگى شكمم از آن رو است كه رسول خدا درى از دانش برويم گشود كه هزار در از آن بر من گشوده شد از فشردهگى دانش در اندرونم شكم من بزرگ شد.